body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

رهایی ...
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳
 
  • تا به حال شده نتوانید خود را از آن چه به شما آسیب می‌رساند رها کنید؟
  • یا از آن بدتر به آن تمایل نیز داشته باشید؟

خیلی از ما گاهی اوقات با آگاهی از این که فلان دیدگاه، فلان رفتار، فلان رابطه به زیانمان است، رهایشان نمی‌کنیم و یا حتی گاهی به طرز عجیبی به تکرارشان اصرار می‌ورزیم.

  • اما چرا؟
  • دلیل وابستگی به منشاء آسیب چیست؟

قطعا با توجه به شرایط و موضوع دلایل متفاوتی وجود دارد، اما در نگاه کلی می توان گفت هنگامی که شخصی خود را اسیر یک موقعیت فشارزا می‌کند دو دلیل می‌تواند داشته باشد... 

  • نادانی
  • ناتوانی

گاهی فرد به دلیل عدم شناخت کافی از خود و محیط، احساساتی را تجربه می‌کند که منجر به افکار مسموم و در پیِ آن رفتارهای آسیب‌رسان خواهد شد. اما در این مبحث، ما فرض را بر این گذاشته ایم که فرد از این مرحله عبور کرده و با آگاهی از صدمات و فشارهای روانی موجود به تکرار آن ها می‌پردازد. در این جا منظور از ناتوانی، این است که فرد به عنوان یک انسان بزرگسال به توانمندی‌ها، استعدادها، ارزش ها و ظرفیت‌های وجودی خود باور نداشته و خود را در برابر یک عامل، ضعیف می‌پندارد و حتی تصور رها نمودن آن احساس نا امنی، ترس و اضطراب را به همراه خواهد داشت.

چنین اشخاصی معمولا به دلیل عدم شناخت خود و تجربه احساس بی‌کفایتی، دست به رفتارها و فعالیت‌هایی می‌زنند که خود را به وسیله آن ها تعریف کنند، برای مثال ممکن است فرد با تحصیلات، شغل، ارتباط با اشخاص خاص و … نقابی بر چهره بزند تا خود را به وسیله آن ها مطرح کرده و یا به عبارتی از اطرافیان نوازش(درکِ حضورِ دیگری) دریافت کند. اما به محض این که یکی از همین عوامل بیرونی آسیب‌زا شود، فرد تعادل روانی خود را از دست می‌دهد و از آن جایی که آن عامل بیرونی، امتیازات پنهانی برای کودک درون شخص به همراه دارد نمی‌تواند آن را رها کند.

از دیدگاه روانشناختی، وابستگی یکی از نشانه های آزرده بودن کودک درون است. هنگامی که نیازهای کودک در سن مناسب برآورده نشود، فرد در سنین بزرگسالی هم چنان به دنبال رفع آن ها خواهد بود. یکی از این نیازها دیده شدن توسط دیگران و مورد تایید و تحسین قرار گرفتن است که در صورت برآورده نشدن، در بزرگسالی منشاء وابستگی خواهد بود. اما اگر به نیازهای کودک در همان سنین کودکی پاسخ داده شود، کودک درون سالم و خودانگیخته خواهد بود و فرد این توانایی را خواهد داشت که به صورت بالغانه خود را از احساسات، افکار و رفتارهای ناسالم رها کند.

اگر شما مدام در حال جلب رضایت دیگران هستید، اگر آرامش و حال خوبتان وابسته به عوامل بیرونی است، اگر در تصمیم‌گیری‌ها به تایید دیگران نیازمندید، اگر در روابطتان مدام ترس از طردشدگی و تنهایی دارید، اگر نیازهای دیگران را در بر نیازهای خود مقدم می دانید، احتمالا شما شخصیت وابسته ای دارید. اما جای نگرانی نیست چون شما این توانایی را دارید که تغییر کنید.

اولین قدم برای رفع وابستگی، رسیدن به خودآگاهی و شناخت خود است. اگر خویشتن خویش را بیابید، می‌توانید هویت خود را تعریف کرده و به شخصیتی مستقل دست یابید...

http://blog.haminaa.com/?p=9703 زینب جم


 
comment نظرات ()
 
همکاری ...
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩۳
 

همکاران مان اندیشمندان ِ به موضوع و توانمند در ارائه راهکار هستند و این هنر حاصل عمری است که در میان شما بوده ایم و هستیم اما محدود به شما نبوده ایم و نخواهیم بود و این همان نقطه قابل تعمق ماست.

ما موضوعات و مسایل بسیاری برای حل داریم که لاینحل به نظر می رسد چرا که طبق یک روایت تجربه شده و موفق این ذهنیت نیز وجود دارد که می گوید ...

" لزوما محل درد، محل درمان نیست. "

اکر تشخیص موضوع و به تبع آن ارائه راهکار اشتباه باشند، همان جایی خواهیم بود که در حال حاضر هستیم. به طور معمول تعابیر ما نشات گرفته از آن چه چیزی است که به عنوان دانش در ذهنمان انباشت کرده ایم. بایگانی های ( قفسه هایی که لوح ها، تندیس ها ... در آن چشم نوازی می کنند)  سازمان ها، موسسات و بسیاری از بنگاه ها حتما مهر تایید برآن چه که می گوییم خواهند زد.

