body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

گاهی پدرها هم می توانند ...
ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳
 

بله پدرها هم گاهی حوصله شان می شود ...

 


 
comment نظرات ()
 
شیوه ای خلاقانه در نمایش مفهوم داده،اطلاعات،ارائه و دانش ...
ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳
 

 

ممکن است تا به حال تعاریف مختلفی از داده ، اطلاعات ، ارائه و دانش شنیده باشید؛ هر کدام از این تعاریف به شیوه ای بیان شده اند. اما این بار با یک شیوه بسیار خلاقانه و جذاب به بیان این واژه ها می پردازیم.
تصویر فوق نمایشی خلاقانه از نوشته ها و توضیحات زیر می باشد .

DATA یا داده

به بخشی از اطلاعات مرتبط با هدف و موضوع تحقیق اطلاق می‌شود و چیز یا چیزهائی خامی هستند . داده ها‌ فقط وجود دارند و چیزی فراتر از موجودیت ارائه نمی دهند . داده ها می‌توانند در هر شکل و فرمی وجود داشته باشند، قابل مصرف و غیرقابل مصرف .داده ها شامل معنی و تعریفی از خود نمی‌باشند.

INFORMATION یا اطلاعات 

اطلاعات به معنی تمام واقعیت ها و گزارش هایی است که در منابع علمی وجود دارد و از داده ایست که در پروسه قرار گرفته است، این بخش قادراست که فقط پاسخ گوی «چه کسی؟» «چه چیزی؟» و «چه زمانی؟» باشد .

داده‌هایی است که دارای معنی، هدف و ارتباط باشد و مفهومی گسترده‌تر از Data است. اطلاعات داده‌هائی است که به آن از طریق ارتباطات رابطه ای معنی داده شده است این « معنی » می تواند سودمند باشد. اما در آن بایدی نیست.

PRESENTATION یا ارائه

مجموعه ای از اقدامات که نحوه نمایش اطلاعات را جذاب تر و مورد استفاده تر می کند و به تفهیم بهتر مسائل کمک می کند.

KNOWLEDGE یا دانش

اطلاعاتی سازماندهی و تجزیه‌ و تحلیل‌شده است که می‌تواند قابل‌ درک و نیز کاربردی برای حل مساله و تصمیم‌گیری باشد. به طور کلی نتیجه اطلاعات و داده ها که مورد پذیرش قرار گرفته است.


 
comment نظرات ()
 
مشتریانم به پیشنهادهایم گوش نمی‌دهند...
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳
 

زمانی که مشتریانم به من گوش نمی‌دهند، احساس ناکامی می‌کنم.

آیا آن ها برای توصیه‌ها و خلاقیت من پول پرداخت نمی‌کنند؟

از این که دیدگاهم را با کسانی به اشتراک بگذارم که نمی‌دانند در مورد چه چیزی صحبت می‌کنند، متنفرم اما بسیاری از آن ها اصرار می‌کنند که کارها به شیوه خودشان پیش برود.

بهترین راه برای گوش دادن آن ها چیست؟

آیا من متخصص نیستم؟

 

متخصص عزیز،

باید به یاد داشته باشیم که ما برای مشتریانمان کار می‌کنیم، نه برای خودمان. قانع کردن آن ها در مورد این که ما بهتر می‌دانیم که چه می‌کنیم، کار ما نیست. کار ما این است که بفهمیم چه چیزی برای آن ها با معنا و ارزشمند است. وظیفه ما این است که چیزی بسازیم که آن ها به آن تعلق دارند.

یک بار از من خواسته شد مراسمی را با استفاده مطلق از کاغذ طراحی کنم. من علاقه وافری به گل‌های واقعی و پارچه‌های گران‌قیمت دارم؛ از این رو کاغذ انتخاب اول من نبود. با این وجود، این کار تبدیل به پروژه‌ای بسیار سرگرم‌کننده و الهام‌بخش شد. با کاغذ گل‌های رز و لاله زیبایی درست کردیم و حتی رومیزی‌های زیبا چیزی به جز کاغذ نبودند. من و تیمم کار خود را به نحوی پایان دادیم که هیچ‌گاه تصور آن به ذهنمان خطور نکرده بود. طراحی این مراسم با کاغذ بسیار هیجان‌آمیز بود. همه چیز بسیار زیبا شده بود و شبیه هیچ‌کدام از مراسمی نبود که حداقل ما تا به حال دیده بودیم.

