body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

اخلاق جغرافیا ندارد ...
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤
 

اگر در اسراییل بدنیا می امدم به احتمال زیاد یهودی می شدم،

اگر در عربستان بدنیا می آمدم قطعا مسلمان سنی می شدم،

اگر در اروپا بدنیا می آمدم احتمال زیاد مسیحی و اگر در ژاپن بدنیا می آمدم شینتو می شدم،

دین پدیده ایست که جغرافیا می تواند دلیلش باشد، پس تعصب برای چیست...

آن چه مهم است اخلاق و انسانیت است که به جغرافیای زمان ومکان محدود نیست. آدم هایی که روح بزرگی دارند، شعور بیشتری دارند و قلب مهربان تری...

روایتی منصوب به چارلی چاپلین


 
comment نظرات ()
 
تاریخ ...
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤
 

در جنگ صفین معاویه در هنگام شکست از عمرو عاص پرسید که از شمشیر علی برنده تر سراغ داری ؟

او گفت آری جهل مردم.

امان از جهل ...


 
comment نظرات ()
 
مار کبری و اثر کبری در تفکر سیستمی ...
ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ تیر ۱۳٩٤
 

یکی از نکاتی که در تفکر سیستمی به صورت جدی مورد تاکید قرار می‌گیرد، «افزایش افق تحلیل» است. از آن جا که این بحث بسیار مهم و گاه بسیار پیچیده است، اجازه بدهید آن را از یک مثال ساده آغاز کنیم.

اثری که می‌خواهیم به آن بپردازیم «اثر کبری یا Cobra Effect » نام دارد. سال ها پیش وقتی هند مستعمره‌ انگلیسی ها بود، تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد شده بود و این یک خطر جدی محسوب می‌شد. دولت احساس کرد به تنهایی نمی‌تواند از عهده‌ مدیریت این وضعیت بر بیاید. به همین دلیل تصمیم گرفته شد که شهروندان به مشارکت دعوت شوند. برای هر مار مرده‌ای که تحویل می‌شد، جایزه‌ای نقدی در نظر گرفته شد.

این استراتژی ابتدا بسیار موفقیت‌آمیز بود و مارهای مرده‌ زیادی تحویل شد. به نظر می‌آمد که در طول زمان باید تعداد مارهای مرده کم و کمتر می‌شد. اما با کمال تعجب دیده شد که تعداد مارهای مرده تحویلی هر روز در حال افزایش است!

احتمالاً می‌توانید دلیلش را حدس بزنید. مردم احساس کردند این کار درآمد خوبی دارد و بسیاری از آن ها به پرورش مارهای کبرا پرداختند تا درآمد خوبی به دست بیاورند. ماجرا در همین جا تمام نشد. دولت اعلام کرد که دیگر برای مارهای کبرای مرده جایزه نمی‌دهد!

حالا مردم که می دیدند این کسب و کار دیگر رونق ندارد،‌ مارهای خود را در گوشه‌ و کنار شهر رها کردند. هر کس مارهای خود را به دورترین نقطه از خانه‌اش می‌برد و رها می‌کرد و می توانید حدس بزنید که همان زمان که یک نفر در سمت دیگر شهر، مارهایش را رها می‌کرد، کسی هم بود که از آن سمت شهر به این طرف آمده بود تا مارهای خود را رها کند!

ماجرای موش های دم بریده و تفکر سیستمی

اجازه بدهید مثال دیگری را هم بررسی کنیم. در ویتنام زمانی که مستعمره‌ فرانسوی‌ها بود، به دلیل زیاد شدن موش ها، دولت برنامه‌ای برای مشارکت شهروندان تدوین کرد. طبق این برنامه، شهروندان موش‌ها را می کشتند و دفن می‌کردند و دم موش را می‌بریدند و برای دولت می‌آوردند تا پاداش خود را بگیرند.

بعد از مدتی تعداد زیادی موش‌های دم‌بریده در شهر دیده می‌شد! مردم ضمن حمایت از موش ها و کمک به رشد و تکثیر و زندگی آن ها، دم های آن ها را می‌بریدند و به دولت تحویل می‌دادند و دوباره موش‌ها را رها می کردند تا موش‌ها زاد و ولد کنند و درآمد بیشتری را به ارمغان بیاورند.

در هر دو مثالی که دیدیم، یک ویژگی مشترک وجود داشت و آن این که فقط به «نخستین تاثیر یک تصمیم» توجه شده بود. در حالی که اگر افق دید خود را گسترش دهیم و عمیق‌تر کنیم می‌توان دید که هر تصمیمی، زنجیره‌ای از اتفاقات را رقم می‌زند و بدون در نظر گرفتن این زنجیره نمی‌توان اثرات ناشی از یک تصمیم را تحلیل کرد.