بودن درمحافل مختلف ِ گفت و گو به ما فهماند که گفت و گویی در کار نیست، هر چه هست گله از وضع موجود و به قولی  " نق " است تا طرح درست موضوع توسط ( گوینده و شنوده ) طرفین. امروز روایت ما بدان جا رسیده که هم مسوول موضوع بحث و هم ذینفان بحث هر دو گله مندند. 

مسوول باید خوب بشنود و سپس با کمک صاحبان نظر و صد البته صاحبان تجربه، راهکارهایی برای برون رفت از مسایل ارائه دهند که متاسفانه این طور نیست و چنان چه به همین منوال، عمر سپردی گردد چه کسانی باید برای ساخت ذهنیت های درست و اجرایی کردن آن مسوولیت پذیر شوند؟

ما نقطه آغاز تغییر را با کمک شما می یابیم و از همان نقطه با پشتیبانی شما به تحول مورد نظر دست خواهیم یافت...

" اقبال سراغ کسانی می رود که به کار اعتقاد دارند نه به اقبال "

http://www.managersclub.ir/about.php?pid=13


 
comment نظرات ()
 
سفری بی پایان...
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳
 

اگر ارزش های بنیادین را اول نشناسیم و بعد به دیگران نشناسانیم و آنان پایبندی اســتوار و پیوسـته ما را نبینـند، گزینـش ارزش ها، کاری بیهوده است.

تثبیت ارزش ها کاریست دشوار. 

از آن ها سخن بگویـیم، 
ارزش ها را بر کارت های نام و نشان ( کارت ویزیت ) بنگاریم، 
در گزارش های سالانه، لوحه ها، دیوار نوشته ها و کتابچه های راهنما، آن ها را بیاوریم. 
کوتاه سخـن این که، ارزش ها را در هر کجا ... ، به نمایش بگذاریم . 
به ارزش ها بیش از یک فعالیت بیانی بها بدهیم، هر چند شنود و گفت و فعالیت بیانی نخستین گام در این فرآیــند اسـت. 
ارزش ها را همواره تکرار کنیم تا جایی که برای همه ( خود، خانواده، سازمان و اجتماع ) به صورت عامل ایمـنی طبیـعی دوم در آیند. بـدین گونه، انتــظارات از ما مشخص می شود و این شناخت، ما را از دیگران ممتاز می سازد . 
خبر خوش این است که با جا افتادن ارزش ها، شناسایی، شناساندن و به عادت در آمدن آن ها، خود ملکه می شوند. ولی هـمواره به خاطر داشته باشیم که این فرآیند پیوسته است. سفری بی پایان...

 
comment نظرات ()
 
تیپ شناسی مدیران ...
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩۳
 

به لطف خدا و همت مسوولین آموزش یکی از بزرگ ترین نهادی دولتی کشور عزیزمان ایران ششمین نشست از سری نشست های " شنود و گفت های مدیریتی " با عنوان تیپ شناسی مدیران و با حضور دکتر علی عطافر در مرداد ماه امسال برای مدیران ارشد این نهاد برگزار شد..


 
comment نظرات ()
 
پهلوون های اهل نهبندان ...
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳
 

زنده را باید به فریادش رسید

ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود

با محبت دست پیران را ببوس

ورنه  بروی مزارش تاج گل چیدن چه سود

یک شبی با زنده ای غمخوار باش

ورنه بر روی  مزارش  زار نالیدن چه سود

تا زمانی زنده ایم بایکدیگر بیگانه ایم

در عزاها روی همدیگر بوسیدن  چه سود

گر توانی زنده ای را شاد کن

درعزا عطر و گلاب ناب پاشیدن چه سود

از برای سالمندی یک گل خوشبو ببر

تاج گل ها در کنار همدیگر چیدن چه سود

گر نرفتی خانه اش تا زنده است

خانه صاحب عزا پرشوروپرغوغاچه سود

گر نکردیم یاد هم تا زنده ایم

سنگ مرمر روی قبرو گریه وافغان چه سود؟

 با عنایت خدا دوباره فرصت بودن میان کسانی برایم میسر شد که باعث شد قدری از این دنیا و دغدغه های بی ارزشش دور شوم و با کسانی هم نفس شوم که دیدگاه و نگاهشان کمک به این عزیزان کم بضاعت دنیوی اما پاک و آسمانی ست. خدا را شکر که هنوز امکان بودن در میان آنان را دارم.

هر چند اندک باشد ... بچه ها ( فاطمه، معصومه، فرشته، امیرحسین، محمدرضا و ... ) دوستتان دارم. 


 
comment نظرات ()
 
چشم انداز ...
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳
 


 
comment نظرات ()
 
توقع ...
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳
 


 
comment نظرات ()