هنرمندان هنرهای زیبا مانند مجسمه‌سازها یا نقاش‌ها زمانی احساس خرسندی می‌کنند که در خلق آثار خود از ذوق و قریحه‌شان استفاده کنند؛ اما ما در بخش خدماتی جامعه فعالیت می‌کنیم، به همین دلیل ما دیدگاه، الهام، ذوق و خلاقیتمان را صرف خدماتی می‌کنیم که مشتریانمان انتظار دارند. اگر این کار را نکنیم، غرور و خودخواهی خود را بر آن چه مشتریانمان می‌خواهند، ترجیح داده‌ایم. این شیوه کار برای کسب‌وکار یا روحیه خلاقانه‌مان مخرب است.

من طی سالیان دراز افراد بسیاری را شناخته‌ام که در تجارت طراحی و برگزاری مجالس فعالیت دارند و تصور می‌کنند که همیشه خودشان بیش از همه می‌دانند. آنها در مورد ارباب رجوع خود می‌گویند:

« فکر کرده‌اند چه کسی هستند که به من می‌گویند چه کار کنم؟»

آن ها تصور می‌کنند که استعداد داشتن به معنای آن است که تمامی تصمیمات نهایی را خودشان بگیرند. چنین افرادی دیدگاه و چشم‌اندازی واضح داشته و اشتیاق عظیم برای اجرای آن دارند اما امتناع از توجه به نظرات مشتریان باعث می‌شود افرادی خودمحور و سرسخت شوند که قادر به گوش دادن نیستند. حتی اگر مشتریانشان از کار آن ها راضی نباشند، برایشان اهمیتی ندارد. چنین فردی عملا هدف را فراموش کرده و ابزار را به هدف ترجیح می‌دهد. وضعیت چنین فردی مانند مدیری است که به او از اهمیت برنامه‌ریزی می‌گویند و او چنان شیفته و غرق در برنامه‌ریزی می‌شود که اجرای آن ها را فراموش می‌کند.

این مدیر فراموش می‌کند که برنامه‌ریزی برای اجرای بهتر امور است و بدون اجرا هیچ ارزشی نمی‌توان برای آن قائل شد. در زمان کار کردن با مشتریان هم باید به این موضوع توجه کرد. ما برای انجام بهتر کارها و رضایت بیشتر مشتری، اقدام به ارائه پیشنهادهای خود می‌کنیم؛ اما در نهایت مشتری باید تصمیم بگیرد که کدام ایده تناسب بیشتر با نیازهایش دارد. پیشنهادها و تخصص ما ابزاری در جهت کسب رضایت مشتری هستند و نه هدف کسب‌وکار ما.

هرچند برخی از مشتریان به‌طور خالصانه می‌خواهند به آن ها گفته شود که چه کار کنند، بیشتر آن ها تمایل دارند که در فرآیند خلاقیت (چه در انتخاب گل‌ها، لیست موسیقی یا اسباب و فرآیند انجام کارها) مشارکت داشته باشند. زمانی که همکاران خلاق ما به‌دلیل بی‌رغبت بودن به اشتراک کارهایمان، به خواسته‌های مشتریان گوش نمی‌دهند، منجر به بروز اختلافات بسیار، ماجراهای طولانی و مشتریان ناراضی فراوان می‌شود.

زمانی که احساس می‌کنم غرور من مانع انجام خواسته‌های مشتریان می‌شود، مجبور هستم به خودم یادآوری کنم که این پروژه من نیست. تنها تمایل من باید درک و تفسیر خواسته‌های مشتریانم باشد. در حقیقت من باید تلاش کنم زمانی که برای مشتری‌ کار می‌کنیم، با او یگانه شده و کاملا او را درک کنیم. شغل من این است که بزرگ فکر کرده و بهترین پیشنهادهای ممکن را بدهم، اما این هم شغل من است که زمانی که مشتری از ایده من خوشش نیامد، عقب بنشینم.