مشابه همین تصمیم‌ها را در اقتصاد و فضای کسب و کار هم می‌توان مشاهده کرد:

در سال های گذشته، حمایت از بنگاه‌های اقتصادی زودبازده، شبیه همین مشکلات را در ایران ایجاد کرد. واقعیت این است که کسب و کار، به هر حال «زود بازده» نیست و رشد و تثبیت آن زمان می‌برد. اعطای وام های کوچک به مردم و انتظار از درآمدزایی سریع توسط آن ها، باعث شد که بسیاری از مردم با دریافت این وام‌ها خودرو‌های قسطی بخرند و به جابجایی مسافر در سطح شهر‌ها بپردازند. افزایش ناگهانی عرضه خدمات در حوزه‌ی «حمل و نقل مسافر» باعث شد درآمدها کاهش یابد. در نهایت «جوانان بیکار» به «جوانان بدهکار» تبدیل شدند و اگر از گروه اول کار خوبی برنمی آید از گروه دوم انجام هر کار بدی را نیز می‌توان انتظار داشت…

در ایران، بعد از زلزله بم، برای کمک به مردم زلزله زده آب شرب برای ساکنان مناطق مسکونی رایگان اعلام شد. به عبارتی، از مشترکین خانگی آب بها دریافت نمی‌شد. این درحالی بود که هنوز باید بابت آب کشاورزی آب‌بها پرداخت می‌شد. پس از اجرای این سیاست، بخشی از آبیاری زمین‌های کشاورزی هم توسط آب شرب انجام شد و عملاً مصرف آب افزایش یافت. درنتیجه، سیاستی که به منظور رفاه زلزله زدگان تنظیم شده بود، پس از مدتی خود به یک مسئله جدید تبدیل شد.

دکتر قاسم انصاری


 
comment نظرات ()
 
بالاخره منتشر شد ...
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤
 

بالاخره ده سال پس از نگارش اولیه، هفت سال پس از ارسال برای مقامات کشور و دو سال پس از انتشار جلد اول (در ۲۶۳ صفحه)، نسخه کامل این کتاب (در ۶۶۱ صفحه) منتشر شد.

جلد اول این کتاب که در اردیبهشت ۱۳۹۲ به صورت الکترونیک منتشر شد مورد استقبال گسترده قرار گرفت و به صورت گسترده در ایمیل‌ها به گردش درآمد.​​

در جلد نخست، نویسنده بیان کرده بود که غرب برای حداکثر سازی منافع خود (برای بالا بردن و بالا نگه داشتن قیمت نفت به منظور رهایی از اعتیاد به نفت خاورمیانه) مناقشه اتمی ایران را برای مدت پنج تا ده سال ادامه خواهد داد (از سال ۸۴ که نگارش کتاب شروع شده است اکنون دقیقا ده سال می گذرد) بر این اساس پیشنهاد داده بود که ایران به سرعت و به صورت داوطلبانه فعالیت‌های اتمی حساس خود را برای مدتی متوقف کند و پیش از آن که غرب بتواند به سوی تصویب و اعمال تحریم برود، دست به اعتماد سازی جهانی بزند.

اکنون نویسنده در نسخه کامل، بقیه فصل هایی که در جلد نخست منتشر نشده بود را منتشر کرده است. در این نسخه، نظریه جنگ خداحافظی در خاورمیانه و نیز نظریه عبور تمدن‌ها تبیین شده است. در واقع جنگ ها و تحولات کنونی خاورمیانه، ده سال پیش در این کتاب پیش بینی شده است. از نظر نویسنده، غرب برای تحقق ایده عبور از تمدن اسلام در صدد است تا خاورمیانه (که مرکز فرهنگی و اقتصادی جهان اسلام است) را به سرزمین سوخته تبدیل کند و همزمان با قطع وابستگی اش به نفت، از این منطقه برود و برای همیشه به نگرانی خود از اقتدار جهان اسلام پایان دهد. ​

اکنون نویسنده کتاب پس از آن که از امکان انتشار چاپی کتاب ناامید شده تصمیم گرفته است که نسخه کامل کتاب را از طریق «تارنمای رسمی» خودش منتشر کند.

برای تهیه این کتاب به تارنمای رسمی دکتر محسن رنانی در لینک زیر مراجعه کنید ​​ ​​http://www.renani.ir/​​

 گزارشی درباره جلد اول این کتاب را نیز می‌توانید در این جا ببینید.

​​نقدی به​ جلد اول​ این کتاب را هم در این جا ببنید.


 
comment نظرات ()
 
صمیمیت ...
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤
 

صمیمیت یکی از مهم ترین دغدغه های انسان عصر حاضر است به طوری که در ارزیابی های سازمان سوالی مطرح می شود که موضوعش دوستانه کردن محیط کار و صمیمیت است.  

