body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

کارگاه تغییر مجددا آماده ثبت نام شماست ...
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥
 

سلام به اهالی

فرصتی دوباره برای فرصت دادن به خودمان.
با همکاری جامعه یاوری فرهنگی و در یک محیط فرهنگی آرام و زیبا به استقبال تغییری
متمایز با آن چه که می توان تصور نمود خواهیم رفت. 
تلفن برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر: ۲۶۴۰۲۶۱۰

 
comment نظرات ()
 
معرفی و هدف امروز این وبلاگ ...
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥
 

مطلبی در خصوص روز جمعه :

 

بی شک همه ما از افکارمان فرمان می گیریم،

فرمان هایی که تابعی از تصاویری است که ما به اراده خودمان در بایگانی به نام ذهن انباشت کرده ایم.

از آن جمله تصاویر، دیدگاه مان به روز جمعه است.

جمعه ای که گویا سراسرش بی برنامه گی است.

جمعه ای که سراسرش تنهایی است.

جمعه ای که در آن غم سراغمان می آید.

جمعه ای که همه چیز هست و هیچ چیز نیست.

جمعه ای که گویا کسی برای کسی نیست.

جمعه ای که، جمعه ای که ...

فقط کافیست قدری به خودمان بیاییم و نظاره کنیم که آیا سایر روزهای هفته مان با برنامه است؟

سایر روزهای هفته مان تنهایی نیست!

سایر روزها شادیم؟

سایر روزها همه چیز سرجای خودش است؟

سایر روزها برای هم هستیم؟

و ...

جمعه بهترین روز هفته است چرا که حداقل خودتی و اگر این خود مطلوبت نیست، کاری بکن.

آن چه که تو را و مرا متمایز می کند این دست که درجا نزیم، وانمایم، مغلوب نشویم.

جمعه بهترین روز هفته است چرا که فردایش آغازی دوباره است.

مگر این که آغازگر شادی، هم راهی، هم دلی، هم زبانی، هم کاری نباشی و نخواهی که باشی.

که اگر این گونه است چه فرقی دارد در کدامین روز هفته نفس می کشیم.

همین لحظه که این متن را می نویسم دلیلش توی ...


 
comment نظرات ()
 
 
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ تیر ۱۳٩٥
 

دو مخلوق خداوند یکی با صفت نجابت و آن یکی وفا.

کاش انسان هم همین دو صفت را داشت ...


 
comment نظرات ()
 
ضربان زندگی ...
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ تیر ۱۳٩٥
 

نام دستگاهی که ضربان قلبمان را نمایش می دهد Cardiograph است. 
کارش نشان دهنده وضعیت تپش قلب ماست.
روایت من اما معرفی نام و کار این دستگاه نیست.
موضوع آگاهی ما در زمانی است که به این نمودار نگاه می کنیم.
با بالا و پایین رفتنش به ما می گوید که هنوز زنده ایم.
سوال من این جاست که چگونه زنده ایم یا چگونه زندگی می کنیم؟
بعضی از قسمت ها بالای نمودار مانند بخشی از زمان های ماست که در اوج ناراحتی
یا خوشی هستیم و قسمتی از نمودار در پایین ترین نقطه قرار دارد همانند بخشی از زندگی که در نهایت کمبود و نیازیم.
آن چه مهم است روند ادامه دار آن است که به ما می گوید در جریان هستی و هم چنان زنده.
زندگی سراسر بالا و پایین دارد و این معنای درست و حقیقت محض زندگیست که گاه بالا نشینی و گاه نه،
گاه خوش حالی و گاه نه،
گاه همراهی و گاه نه،
گاه داری و گاه نه،
گاه دیده می شوی و گاه نه،
گاه لذت می بری و گاه نه،
گاهی دل می دهبم و گاه نه،
گاه منطقی هستیم و گاه احساسی،
گاهی جوری گاه ناجور،
گاه تکیه گاهی و گاه تیکه می دهی،
گاه مصممی و گاه شک داری،
گاه دوست داری و گاه بی تفاوت می شوی،
گاه می خواهی و گاه فرقی برایت نمی کند،
گاه به دنبالش هستی و گاه به دنبالت،
گاه اراده می کنی و نمی شود،
گاه آرزو می کنی و مستجاب نمی شود،
گاه می بخشی و گاه نمی بخشند،
گاه هست انکار می کنی،
گاه نیست روایت می کنی،
گاه دست می گیری گاه پشت پا می خوری،
گاه بر زبان می آوری گاه خاموش می شوی،
گاه می خوابی، خوابت نمی برد،
گاه بیداری، خوابت برده است،
گاه شروع نشدی تمام می شوی،
گاه تمام شده، تمام نمی شوی،
و گاه و گاه و گاه ...
همه این را گفتم که بگویم زندگی تا ضربان دارد فرصت داری.
من زندگی را دوست دارم ...

