body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

مثلی به زبان شیرین ترکی هست که فارسی اون می شه ...
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۳
 

آب که جاری بشه راهش رو پیدا می کنه. 

این ی قانونه.

تا حرکتی نباشه نتیجه مطلوب هم حاصل نمی شه ...


 
comment نظرات ()
 
یکی از بهترین برنامه هایی که در عمرم مسبب اجرایش بودم ...
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۳
 

 نهمین برنامه از سری نشست های " شنود و گفت های مدیریتی " 

بخشی از مطالب برنامه ...

در سیر تکوین حیات انسانی گه گاهی تحولاتی بزرگ روی می دهد اما نه مکرر و گذشته را منقرض نموده و راه کارها را زیر سوال می برد و انسان را با یک چالش اساسی روبروی می نماید در یازده جلدی که جان دویی قصه تاریخ را  بیان می کند، سرانجام انسان به جایی می رسد که بشریت در آن به نقاط ِعطف ِ تاریخ دوران خود دست می یابد و برای عبور از آن خرد و بینش خود را در پهنه والاتری بازنگری می نماید. 

توین بی (Arnold Joseph Toynbee) که تاریخ تمدن بشر را مطالعه کرده می گوید...

 از 26 تمدن، 21 تمدن از بین رفته است به خاطر آن که نتوانستند از این نقاط عطف تاریخ عبور کنند و به چالش های جدید و بی سابقه ای که به وجودی می آید پاسخ های بی سابقه ای بدهند، در نتیجه منقرض شدند. توین بی به Challenge  و Response اشاره می نماید که در آن دنیا انسان را به مصاف می طلبد و لبیکی که انسان به آن می گوید، سرنوشت ساز است.


 
comment نظرات ()
 
نمی بینیم ...
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۳
 

در تاریکی همه شبیه هم هستیم.

و تاریکی یعنی نبود نور،

و گاهی نور هست،

و باز، نمی بینیم ...

کلیددار

 


 
comment نظرات ()
 
درسی که فهمش درد دارد ...
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳
 

 گه گاهی انسان به مراحلی از تحول می رسد که می بیند آن چه که مقبول بود، دیگر کارآمد نیست و آن چه که کارآمد است هنوز مقبولیت پیدا نکرده است. 

و حیران می ماند که چه باید کرد...


 
comment نظرات ()
 
یادگیری یا فاجعه ...
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳
 

سرنوشت هر فرد، سازمان، جامعه و در نهایت بشریت در گرو یک مسابقه است. مسابقه ای سرنوشت ساز، مسابقه ای مابین دو امر:

  • یادگیری
  • فاجعه

 

که انسان یاد می گیرد و فاجعه را پشت سر می گذارد و یا، یاد نمی گیرد و فاجعه پیشی می گیرد. این یادگیری از جنس دگریست. این یادگیری تاثیر معلومات بر آن چه قبلا به دست آورده ایم نیست. این یادگیری به قولی بازآموزی یا نوآموزیست. این جا فضایی است که یادگیری های فرتوت و فرسوده گذشته ناکارآمد می شود و باید آن ها را به فراموشی سپرد.

به قول حافظ ...

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات

مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی

که گه گاهی باید ورق ها را شست، فراگرفته ها را فراموش کرد تا دگرگون شویم و تجدید حیاتی صورت گیرد و از نو، نو شویم.

به نظر می رسد امروز، بشریت در آستانه چنین وضعیتی قرار گرفته است. شاید اگر استعاره جناب آقای روحانی رییس جمهورمان را به کار ببرم بهتر باشد همان کلید معروف را که چه قفلی باید باز شود یا این که قفل، چه کلیدی را می طلبد و این که کدام کلید برای ورود به هستی دیگر مفتاح و راهگشا می شود... 


 
comment نظرات ()
 
سخنی زیبا از کن رابینسون ...
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳
 

 هر روز، هر کجا کودکان ما رؤیاهایشان را زیر پای ما پهن می کنند، ما باید نرم قدم بگذاریم. 

من عاشق این عبارتم، "رهایی از شیفتگی".... خیلی از افکار ما برای مواجهه با شرایط قرن حاضر شکل نگرفته اند بلکه برای رفع و رجوع شرایط قرن های گذشته شکل گرفته اند. ولی هنوز اذهان ما شیفته و مسحور اون هاست...


 
comment نظرات ()
 
در باب شنیدن ...
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳
 

زمان‌هایی در زندگی‌م پیش می‌آید که فقط نیاز دارم شنیده شوم. 

کسی چیزی به من نگوید،

راهکار ندهد و نقد و قضاوت نکند.

اما درست در همین موقعیت‌ها خودم را توقیف می‌کنم.چیزی نمی‌گویم. لبخندی مصنوعی می‌زنم و الکی می‌گویم حالم خوب است.

به خودم می‌گویم تو قرار نیست ناراحت باشی، قرار نیست خشمگین باشی. اما می دانم که واقعیت چیز دیگری است.

انگار تمام خاطرات گذشته‌ وقتی که دهانم را باز کردم، اعتماد کردم و کلماتم را بیرون ریخته‌ام به یادم می‌آید.

یادم می‌آید که چه طور نقد شدم.

یادم می‌آید که قرار بوده حرفم پیش شنونده بماند اما بعدها برعلیهم استفاده شده است.

یادم می‌آید که فقط می‌خواستم شنیده شوم،

اما شنونده خودش شدید‌ترین حمله‌ها را به من کرد.

این بار اما می‌خواهم به تو که قرار است روبروی من بنشینی چیزی بگویم. 

 

قبل از این‌که بخواهی شنونده باشی این‌ها حرف‌ها را بشنو:

  •  اگر می‌گویم می‌خواهم حرف بزنم، فرصت بیشتر را به من بده.
  • اگر از چیزی ابراز انزجار می‌کنم، نیازی نیست تو صد برابر از همان موضوع ابراز انزجار کنی.
  • اگر به اشتباهم اعتراف می‌کنم، سرزنشت فایده ای ندارد.
  • اگر می‌گویم نمی‌دانم چکنم، راه درست را نشانم بده.
  • اگر از شخصی ناراحت هستم، تسکین را درهمراه شدن نجو.
  • اگر بخشی ناپیدا از من را دیدی، نتیجه‌گیری نکنی.
  • اگر موقیعتی را شرح می‌دهم که برایت قابل درک نیست، تمسخر نکن.
  • اگر عقیده به درستی موضوعی داری بازگو کن اما تحمیل نکن.

من حرف‌ها و نصیحت‌هایت را نمی‌خواهم. فقط می‌خواهم نگاهم کنی و فرصت شنیده شدن به من بدهی. فقط کمک کنی از فشار کلماتی که خودشان را به در و دیوار مغزم می‌کوبند خلاص شوم. باید باور داشته باشیم که هرکدام از ما در زمان‌هایی از زندگی فقط به گوشی برای شنیدن نیاز داریم. باید باور داشته باشیم که شنیدن بدون قضاوت نشانه‌ی بزرگیست برای بلوغ شخصیت. باید باور داشته باشیم که روزی تو می‌خواهی که من بشنوم.

فقط چند دقیقه‌ای به من گوش کن. وقتی با تمام وجودت گوش کنی، من در همان گفتن‌های بی‌وقفه‌ام می‌فهمم که چگونه قدم بعدی زندگی‌ام را بردارم.

منبع : The Coach- آقای امیر مهرانی.


 
comment نظرات ()