از مهم ترین توصیه ها برای ایجاد چنین فضایی و پایداری آن می توان به موارد  ذیل اشاره نمود ...

  • رعایت خطوط قرمز را قانون کنیم.
  • تدریج را فهم کنیم و تلطیف نمودن محیط مان را با ظرفیت و بلوغ کارکنان، هماهنگ. چرا که مسیر برگشت طبعات دگری دارد.
  • صمیمتی که با رضایت از رفتار و نتیجه ای مطلوب همراه باشد امکان حضور و ادامه مسیر را دارد.  
  • گفته باشیم که چه می خواهیم، کجا خواهیم رفت و چگونه و در آخر دست یاری گرفته باشیم.
  • و همواره با ادب، صمیمیت را افزایش دهیم.

و این گونه هم ( رعایت حقوق دیگران، تلطیف نمودن فضا به تدریج، موثر بودن و موجب ثمر شدن،  صادق بودن و اعتماد را وارد رابطه کردن و در آخر حفظ ادب ) می شود  در روابط میان من و خودم،  تو، ما، خانواده، همسایه، عابر کوچه، بقالی محل، همکلاسی، همکار و ... صمیمیت را ایجاد و ماندگارش نمود.  

منتها روایت ما آن جاست که در رعایت اولین توصیه رفوزه می شویم ...


 
comment نظرات ()
 
موتور برق" و "بیدآبادی ها ...
ساعت ٥:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٤
 

گروهی از ریش‌سفیدان روستای بیدآباد به شهر رفتند و برای روستا موتور برق خریدند. موتور را که به روستا آوردند، دربارۀ محل استقرار موتور اختلاف پیدا کردند. هنوز این اختلاف، حل نشده بود که یکی گقت:

این دستگاه با نفت کار می‌کند. حالا نفت آن را از کجا بیاوریم؟

کناردستی او گفت: بی‌سواد! موتور برق با بنزین کار می‌کند، نه نفت.

سومی گفت: نخیر. من دیده‌ام که در این موتورها گازوئیل می‌ریزند.

جوان‌ترها کنجکاو شده بودند که اصلا این دستگاه عجیب و غریب، چگونه نفت یا بنزین یا گازوئیل را به برق تبدیل می‌کند.

یکی گفت: با نفت یا بنزین یا آب یا هر چیز دیگری کار می‌کند، مهم نیست. هر کجا هم که دوست دارید، ببرید؛ فقط باید جایی باشد که باران نخورد؛ چون زنگ می‌زند.

یکی خنده‌کنان گفت: چرا زنگ بزند؟ مگر آهن است که زنگ بزند؟ این موتورها را از فلزهای ضد زنگ می‌سازند.

یکی از میان جمعیت گفت: فلز ضد زنگ هم مگر داریم دیوانه؟

گفت: بله که داریم. مگر درِ خانۀ شما که فلزی است، زنگ می‌زند؟ همان صدا گفت: نادان! درِ خانۀ ما آهنی است و اگر زنگ نمی‌زند، به خاطر رنگی است که به آن زده‌ایم.

کدخدا برای این که دعواها بخوابد، گفت: موتور را روی بام خانۀ ما می‌گذاریم و پلاستیکی هم روی آن می‌کشیم که باران نخورد. برای سوخت آن هم از حسن‌آبادی‌ها که قبل از ما موتور برق آوردند، می‌پرسیم.

معلم مکتب‌خانۀ روستا گفت: چی؟ برویم از حسن‌آبادی‌ها بپرسیم که شما در موتورتان چی می‌ریزید؟ می‌خواهم صدسال دیگر برق نداشته باشم که حسن‌آبادی به من بگوید باید چه بکنم و چه نکنم!

کدخدا گفت: پس چه کار کنیم؟ گفت: یک بار بنزین می‌ریزیم، یک بار نفت، یک بار گازوئیل، تا ببینیم با کدام کار می‌کند؟ محبعلی، بیلش را محکم به زمین زد و گفت: ما برای این موتور پول دادیم. اگر نفت بریزد و آتش بگیرد، چی؟

القصه، این گفت‌وگو تا نیمه‌های شب طول کشید و مردم، آن شب را هم بدون برق گذارندند. فردای آن روز هم بحث‌ها ادامه یافت و چند بار هم زد و خورد شد. یکی دو نفر هم فحش‌های آب ‌نکشیده روانۀ هم دیگر کردند. ناگهان کدخدا گفت: هیچ کس حرف نزند. هر چه من گفتم، بگویید چشم. هیچ کس نگفت چشم.

