body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

آرزوی من برای تو...
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
 

هر روز برایت آرزوی باشد در دست،‌ نه دوردست،

عشقی باشد در دل،‌ نه در سر،

و

دلیلی باشد برای زندگی، نه روزمرگی.

احمدرضا فتوت


 
comment نظرات ()
 
این بود انشای من...
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
 
[تصویر: 4601mj1q9w_resize_2.jpg]

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.


حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.


از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم
اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!

البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!


این بود انشای من.


 
comment نظرات ()
 
مدیریت دانش ، کلید بقای سازمان های قرن بیست و یکم...
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
 

"وقتی شما از یک نفر در شرکت باکمن سوال می کنید ، درواقع از همه  1200 نفر  کارکنان شرکت سوال کرده اید ، از جمله خود مدیر عامل آقای باکمن !"

جمله ای غرور آمیز که به نظر کمی اغراق آمیز می آید اما آقای داگ نماینده شرکت در یک جلسه ی رسمی به سادگی آن را به دیگران اثبات کرد .

او از حضار خواست که سوالی در زمینه های مرتبط بافعالیت های شرکت مطرح کنند. سوال را در سامانه مدیریت دانش شرکت باکمن وارد کرد.

درکمتر از دو دقیقه اولین پاسخ دریافت شد. ارسال کننده پاسخ مدیرعامل شرکت بود ! آن هم درحالی که در کشور دیگری حضور داشت. شرکت کنندگان جلسه واقعا شگفت زده بودند، دقایقی بعد پاسخ های بعدی از دیگر کارکنان شرکت در رده های مختلف ارسال شد. سوال مطرح شده به تمامی پاسخ داده شده بود، آن هم در زمانی کوتاه و به شکلی بی نیاز از هر گونه اتلاف وقت و منابع!

در آخر داگ به شرکت کنندگان در جلسه گفت :

"وقتی می گویم تمام افراد سازمان به این تابلوهای گفتگو دسترسی دارند و ازآن استفاده می کنند، منظورم واقعا تمام افراد سازمان است ."

شرکت کنندگان در جلسه همگی با مفهوم مدیریت دانش آشنا بودند. شاید برخی از آن ها هم قبلا برای داشتن سیستم های مدیریت دانش هزینه هایی را پرداخت کرده بودند اما اکنون در عمل نتیجه یک سامانه مدیریت دانش را مشاهده می کردند و احتمالا تازه می توانستند باور کنند که می شود بدون داشتن جلسات وقت گیر از کارهای موازی در سازمان جلوگیری کرد. استفاده از دانش تک تک افراد سازمان و ایجاد یک مخزن دانش سازمانی پاسخی به بسیاری از نگرانی هایی که سازمان های این عصر را تهدید می کند .

اما چگونه می توان یک سامانه مدیریت دانش واقعی داشت ؟

آیا خرید یک سیستم رایانه ای مدیریت دانش کافی است ؟!، قطعا خیر !

وقتی سخن از دانش انسان است نمی توان بدون توجه به ابعاد مختلف انسانی انتظار داشت که فقط به اتکای فن آوری اطلاعات چرخه  گردش مدیریت دانش در سازمان عملی شود .

آقای باکمن در مورد تجربه شخصی خود در این زمینه می گفت :

از مدیر سیستم رایانه مدیریت دانش خواستم تا درصبح روزهای جمعه گزارشی از افراد استفاده کننده در سیستم به او ارائه بدهد.  می خواستم بدانم آخرین زمان استفاده از سیستم در مورد افراد چه زمانی بوده است.  یک ایمیل از طرف خودم برای تمام افرادی که ظرف چهار هفته اخیر از سیستم استفاده نکرده بودند ارسال کردم. در متن آن نوشتم که آن ها در چهار هفته گذشته از سیستم مدیریت دانش استفاده نکرده اند؟

آیا سیستم برای آن ها ارزشی تولید نمی کند ؟

اگر ما بخواهیم این موضوع را اصلاح کنیم چه تغییری لازم است و آیا پیشنهادی در این زمینه دارند ؟

آیا به کمک، آموزش یا هر چیزی دیگری نیاز دارند ؟

اگر به نوع سرویس یا اطلاعات اضافه ای نیاز دارند حتما بگویند تا سازمان برای ایجاد و فراهم کردن آن اقدامی کند.

این نامه های شخصی مدیر عامل و نوع بیان مساله در شرکت باکمن بسیار اثر گذار بود. اولین روز کاری پرسنل از دیدن آن تحت تاثیر قرار گرفتند، پنجشنبه همان هفته میزان استفاده از سیستم به شکل معنا داری تغییر یافت. به تدریج کسانی که طی چهار هفته از آن استفاده نمی کردند به صفر رسید و مدیر عامل این زمان را به مرور به سه، دو  و یک هفته کاهش داد و به این شکل حتی کسانی که صرفا به جهت ملاحظه مدیر عامل و دریافت نامه های او از سیستم استفاده می کردند توانستند ارتباط با سیستم و قابلیت ها و مزایای آن را بیاموزند.