 
comment نظرات ()
 
سلام به اهالی ...
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٥
 

لحظاتی که به حتم بخشی از عمرم به حساب نخواهد آمد.

 

 

دوست دارم شما را شریک  اتفاقی که دیشب برایم افتاد نماییم ...

از مجلس افطار شروع شد.

نشسته بودم که یکی از استادان خوب عرصه گویندگی وارد سالن شد.

از آن جایی که در گذشته ام خاطرات خوبی از همکاری با این بانوی محترم داشتم، به لطف خدای مهربون فرصت دوباره ای فراهم شد تا سخن تازه کنیم.

مردم خوب کشورمان ایشان را  با نام، مریم مه نگار می شناسند.

 

گل این تعامل بدان جا رسید که فردا شبی مهیا شود تا نظاگر لحظاتی باشم که به حتم بخشی از عمرم به حساب نخواهد آمد.

اما بعد ...

یک استودیو ضبط برنامه را در ذهن تصور کنید...

از امکانات فنی که بگذریم،  اسم برنامه گلستانه است و برای شبکه 1 تهیه می شود و امیدوارم به زودی هم پخش شود.

مهمانان برنامه دو توانمند در عرصه هنر ایران زمین بودند، یکی در عرصه خط، دکتر اسرافیل شیرچی...

متولد ۱۳۴۱ بابل و فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است. مهم‌ترین ویژگی آثار این هنرمند خوب، توجه و کار در زمینه خط شکسته نستعلیق و آموزش آن است. تعداد بسیاری از آثار خوشنویسی این هنرمند در قالب مجموعه‌های نفیس به چاپ رسیده‌اند. او نمایشگاه‌های متعددی از آثار خوشنویسی‌اش را در داخل و خارج از کشور برگزار کرده است. استاد شیرچی پنجمین کتابش را که شامل مجموعه آثارش در ۱۰سال گذشته است، فروردین ماه امسال منتشر کرده است.

و دیگری، دکتر محمد بقایی.


دکتر محمد بقایی (ماکان) فارغ‌التحصیل رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و از اقبال‌شناسان مشهور جهان است. وی تاکنون بیش از هر اقبال‌شناس دیگری درباره اقبال و اشعارش مطلب نوشته است. مجموع آثاری که بقایی در این باره نگاشته‌ بیش از 25 جلد کتاب و حدود 10 هزار صفحه است که نام او را یادآور نام علامه اقبال کرده است. وی در سال 2005 از سوی ریاست‌ جمهوری وقت پاکستان مفتخر به دریافت عالی‌ترین نشان فرهنگی این کشور شد، هم چنین وی بیش از 60 اثر تألیفی و ترجمه دارد.

ایشان تجربه ای با بیش از 4000 ساعت برنامه رادیویی را در شناسنامه تلاششان آن هم در قبل از انقلاب ثبت کرده اند.

حالا چرا مطلبم را با این جمله که،

لحظاتی که به حتم بخشی از عمرم به حساب نخواهد آمد زمانش از گفت وگوی این دو بزرگوار با مجری پرتوان و آگاه برنامه آغاز شد  و نهایتش این شد که دلیلی شود برای نوشتن ...


بخشی کوتاه از نتایج این حضور:

هنرمند کیست؟

هنرمند برون آرام و درونی پرغوغا دارد و هنرمند واقعی کسی است که بتواند آن غوغا را در آثارش بنمایاند.

هنرمند ستایش گر زیبایی هاست.