کدخدا هم ناراحت شد و قهر کرد. رفت و در خانه‌اش نشست؛ اما صدای مردم را می‌شنید که به جان هم افتاده‌اند. کم‌کم صدای ناله و استغاثه شنید. خواست بیرون بیاید، ترسید.

دو سه روز گذشت و هنوز برقی در کار نبود. کدخدا در خانه نشسته بود و بیرون نمی‌رفت. روز چهارم زن کدخدا به او گفت: حالا فرض کنید که موتور را راه انداختید. شما که هنوز خانه‌ها را سیم‌کشی نکردید. آه از نهاد از کدخدا بلند شد. دوباره مردم را جمع کرد که مسئلۀ سیم‌کشی را بگوید. نیمی از مردم نیامدند؛ عده‌ای هم که آماده بودند، با قمه و چاقو آمده بودند که اگر دعوا شد، کم نیاورند.

کدخدا، اوضاع را که دید، گفت: کار مهمی نداشتم. فقط خواستم بگویم این موتور نعمت خدا است، آن را ضایع نکنیم. بعد دست کرد در جیبش و گفت: این شعر را دخترم برای موتور برق گفته است. شعر را که خواند، مردم پراکنده شدند؛ اما هر کس که کوره‌سوادی داشت، شروع کرد به شعر گفتن دربارۀ برق و موتور برق. هر شب زیر نور فانوس جمع می‌شدند و شعرهایی را که برای برق و موتور برق گفته بودند، برای هم دیگر می‌خواندند. گاهی هم سر قافیه و ردیف و مضمون شعرها با هم نزاع‌های ادبی و علمی می‌کردند. بازار بحث فنی دربارۀ سیستم موتورهای برق هم گرم گرم بود. برخی بیشتر می‌دانستند و برخی کمتر. آن هایی که بیشتر می‌دانستند، برای آن ها که کمتر می‌دانستند، سخنرانی می‌کردند. گاهی هم جزوه‌هایی را در میان مردم پخش می‌کردند.

خلاصه؛ کار بیدآبادی‌ها این شده بود که روزها سر جنس و سوخت و فناوری و جایگاه و اهمیت موتور برق با هم دعوا کنند و شب‌ها سر قافیه و ردیف و وزن شعرهایی که برای موتور برق گفته بودند، یا شیوه تولید برق در این موتورهاجنگ کنند.

 مسئله بیدآبادی ها، این جوری لاینحل شد.

راستی شما آدرس بیدآباد را می دانید ؟


 
comment نظرات ()
 
تفاوت ...
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤
 

یک شمش آهن را در نظر بگیرید که ارزش آن 5 دلار است.اگر از این شمش آهن در کوره آهنگری، نعل اسب بسازید ارزش آن 10 دلار خواهد شد. چنان چه همین شمش را به یک کارگاه سوزن سازی بدهیم، بهای سوزن های ساخته شده به3285 دلار بالغ می شود. ولی اگر این شمش را به یک کارخانه ساعت سازی بدهیم، قیمت فنرهای ساعتی که نهایتا از آن ساخته می شود 250000 دلار خواهد شد.

در واقع، تفاوت ارزش ایجاد شده بین 5 دلار و 250000 دلار است.

 

  • ما با خودمان چه می کنیم؟
  • از خودمان چه می سازیم؟
  • چه قدر به ارزشمان اضافه می کنیم؟

بخشی از کتاب صفر تا یک


 
comment نظرات ()
 
از مولایمان علی ...
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٤
 
 
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.
غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80
رمضان مبارک ...

 
comment نظرات ()
 
نگاه درست ...
ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٤
 

برخی از شکاف ها نیاز به مطالعه زیاد ندارد، نیاز به «نگاه» درست دارد...


 
comment نظرات ()
 
تمدن ...
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٤
 

گفته می‌‌شود یک کمپانی آمریکایی برای به رخ کشیدن قدرت تکنولوژی‌ خود، سیمی به ضخامت یک‌هزارم تار موی انسان دور قرقره‌ای پیچید و برای کمپانی رقیبش در ژاپن فرستاد. مدتی بعد کمپانی ژاپنی همان سیم را پس فرستاد در حالی که روی آن سیم به فواصل منظم سوراخ شده بود!

اما آن ها که گمان می‌برند شکوه ِ تمدن ژاپن از قدرت تکنولوژیک آن برمی‌خیزد، دچار ساده‌اندیشی و سطحی‌نگری‌اند. تمدن، یگانه کالایی است که مبادله نمی‌پذیرد و فقط باید در درون یک ملت «تولید» شود. اگر آن طور بود که همه ملت‌ها با خرید فناوری متمدن می‌شدند، رفتار برخی از شهروندان خودمان که سوار بر آخرین مدل خودروهای ژاپنی با آخرین فناوری آن ها هستند، را ببینید.