ارزشی که سیستم مدیریت دانش برای شرکت باکمن ایجاد کرد به مرور تمام افراد را به آن علاقمند کرد.  هراس ها و مقاوت های اولیه پرسنل با برنامه ریزی های منطقی وعملکرد مناسب مدیران به تدریج بر طرف شد و سامانه مدیریت دانش به یک چهارراه ارتباطی امن برای تبادل دانش در شرکت تبدیل شد. اعضای شرکت از کشورهای مختلف به آن متصل می شدند و با دریافت و ارسال دانش به خود، دیگران و شرکت امکان بیشتری برای رشد می دادند.

شرکت باکمن یکی از نمونه هایی است که توانسته است مفهوم مدیریت دانش را به شکلی واقعی در سازمان خود پیاده سازی کند.

مدیریت دانش ترکیب در هم تنیده ایست از مفهوم فن آوری اطلاعات و مدیریت مسائل انسانی .

برخلاف آن چه بسیاری تصور می کنند، انتخاب و طراحی درست سیستم رایانه های مدیریت دانش به هیچ عنوان نمی تواند و نباید اولین گام سازمان برای مدیریت دانش باشد.

مدیریت دانش با بررسی ابعاد انسانی سازمان شروع می شود و با درگیر شدن تک تک افراد سازمان به حرکت می افتد.

چالش هایی که در سازمان برای اجرای موفق یک سیستم مدیریت دانش وجود دارد برخی حتما باید قبل از شروع به کار و برخی در حین کار باید برطرف شوند.

به طور مثال بستر سخت افزای و ارتباطی، حدی متوسط و قابل قبول از دانش پرسنل برای استفاده از رایانه و سیستم های نرم افزاری مواردی هستند که بدون فراهم کردن آن ها شروع راه اندازی سیستم های مدیریت دانش ممکن نیست. از سوی دیگر بدون ایجاد سیستم های انگیزشی مناسب برای منابع انسانی و توجیه عمیق مدیران عملیات راه اندازی به شدت کند و با مقاومت پیش خواهد رفت.

با وجود تمام مقدماتی که برای شروع موفق می توان فراهم کرد اما قطعا بخشی قابل توجه از مسائل در حین اجرا ظهور خواهند یافت و به شکل طبیعی باید در بستر زمان حل شوند.

پرسنل هیچ سازمانی از ابتدا نسبت به سیستم مدیریت دانش چندان خوشبین نیستند و تنها عملکرد مناسب مدیران ارشد و نیز نحوه اجرای کار از ابعاد مختلف است که می تواند نظر آن ها را عوض کند.

مدیریت دانش در سازمان ها بدون شناخت و استفاده به جا از ابزارهای آن ممکن نیست. ابزارهای مدیریت دانش عبارتند از :

  • نقشه دانش

  • انجمن های تخصصی

  • درس های آموخته شده

  • آنتولوژی و طبقه بندی ها

  • مدیریت مستندات

  • مدیریت محتوا

  • سیستم های خبره

استفاده از هر کدام از این ابزارها احتیاج به شناخت ابزار، فن آوری های مورد نیاز و سازمان و افراد آن خواهد داشت. انتخاب مدل مناسب برای فهم و سپس پیاده سازی مدیریت دانش در هر سازمان احتیاج به لحاظ کردن شرایط خاص هر سازمان دارد.

بعد از انتخاب و پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان می توان با یکپارچه سازی سیستم های نرم افزارهایی دیگر هم چون :

  • مدیریت روابط مشتری (CRM ) 

  • برنامه ریزی یکپارچه منابع سازمان ( ERP ) 

  • مدیریت زنجیره تامین ( SCM )

مدیریت دانش را در تمام امور وابسته به سازمان بسط داد.

بررسی روند گسترش اقتصاد دانش محور در جهان نشان می دهد که  مدیریت دانش به یک نیاز حیاتی برای سازمان های قرن و بیست یکم تبدیل شده است و سازمان های ایرانی برای ایجاد جایگاه مناسب در دنیای رقابتی نیاز به توجه جدی به این مساله دارند.