به یاد داشته باشیم که درک دیدگاه‌های مشتریانتان راهی برای نشان دادن هم دلی است که برای موفقیت در زمینه کاری‌تان بسیار مهم است. تجارت کردن با قلبمان به این معنی است که مشتریانمان را مدنظر داشته و به خواسته‌هایشان پاسخ دهیم؛ نه این که خودخواه باشیم.

زمانی که مشتریان از پیشنهادهایی که ما داده‌ایم استقبال نمی‌کنند، ممکن است احساس کنید به تخصص و دانش ما احترام گذاشته نشده است. ممکن است تمایل داشته باشید که روی پیشنهاد خود تاکید کرده و مقاومت کنید. دفعه بعد که این اتفاق می‌افتد، تلاش برای اثبات ارزش خود به مشتری را فراموش کنیم و به تجربه‌ای که باعث می‌شود، به یک فرد حرفه‌ای خلاق و بهتر تبدیل شویم، اعتماد کنیم. کنجکاو باشیم، خونگرم باشیم و راه‌هایی پیدا کنیم که دیدگاه‌هایمان را با رویاهای مشتریانتان تطبیق دهد (مهم نیست که ذائقه آن ها چگونه است!). با این کار ذهن خود و خلاقیت خود را توسعه خواهیم داد.

نگذاریم غرورمان بیش از اندازه به موقعیت و جایگاهمان نزدیک شود که اگر موقعیت خود را از دست دادیم، غرورمان از دست نرود.

کولین پاول


 
comment نظرات ()
 
درد دل ...
ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳
 

اگر گذشته اوضاعت بهتر بود و امروزت نیست،
اگر دیروز خوب بود و امروز نیست،
اگر قبلا شادی بود و امروز نیست،
به یاد گله هایی که می کردی بیافت،
به یاد غفلت که می کردی بیافت،
و به یاد نا سپاسی هایت،
اما امروز گوش کن...
گذشته معیار خوبی برای نداشته های امروزت نیست چرا که فردا نیز حسرت امروز را خواهی خورد...

این متن کپی نیست درد دلی با توست...

کلیددار


 
comment نظرات ()
 
اولویت بندی تنها کافی نیست، باید به برخی کارها نه گفت ...
ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ آذر ۱۳٩۳
 

 زمان از منابع کمیابی است که غیرقابل بازیافت و جبران است 

وقتی با محدودیتهای زمانی مواجه هستیم، غالباً با این توصیه مواجه می شویم که کارهایت را اولویت بندی کن، گوئی اولویت بندی تنها مسئله را حل می کند. اما واقعیت این است که اولویت بندی تنها بخش کوچکی از مسئله را حل می کند زیرا این طرز تفکر مبتنی بر رسیدگی دیرتر به مسائل کم اهمیت تر است. واقعیت این است که در چنین شرایطی (محدودیت زمانی)، این زمان دیرتر هرگز فرا نمی رسد و بنابراین چنین فهرستی هیچ گاه به انتها نمی انجامد.

راه حل در این جاست که اگرچه اولویت بندی یک الزام است اما قدم بعدی حذف و چشم پوشی یا نه گفتن به کارهائی است که زیر خط معینی از اهمیت قرار دارند. بنابراین در شرایطی که با محدودیت زمان مواجه هستیم بایستی فقط ایمیل های مهم را باز کنیم و لزومی ندارد که تمامی کارهای در دست اقدام را انجام دهیم. لذا با این که نه گفتن به افراد ممکن است کار چندان آسانی نباشد اما تنها راه برای استفاده از زمانی است که در اختیار داریم.