قدرت فناوری خیره کننده چشم‌ بادامی‌های ِ ژاپن، به رغم همه جلال و شکوهش، یک «فرع» کوچک است بر تمدنی که این ملت آفریده است.

«اصل ِ» این تمدن را بیش از آن چه در کارخانه‌های معظم ایالت اوزاکا بتوان یافت در ویرانه‌های دلخراش ایالت فوکوشیما می‌توان دید. وقتی رفتار متمدنانه آوارگانی که از پی مخوف‌ترین زلزله‌ قرن، منظم و تمیز در صف آب می‌ایستند و بی‌جنجال و هیاهو و ناسزا فقط به اندازه ِ مصرف همان روز خود، آب دریافت می‌کنند را با رفتار مردمان یک کشور جهان سومی، در شرایطی کاملا عادی، مقایسه می‌کنیم، معنای تمدن نمایان می‌شود.

در همه‌ی فیلم‌ها و عکس‌های خبری که از روزهای پس از زلزله و سونامی ویرانگر ژاپن منتشر شد یک صحنه درگیری، ازدحام، هجوم، غارت فروشگاه، ولع برای دریافت کمک‌های اعطایی، بی‌نظمی و حتی فریاد و جزع دیده نمی‌شد.

یکی از خبرگزاری‌ها خلاصه مشاهدات خبرنگارانش را چنین بازتاب داده است:

۱ - صفوف منظم آب و غذا بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

۲ - هیچ ساختمانی در زلزله ۹ ریشتری آسیب ندید. همه خسارت‌ها مربوط به سونامی و ورود دریا به شهر بود.

۳ - غارتگری دیده نشد. زورگویی یا از دست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

۴ - پنجاه نفر از کارگران نیروگاه اتمی، به رغم نشت مواد رادیو اکتیو، با از جان گذشتگی ماندند تا به خنک کردن دستگاه‌ها ادامه دهند.

۵ - حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سر و صورت دیده نمی‌شد. مصیبت و غم همراه با طمأنینه بود.

۶ - مردم فقط اقلام مورد نیاز خود را تهیه کردند و این باعث شد به همه آب و آذوقه برسد.

۷ - مردم از افراد ناتوان و پیر و بیمار دستگیری می‌کردند. رستوران‌ها قیمت‌ها را کاهش دادند. خودپردازها بدون محافظ دست نخورده ماندند.

۸ - همه دقیقاً می‌دانستند باید چه کاری انجام دهند. انگار بار دومی بود که این اتفاق افتاده است!

۹ - رسانه‌ها در انتشار اخبار محتاط و دقیق بودند. از انتشار گزارش‌های التهاب‌آفرین خودداری می‌کردند و فقط اخبار آرام‌بخش پخش می‌شد.

۱۰ - هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.

 

این همان تمدنی است که بقیه محصولات و مصنوعات تمدنی، بر آن بنا شده است. سونی و پاناسونیک و هیتاچی و تویوتا و هوندا و نیسان موتورز بر این تمدن بنا شده است.

چنین فرهنگ و چنان رفتار مدنی است که منجر به رشد و توسعه در همه عرصه‌ها و همه ابعاد می‌شود. زیربنای ناب تمدن یک سرزمین را باید در مواقع بحران دید. اینها را مقایسه کنید با رفتار بسیاری از هموطنان خودمان ، آن هم در مواقع عادی و فراوانی و ثبات ، ببینید ابعاد تفاوت را.

فرق است میان مردمی که پس از جنگ ویرانگر جهانی و انفجار دو بمب اتمی در کشورش ، کارگرانش در سراسر جهان نان خالی می‌خوردند و هر یک «سنت»شان را به «ین» تبدیل می‌کردند تا سرزمینشان را بسازند با قشر تازه به دوران رسیده کشورهای جهان سومی که هر یک «واحد پول ملی»‌شان را به دلار تبدیل می‌کنند تا در جهان غرب سرمایه‌گذاری کنند.

دوستی نقل می‌کرد سالیان پیش به همراه چند هموطن برای کار به ژاپن رفته بودیم و چند اتاق کنار هم اجاره کرده بودیم. اتاق‌ها قفل و بست نداشت. هرچه به صاحبخانه گفتیم چرا قفل و کلید ندارد، گفت برای چه نگرانید؟ این جا امن است! کسی به شما کاری ندارد. بالاخره بعد از چند روز با شرمندگی به او حالی کردیم که از شما نگران نیستیم، از خودمان نگرانیم!