ندا مفاخری- شاهین شاکری


 
comment نظرات ()
 
آن چه واقعا باید می دانستم را در کودکستان آموختم...
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
 

اغلب آن چه را که باید برای چگونه زیستن، چه انجام دادن و چگونه بودن می دانستم، در کودکستان آموختم. خِرَد، در رأس قلۀ آموزش های مدرسه نیست بلکه آن را می توان در زمین بازی کودکستان یافت. این ها چیزهایی هستند که آموختم:

 

  • همه چیزت را با همه شریک شو.

  • دوستانه بازی کن.

  • دیگران را نزن.

  • هر چیزی را سر جایی که پیدا کردی بذار.

  • خرابکاری خودت را تمیز کن.

  • چیزهایی که مال تو نیستند را برندار.

  • وقتی به کسی آسیب می رسانی، عذر خواهی کن.

  • پیش از خورد غذا، دست های خود را بشوی.

  • پس از رفتن به دستشویی، دسته سیفون را بکش!

  • بیسکوییت گرم و شیر سرد برایت خوب است.

  • زندگی متعادلی داشته باش.

  • هر روز مقداری بیاندیش، نقاشی بکش، طراحی کن، آواز بخوان، برقص، کارو بازی کن.

  • بعد از ظهرها کمی بخواب.

  • وقتی دسته جمعی بیرون می رویم، مراقب عبور وسایل نقلیه باشید، دست یک دیگر را رها نکنید و در کنار هم بمانید.

  • حواست به شگفتی ها باشد. دانه ای که درون لیوان پلاستیکی کاشتی یادت می آید؟ ریشه ها پایین می روند و ساقه ی گیاه بالا می آید و هیچ کس نمی داند چرا یا چگونه، ولی همگی ما مانند آن هستیم!

  • ماهی، موش و حتی دانه درون لیوان پلاستیکی همگی می میرند. ما هم همین طور.

  • همیشه به یاد داشته باش که بنگری.

  • هر چه باید بدانی ،در جایی در این جهان وجود دارد.

  • قانون طلایی و عشق و بهداشت اولیه.

  • شناخت محیط زیست و سیاست و زندگی عاقلانه.

به این فکر کن که اگر همگی ساعت سه بعد از ظهر یک لیوان شیر و مقداری بیسکوییت بخوریم و لختی بخوابیم، یا اگر قانون جهانی وجود داشته باشد که همه باید هر چیز را هر جایی که پیدا می کنند سر جایش بگذارند و خراب کاری خود را خودشان درست کنند، دنیا عجب جای خوبی میشد. و جداً که مهم نیست چند سال داشته باشیم، هر گاه به دنیای بیرون می رویم بهتر است دست یک دیگر را بگیریم و در کنار هم بمانیم. 

رابرت فولگوم


 
comment نظرات ()
 
گور... چرچیل
ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
 

چرچیل( نخست وزیر سابق بریتانیا ) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می رفت. هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت، آقا نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت: نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم.

چرچیل از علاقه این فرد به خودش خوش حال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد. راننده با دیدن اسکناس گفت:

گوربابای چرچیل!

اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم.


 
comment نظرات ()
 
دکتر بهشتی...
ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
 

از پلکان حرام نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

شهید دکتربهشتی


 
comment نظرات ()
 
پلیدی ها با ما می مانند و نیکی ها به ما باز می گردند...
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
 

پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ...

مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن جا می گذشت نان را بر دارد .

هر روز مردی گو‍ژ پشت از آن جا می گذشت و نان را بر می داشت و به جای آن که از او تشکر کند می گفت:

هر کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد !!!

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا این که زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد  و به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟

یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود کرد و آن را با دست های لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که می کنم ؟

بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت .

مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت.

آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباس هایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود، در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت:

مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی این جا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت : این تنها چیزی است که من هر روز می خورم امروز آن را به تو می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری .

وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان زهر آلود را می خورد .

به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت:

هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم به خود ما باز می گردد.

یوسف عابدی


 
comment نظرات ()
 
خود پرستی...
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
 

در دوران حکومت سلسله تانگ بر کشور چین، نخست وزیری به صدارت رسیده بوده  که مقبول عامه بود، چرا که  او نه تنها  یک رهبر نظامی بود، بلکه به واسطه مطالعه و حکمت، سیاستمدارموفقی نیز بود. هم چنین افتخار شاگردی استاد بزرگی را داشت که در معبد بودا خدمت می کرد.

علی رغم شغل مهم و حساسش، صدراعظم ارتباط خود را با استادش  قطع نکرده بود و گاه گاهی خود را از شلوغی امورات و کارهای دربار رهانیده و به خلوت معبد و حضور استادش پناه می برد.