برگرفته شده از  مقالۀ اد باتیستا : پر بازده ترین افراد می دانند چه زمانی ازچه چیزچشم پوشی کنند. منبع : وبلاگ محمد سالاری

 


 
comment نظرات ()
 
وضعیت ایران در نقشه سرطان دنیا ...
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ آذر ۱۳٩۳
 

وزیر بهداشت پایین‌تر بودن ضریب اشغال تخت در برخی بیمارستان‌ها را نشانه دروغ بودن ادعای پر شدن بیمارستان‌ها در نتیجه گسترده شدن موج سرطان دانست‌.

به گزارش سلامت نیوز، همشهری نوشت:«سونامی سرطان در کشور نداریم» این گفته وزیر بهداشت هفته گذشته و در واکنش به برجسته‌شدن اخبار و اعداد مربوط به سرطان در کشور پس از مرگ مرتضی پاشایی بر اثر ابتلا به این بیماری بود.

وزیر بهداشت پایین‌تر بودن ضریب اشغال تخت در برخی بیمارستان‌ها را نشانه دروغ بودن ادعای پر شدن بیمارستان‌ها در نتیجه گسترده شدن موج سرطان دانست‌. اما جالب توجه‌ترین نکته‌ای که وزیر بهداشت به آن اشاره کرد، پنج تا شش برابر بودن آمار سرطان در کشورهای اروپایی نسبت به ایران بود. بررسی این اظهارنظر در منابع غیرایرانی به چند منبع مشخص و البته معتبر در دنیا می‌رسد که مرکز تحقیقات سرطان بریتانیا یکی از آنهاست.‌ در آخرین گزارش منتشرشده در سایت این مرکز نقشه توزیع سرطان در جهان منتشر شده است.

آمار سرطان در سراسر جهان

براساس این گزارش 1 /14میلیون بزرگسال در جهان مبتلا به سرطان در سال 2012تشخیص داده‌ شده‌اند و 2 /8میلیون مرگ ناشی از سرطان ثبت شده است. مقایسه اعداد و اطلاعات این نقشه‌ عدم وجود سونامی‌ سرطان در ایران را تأیید می‌کند. ایران در این نقشه در زمینه سرطان از بسیاری از کشورهای پیشرفته اوضاع بهتری دارد. ضریب اعتماد به آمار‌های این گزارش در 8 سطح طبقه‌بندی شده‌اند که آمار ایران در سطح سوم است. البته قرار گرفتن آمار کشوری مانند آلمان در سطح 2 و چین در سطح 3 نشان می‌دهد این گزارش را باید قابل اعتنا دانست. خلاصه همه این عدد و رقم‌ها این است: خبری از سونامی سرطان نیست.

روی دیگر همه این حرف‌ها البته توجه به این نکته است که با وجود همین آمار پایین باز هم خطر افزایش ابتلا به سرطان با مدرن شدن زندگی‌ها و فاصله گرفتن از زندگی‌های سالم پیشین کشور را تهدید می‌کند و اگر حواسمان نباشد سرنوشت ما هم شبیه به کشورهایی نظیر کشورهای اروپایی و آمریکایی در تعداد بالای مبتلایان به سرطان خواهد بود.‌


سرطان‌ها در ایران

از 85 هزار مورد سرطان جدید در سال، 5 /55 درصد را مردها و 5 /44 درصد را زنان تشکیل می‌دهند. شایع‌ترین سرطان در میان مردان، سرطان معده و سپس مثانه و روده بزرگ است. در میان زن‌ها شایع‌ترین سرطان‌ها، سینه، پوست و سپس معده است. شایع‌ترین سرطانی که باعث مرگ در هر دو جنس می‌شود سرطان معده است. بیشترین آمار ابتلا به سرطان در میان زنان در استان یزد و در میان مردان در استان مرکزی گزارش شده است.



 
comment نظرات ()
 
هوای تازه ...
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳
 

تصویری از آسمان تمیز و هوای مطبوع امروز تهران

این تصویر نشانگر آن است که هنوز زنده هستم و توانسته ام این عظمت هستی بخش را دریابم که همه چیز در حال تغییر است و چنان چه صبر پیشه کنیم تازه گی را مجدد تنفس خواهم نمود ...

این موزیک هم تقدیم شما دوستان خوبم


 
comment نظرات ()