به هرحال، تمدن را نه می‌توان خرید و نه می‌توان با شعار و دستور به دست آورد. «تمدن» محصولی است که باید در فرآیندی عاقلانه، متعهدانه، هوشمندانه و به غایت منظم تولید شود. زمینه تولید تمدن نه دانشگاه و کارخانه و وزارتخانه و دولت، که «خانواده» و «آموزش و پرورش» است. تا عزمی نکنیم و حرکت به سمت تمدن را به صورت یک جهاد مستمر نیآغازیم، اگر از بام تا شام شعار دهیم، خاصیتی نخواهد داشت.

علیرضا خانی - یادداشت سردبیر روزنامه اطلاعات - شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰


 
comment نظرات ()
 
نگرش ...
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٤
 

من هیــــــــــــــــــچ وقت نِمی بازم.

یا می برم،

یا یاد می گیرم...

http://noghte-sarkhat.persianblog.ir/


 
comment نظرات ()
 
تصویری عمومی از زندگی ...
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٤
 

مثبت ها، منفی ها :

  • این کار رو بکن
  • اون کار رو بکن
  • بله
  • نه
  • باید
  • نباید

و داستان تمامی ندارد، تا ...

بفهمیم که هر کدامشان می تواند تجربه ای باشد از تلاش برای تغییر آن چه که دوست داشتم باشد و نیست.

و این که چه سهمی از این تجربه از من شروع شده، به عبارتی مسببش بودم و این که بهایش را تا کجا پراخته یا هنوز می پردازم.

تجربه ای که می بایست حتما یک بار اتفاق افتاده باشد و چنان چه تکرار شده بدان معنی است که، یاد نگرفتیم.

این شکل از زندگی بیشترین فشار را به من، تو و ما می آورد. راه حلی که می توان بدان فکر کرد آن است که مدتی اصلا فکر نکنیم.

این تجربه را بازی کنیم تا یادش ( تجربه = یادگیری ) بگیریم.

با سلامی بدون منت،

شاید شروعش باشد...  

سن، مهم نیست.


 
comment نظرات ()
 
بدون شرحی دیگر از پوریا ...
ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٤
 


 
comment نظرات ()
 
بدون شرحی از نوجوان 12 ساله ...
ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٤
 


 
comment نظرات ()
 
سلام به اهالی ...
ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٤
 

گاهی لازمه که باورها و اعتقاداتم رو تعدیل یا تنظیم کنم ...


 
comment نظرات ()
 
سلام به اهالی ...
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٤
 

شرایط حاکم بر تصمیم گیری، هیچ کجا ثبت نمی شود ..


 
comment نظرات ()
 
رفتار سازمانی ...
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤
 

پروفسور سیدنی انگلبرگ، استاد باسابقه‌ی دانشگاه، مشغولِ تدریسِ "رفتارهای سازمانی" بود که صدای گریه‌ی کودکِ خردسالِ یکی از دانشجویانش بلند شد. مادرِ دستپاچه ابتدا تلاش کرد تا کودکش را آرام کند، اما بعد از آن که موفق نشد، تصمیم گرفت کلاس را ترک کند. اما پروفسور انگلبرگ اجازه‌ی این کار را به دانشجویش نداد. او کودک را از مادرش گرفت، بغل کرد و تا پایانِ کلاس، بچه به بغل، به تدریس ادامه داد. این استادِ دانشگاه می‌گوید که هیچ دانشجویی نباید بین مادر بودن و تحصیل یک کدام را انتخاب کند.

 

 

پی‌نوشت: اقدامِ نمادینِ این استادِ دانشگاه، از این نظر که اضطراب و تشویش را از مادرِ دانشجو دور می‌کند و میانِ او، استاد و دیگرِ دانشجویان، صمیمیت و راحتی برقرار می‌کند، ستودنی است. برخی استادان، استادِ زندگی هستند؛ وگرنه استادِ فیزیک، شیمی ... کم نداریم...


 
comment نظرات ()
 
تجربه از کجا قابل مشاهده است ...
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤
 

تجربه ناشی از نوعی یادگیری ست که برآمده ازدرگیری انسان ها با واقعیت هاس؛ برای تغییر آنان ...

و لذا به دلیل همین تجربه، فرد باتجربه با سایرین متفاوت است.

تجربه از کجا قابل مشاهده است؟

از موی سپیدمان،

از تحصیلات و اندو خته هایمان،

یقنا این طور نیست.

تجربه جایی عمل می کند و قابل مشاهده است که قدرت پیش بینی داشته باشد.

اما گاهی ممکن است تجربه های منفردمان به شکل قانون درآیند و استثناعات، قاعده شوند!

