body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

تجربه ای پر ارزش ...
ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳٩٤
 


 
comment نظرات ()
 
گفت و گو ...
ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳٩٤
 

گفت و گویی با علی(ع) ...

  • شما که با این وضع کمک به فقرا، نمی توانید تمام فقرا را از فقر نجات دهید، پس چرا این گونه اید؟
  • آیا  این طوری فقر ریشه کن می شود؟
  • چرا به تن فرزندان خود لباس حد متوسط (به این نکته توجه کنید که حدمتوسط در زمان حضرت علی(ع) بسیار پایین بوده است. از زمان معاویه حدمتوسط به خاطر فتوحاتی که شد و غنایمی که همراه آورد، بالاتر رفت.) نمی پوشانید؟
  • چرا با این که در وسع مالی شما هست که لباس بهتر برآن ها بپوشانید، این کار را نمی کنید؟

علی(ع) ...

" بله در وسع من هست، اما اگر زنی به شوهرش بگوید که چرا کفش بهتر پای بچه هایت نمی کنی؟ او می تواند بگوید که بچه های علی هم همین نوع کفش ولباس می پوشند. "

  • اما این حرف آیا فقرمادی آن ها را از بین می برد؟
  • کفش برایشان تهیه می کند؟

علی(ع) ...

" نه، اما لااقل رنج روانی را از بین می برد. واقعش این است که اگر همه با هم دست به دست هم بدهیم، نمی توانیم فقرمادی را از صفحه جهان ریشه کن کنیم. اما لااقل می توانیم چنان زندگی کنیم که زندگی فقرا برایشان قابل تحمل شود. لااقل رنج فقرا را باعث نشویم. بارها گفته ام که گمان نکنید که " بد " همان است که تحت عنوان بد درفقه آمده، که من بایک لباس یا کفش یا یک نوع تجمل خاص اگر وضع نابسامان فقرا را برای خودشان غیرقابل تحمل کنم، این کم جنایتی نیست. "

در جایی خوانده بودم که ...

امروزه کسانی کارهایی می کنند که از لحاظ فقهی نمی توان گفت کار بدی است، اما هر انسان باوجدانی می فهمد که امر بسیار غیرقابل توجیهی است، اگر نمی توانم فقر را ریشه کن کنم، لااقل طوری لباس بپوشم و زندگی کنم که دیگران زیاد با من اختلاف مرتبه احساس نکنند. این اختلاف مرتبه هاست که زندگی را غیرقابل تحمل می کند و این خیلی مهم است. این یکی از بزرگ ترین مظلمه های انسانی و اخلاقی است. واقع بینی اقتضاء می کند که بپذیریم...

  • اولاً فقر مادی ریشه کن شدنی نیست.
  • ثانیا فقر معنوی ریشه کن شدنی است.

اگر پولی نمی دهید، پول داشتن خود رابه رخ آن ها نکشید. رفاه معنوی آن ها در اختیار ماست. تفصیل این مطلب را به درایت خود شما احاله می کنم. خود شما پیگیر این قضیه باشید و ببینید چه قدر از این ناحیه ما ظلم ناخواسته می کنیم.

مطلب دیگر آن است که وقتی لباس فاخر می خرید، خانه تجملی می خرید، ماشین و... بهتری می خرید، این ها به چه قیمتی حاصل شده؟

اگر این ها را با صرف وقت کمتر و نیروی کمتری بخواهید، باید به هزار آلودگی (ربا، ریا، کم فروشی، گران فروشی و...) تن دردهید و بدانید که...

نمی ارزد جهانی در اختیار شما باشد؛ اما روح خود را ازدست بدهید.

چگونه گاه انسان روح خود را می فروشد تا در آزادیش دنیا را به دست آورد.

این غبن بزرگی است که روح خود را درازای دنیا به شیطان بفروشیم.

اما اگر این ثروت بیشتر را بخواهیم با وقت و نیروی عادی کسب کنیم.

آیا حیف نیست که عمر را بدهیم، درازایش جنس بگیریم؟

در هر خرید نباید پرسید چند خریدی، باید پرسید به چند ساعت خریدی. هر جنسی تبلور ساعاتی از عمر ماست.

آیا به این جا آمده ایم که جنس بگیریم؟

ما در تمام حلال خواری های خود و نه در حرام خواری دائما داریم وقت و عمر خود را می دهیم.

کسائی مروزی می گفت...

من حتی از گل فروشان تعجب می کنم. ای گ لفروشان گل چه ستانی به سیم؟

آیا می ارزد گلی بدهیم و به جایش سیم بگیریم؟  

کسانی که بر بام عالم، اشراف پیدا کرده اند، خوب فهمیده اند که نمی ارزد که عمر را بدهیم و به جایش جنس بگیریم.

پس راه چیست؟

گفته اند...

الضَّرورَةُ تُقَدَّرُ بِقَدَرِها

اگر می خواهی زندگی به ضرورت کنی، خوب، ضرورت قدر دارد.

به همان میزان، ضرورت را بگیر، نه بیش از اندازه.

به قول حضرت علی(ع)، عمر را فقط در قبال آن چه گرانقیمت تر از عمر است بدهید. عمر را بدهید و به جایش معنویت بگیرید، این معامله خوبی است.

می گویند فارابی در بازارهای بغداد( که در آن  زمان، مادر شهر جهان و عروس شهرهای جهان بوده) قدم می زده و می گفته چه قدر در این جا اجناسی هست که من به این ها نیازی ندارم. خوب فارابی می دانسته آن ها که این جنس ها را دارند، از او خوش تر زندگی می کنند. اما خوش تر زندگی کردن به معنای خوب تر زندگی کردن نیست. خوشی تا آن جا که با خوبی منافات نداشته باشد، ایراد ندارد. اما غالب خوشی ها با خوبی ها در تضاد است.


 
comment نظرات ()