اگر خوب نگاه کنیم بسیاری از ما، همین طوریم.

درونمون پر از غوغاس.

اما فرق ما با هنرمند درجنس غوغاهاست.

یعنی این که غوغای او، زایش گر ارتباطی عمیق است، ارتباطی متمایز با خودش و جریانی که از عشق سیراب می شود که به راحتی می توان تجلی آن را در آثارش دید.

مگر این نیست که می گوید ...

" زندگی در صدف خویش گوهر ساختن است "

بی شک همه ما به نوعی اثری از خود به جا خواهیم گذاشت و محل این آثار در قلب و روح کسانی است که اطراف مان هستند. می توان آن ها را جست. از حسی که به ما دارند شروع می شود و به ارزشی که برایشان داریم ختم.

همه ما به طور حتم نویسنده داستانی هستیم که نقش اولش را خودمان بازی می کنیم حتی هم اکنون که این متن را می خوانیم بازیگرش هستیم.

اگر از خودمان بپرسم که حاصل ارتباط خودم با خودم و آثار این ارتباط تا جایی که امروز هستم چگونه است؟

پاسخش برای بسیاری از ما نارضایتیست و این که آرامش لازم را نداریم.

اگر این طور است بیایم از این لحظه همانند معلمی که پس از نوشتن املا سرکلاس به مقش هایم نمره می داد و غلط هایش را در صفحات دفترمان یادداشت می کرد و ما تا پایین صفحه دفتر آنان را تکرار می کردیم، امشب سرمشق زندگی خودمان را خودمان بنویسیم تا مشق خوبی برای زندگی مان  شویم.

و این گونه شاید حالمان خوب شود ...


 
comment نظرات ()
 
سلام به اهالی ...
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٥
 

 

همه ما به امیدی زنده ایم،

امیدی از جنس زمین،

که نداشته هایمان را به داشته ها،

نبودها را به بودها،

نشدهایمان را به شدها مبدل کند،

و در نهایت از نداری به دارایی برسیم،

ثروتمند شویم و صاحب مال و ماشین و زمین و ...

و بعد... متوجه شویم که چه بیهوده تلاشی بود،

عمرم رفت و در داشته هایم نیافتمش،

گویا راه را اشتباه رفتم،

امیدم اشتباه بود،

چرا که امید را در زمین و زمینیان جست و جو کردم،

 

اما امروز روز دیگریست،

طلوع امیدی است که بشریت با هر مرام و مسلکی، قرن هاست انتظارش را می کشد و چه قدر زیباست دوستی با این امید آسمانی ...


 
comment نظرات ()
 
سلام به اهالی ...
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

هر روز صبح وقتی که از خواب بیدار می شویم و هنوز از بستر بلند نشدیم اندیشه های ذهن مان به جریان می افتند.
این جریان به شکلی است که انگار کسی درسرمان با ما حرف می زند،
به طور معمول این گفتگوی ذهنی بیشتر به مسایل گذشته مربوط می شود که شامل بحث و بگو مگوی ما با فرد یا افراد دیگری است.
این محاوره بی نتیجه در ذهن، دستاوردی جز خستگی روحی و بی انرژی شدن مان ندارد ضمن آن که ما را از اهداف مان دورتر و دورتر می کند،
و بدین گونه است که زندگی مان به یک گذران پوچ و بی فایده تبدیل می شود.

سعی کنیم از فردا صبح که چشمانمان را به روی زندگی گشودیم به این گفت و گوی ذهنی توجه بیشتری کنیم و ببینیم که به ما چه می گوید؟
چگونه می گوید؟
و این که دنبال چیست؟
و در ادامه ی این گفت و گو حالمان چگونه است؟
این گفت و گوی پنهان از همه، ریشه های حال بد و خوب ماست...


 
comment نظرات ()
 
اسیر پشت سرت نشو ...
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٥
 


 
comment نظرات ()
 
سلام به اهالی
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

امروز سه شنبه 14 اردیبهشت ماه، دومین نشست از کارگاه " نقطه آغازین تغییر" برای جمعی از مدیران شرکت پترو سرویس پارسیان کیش برگزار شد.


 
comment نظرات ()