مهم،

  • یادگیری تبدیل به تجربه نمی شوند بلکه تجربه شکلیست از یادگیری هایی که در زندگی شخصی و سازمانیمان اتفاق می افتد.
  • تجربه ها به صورت معمول نانوشته اند و گاه بسیار فراموش می شوند.
  • فراموشی بخش اعظمی از علت کسب تجاربی است که بارها و بارها برایمان اتفاق افتاده، می افتد و خواهد افتاد.
  • بایدی در این میان باید باشد تا از تکرار مکررات، خلاصی یابیم.
  • باید بدان ها شکل دهیم.
  • به عبارتی باید دانش ضمنی را به حالت صریح درآوریم تا قابل دسترسی، اتکا و انتقال باشند.
  • تعلیم مستندات تجربه شده، راه کاری برای برون رفت از وضعیت موجود ماست.
  • وضعیتی که تنها با تغییرش می تواند ادامه یابد. 

 
comment نظرات ()
 
شیرینی ماندگار ...
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳٩٤
 


 
comment نظرات ()
 
مروری بر هنر تغییر ...
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤
 

قدرت به شکل تعجب برانگیزی فرّار و اندازه گیری آن دشوار است.

سوال این جاست که، قدرت چیست؟

هیج تعریف واحدی توسط همه کسانی که این کلمه رابه کار می برند مورد پذیرش نیست و انتخاب افراد از تعریف، بازتاب دهنده علایق و ارزش های مورد نظر آنان است. برخی، قدرت را به مثابه توانایی ایجاد یا بازداشتن تغییر تعریف می کنند. برخی قدرت را توانایی به دست آوردن آن چه می خواهند می پندارند.

قدرت در هر دو صورت، چه بازدارنده باشد و چه برای به دست آوردن مورد استفاده قرار گیرد همانند تمامی منابع، پایان پذیر است. چنان چه نمی بود، اولین قومی که حکومت جهان را به دست می گرفت هم چنان نیز قدرت داشت.

به نظرم ...

مهم تر از تعریف قدرت، باید به این نکته توجه نمود که قدرت از کجا می آید؟

  • قدرت من ( بالفعل )

این سهم از قدرت همان میزانی است که هم اکنون من و تو در حال استفاده آنیم. جایگاه، اعتبار، دانش، تجربه و ... کنونی ما حاصل این سهم از قدرت است. وضعیت حال ما و این که چگونه ایم، رابطه تمام عیار با این میزان از قدرت دارد.

  • قدرت ِ در من ( بالقوه )

اما این سهم از قدرت به مقدار قابل توجهی (مقبولیت)، قابل مشاهده و پیش بینی نیست و به قولی، دم دستمان هم نیست. چرا که به کارگیری آن مستلزم شرایط خاصی است و تا ایجاد نگردد ( درونی ) بروز آن ممکن نیست.

آنان که باور دارند؛ نشد، نشد ندارد، هنر ِ به کارگیری این میزان از قدرت را یاد گرفته اند و به قولی، قدر این قدرت را می دانند. این گونه انسان ها در همه تاریخ و همه جای این کره خاکی زیسته اند، می زیند و خواهند زیست.

در این سهم از قدرت، یاد گیری ( ... ترشدن) به شکل فزاینده متفاوت است و از شروع فرایند تجهیز( زمانی که مهیای انجامش را فراهم می کنیم)، آغاز خواهد شد و شروعی برای  فرا+ تر رفتن از جایی که هستیم به سوی منزلگاهی که در ذهن داریم است.

رسیدن به این مرحله (شدن)، مستلزم بودن در سطحی از آگاهی است که در لایه های درونی ذهن ما وجود دارد و دسترسی به این لایه ها، رابطه مستقیم به نیازها، آرزوها و تصویر ما از خود + مان دارد.

هنر تغییر، فرصت حضور است برای معرفی شایسته تر و آشنایی بهتر خودمان به خودمان. این فرصت می تواند به میزان قابل توجه ای ما را به " قدرت در من" نزدیک کند. به طور حتم این سطح از فهم برایمان جالب و شوق انگیز خواهد بود چرا که به بخشی از توانایی که در درونمان نهفته بود دست می یابیم و این امکان موجب خواهد شد که قضاوت های گذشته در خصوص خودمان، خانواده مان، سازمان مان و ... رنگ دگری گیرد و جای آن را به حقیقتی نو دهد. حقیقتی که بسیارمان از آن غفلت کرده ایم و می کنیم ... 

  

ویژگی های نشست :

  • برگزاری در محیطی آرام و صمیمی
  • استفاده از توان ارائه هم زمان 3 مربی
  • طراحی بر اساس نیازی جدی و ضروری در حوزه فرد، خانواده و سازمان

مطالب نشست :

  • تعریف، ضرورت و انواع تغییر
  • هنرمندی ایجاد تغییر
  • رقص تغییر
  • چگونگی تغییر در خانواده ( خدمت و مدارا )
  • چگونگی تغییر در سازمان ( مدیریت و مدارا )

 

مربیان نشست : 

 

محمود جهانگیری، پایه گذار بحث تصویر ذهنی در کشور، نویسنده 10 عنوان کتاب در حوزه سلامت روان و مدیریت، نویسنده کتاب بین المللی OSI) Organization Self Image) و رییس گروه پزشکی و مشاوره روانشناختی یسنا، دانش آموخته دکترای پزشکی و بیماری های اعصاب و روان.

 

سیدمهدی حاجی میرعرب، دارای 20 سال تجربه اجرایی در سازمان های دولتی و خصوصی و 10 سال سابقه مشاوره و تدریس در علوم مدیریت، طراحی و استقرار نظام های توسعه مدیریت و توسعه مدیران، نویسنده و ارائه کننده 20 عنوان کتاب و مقالات داخلی و خارجی، دانش آموخته مدیریت صنعتی، مدیریت استراتزیک و مدیریت اجرایی. 
 
 
داوود امیراحمدی، دارای 10 سال سابقه به عنوان مدیر اجرایی خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی، مدرس و مشاور حوزه مدیریت  و مباحث تغییر و تحول فردی در سازمان های خصوصی و دولتی، دانش آموخته حوزه علوم ارتباطات اجتماعی.

  

تاریخ برگزاری : به زودی اعلام خواهد شد.

ساعت برگزاری : 9 صبح الی 13

مکان برگزاری : اعلام خواهد شد.

ظرفیت هر نشست 4 ساعته : 12 نفر

هزینه هر نفر : هفتاد و نه هزار تومان

مراحل ثبت نام :  

  1. تماس با شماره تلفن های 88220639 و 88220630 و هماهنگی لازم
  2. واریز وجه
  3. ارسال پیامک به شماره ( 09126044821) با ذکر نام و نام خانوادگی ثبت نام کننده، سطح تحصیلات و شغل
  4. دریافت تماس تایید از ما و دریافت آدرس دقیق محل برگزاری   

روش پرداخت وجه :  

  • واریز وجه به شماره حساب ۲۴۰.۸۰۰۰.۱۰۱۹۸۸۹۷.۱-  بانک پاسارگاد -  شعبه ولنجک به نام خانم طیبه خلقی
  • واریز به کارت شماره  2959 1623 2910 5022 به نام خانم طیبه خلقی

 

به شرکت کنندگان گواهی حضور توسط احیا (شرکت مشاوره مدیریت آتی نگر، موسسه فرهنگ و هنر حکیم عطار و موسسه روانشنانسی یسنا) اعطا می شود.

مهم :

برنامه ریزی درخصوص اجرای اختصاصی این نشست در محل موسسات و سازمان ها در صورت وجود فضای مناسب، قابل مذاکره است.


 
comment نظرات ()
 
اسطوره ها، آرام رشد می کنند ...
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤
 


 
comment نظرات ()
 
آینده از آن کیست...
ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤
 

 زیست شناسان می گویند در آینده گونه های مختلف حشرات به قدری زیاد و متنوع می شوند که قادر خواهند بود تمامی کره زمین را مالک شوند.

حشرات در نوع خود موجودات بسیار مقاوم و قوی هستند. آن ها شاخک های حسی بسیار دقیق و حساسی دارند و به راحتی می توانند پیام ها یا اطلاعات زیست محیطی بیرون را بگیرند و مطابق آن ها واکنش مناسب نشان دهند و فیزیولوژی خود را با محیط تطبیق دهند. واقعیت مذکور در علم زیست شناسی برای انسان امروز این پیام را دارد که داشتن شاخک حسی قوی یعنی داشتن ارتباط واقعی با محیط زندگی.

حشرات در هر لحظه پیام های دقیق و درستی از زیستگاه خود می گیرند و محیط را با دقتی ورای تصور انسان می سنجند و شناسایی می کنند. این شناسایی بدین علت نیست که اطلاعات تاریخی و جامعه شناسی آن ها افزایش یابد!

بلکه به این دلیل است که بتوانند در تمام طول زندگی خود نسبت به محیط سرد و منجمد یا مرطوب و گرم یا خشک و بی آب یا قارچی و متعفن و یا بدون غذا و آب و ... واکنش های مناسبی داشته باشند. به عنوان مثال سوسک های خانگی امروز در مقابل سم های ساخته شده به دست انسان خیلی مقاوم تر از نسل های قبل هستند.

راز ماندگاری حشرات که این گونه آنان را قوی، مقاوم و متمایز از سایر موجودات بارآورده است فقط دریک چیز است :

قدرت تطابق و سازگاری با محیط 

برگرفته از کتاب هر روز برای همان روز 


 
comment نظرات ()
 
نداشتن ارتباط موثر ...
ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٤
 


 
comment نظرات ()