نخست وزیر در یکی از ملاقات هایش  که در کنار استادش قدم می زد، سوالی به ذهنش خطور کرد و از او پرسید :

استاد ، خواهش می کنم توضیح دهید که از دیدگاه تعالیم  بودا، خود پرستی به چه صورت است ؟ 

استاد که تا آن زمان با احترام و فروتنی با وی صحبت می کرد، به ناگهان برگشته و با چهره بر افروخته به نخست وزیر فریاد زد :

این چه سوال احمقانه ای است که می پرسی ؟

این گفته استاد موجب رنجش شدید و ناراحتی نخست وزیر گردید، اما بلافاصله استاد چهره اش را به حالت برگردانده  و با تواضع  گفت :

عالی جناب به همین حالت شما می گویند، خود پرستی.


 
comment نظرات ()
 
نجات...
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
 

جریان آب رودخانه به قدری شدید بود که پسرک را با خود می برد و امکان خلاصی وی اصلا وجود نداشت، که ناگهان مرد رهگذری خود را درون آب انداخته و با تقلا و سختی فراوان و درست در آخرین لحظات،  پسر را گرفته و از آب بیرون کشید.

پس از مدتی که پسرک به هوش آمده و از شدت سرفه هایش کاسته شد، با قدرشناسی و فروتنی به سوی مرد رفته و از او بابت این کار قهرمانانه اش تشکر نمود.

مرد با خونسردی جواب داد :

خوش حالم پسر، اما می خوام طوری ادامه بدی که مطمئن بشی زندگیت ارزش نجات رو داشت.


 
comment نظرات ()
 
عشق را معنی کن...
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
 

 

کودکی، دخترکی موقع خواب
سخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید،
زندگی چیست؟
پدرش از سر بی صبری گفت:
زندگی یعنی عشق
دخترک با سر پر شوری گفت:
عشق را معنی کن،
پدرش داد جواب: بوسه گرم تو بر گونه من،
دخترک خنده بر آورد زشوق،
گونه های پدرش را بوسید،
زان سپس گفت،
پدر... عشق اگر بوسه بود، بوسه هایم همه تقدیم تو باد.


 
comment نظرات ()
 
چهار مورد مهم در مورد موبال ها...
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
 

اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد..

اول : وضعیت فوق العاده

شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند. (پلیس، اورژانس، آتش نشانی یا...) و جالب این که این شماره حتی زمانی که صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.

حتی با گوشی بدون سیم کارت نیز میتوانید با شماره 112 تماس حاصل نمایید.

دوم : آیا تا به حال کلیدهای خود را در ماشین جا گذاشته اید؟

آیا ماشین شما یک دستگاه کنترل از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل:

اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جا گذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید کنترل درب بازکن ماشین را فشار دهد، و آن را نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصا بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که ریموت کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید.

یادداشت نویسنده: این مورد کار می کند. یکی از دوستان آن را امتحان کرده و قفل ماشین را از طریق یک تلفن موبایل باز کرد ولی من هر کاری کردم نشد.

سوم : چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟

برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید: *#06#

 یک کد دیجیتالی  روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامی که موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آن ها بدهید. سپس آن ها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملا غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسی که آن را دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آن را بفروشد.. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت.

چهارم : قدرت باطری مخفی شده.

در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای  #3370* را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامی که موبایل خود را شارژ می کنید، خود به خود شارژ خواهد شد..

 سارا غلامپور


 
comment نظرات ()
 
رمز موفقیت...
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
 

ابتدا شما را نادیده می گیرند،

سپس به شما می خندند،

بعد با شما مبارزه می کنند،

آن گاه شما پیروز خواهید شد.

پس برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید.


 
comment نظرات ()
 
آرامش واقعی فقط و فقط و فقط در او و با اوست...
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸
 

یکی از خبرنگاران انگلیسی شبکه خبری BBC اخیرا برای تهیه گزارش و ساخت برنامه به تعدادی از کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی، یمن، اردن، فلسطین و مصر سفر کرده بود. در یکی از روزهایی که وی در عربستان به سر می‌برد، هنگام پخش اذان، نوای زیبای " الله أکبر" اشک او را در آورده و به طور ناخودآگاه شروع به اشک ریختن کرد. او هنگامی که از بالای ساختمان مردم شهر را مشاهده کرد که هنگام شنیدن اذان، تمام مغازه‌ها میبندند و برای نماز آماده می‌شوند، کاملا تعجب کرده بود و به یک باره شروع به گریه کردن کرد!

در همین راستا مدتی پیش خبری تحت عنوان ذکر « الله » آرامش روحی می‌دهد که به نظر می‌رسد به خبر فوق مربوط می شود. متن این خبر شرح بدین شرح بود:

یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله « الله »  و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند. این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت:

پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند و یا کلمه " الله " را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله « الله » و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد. وی در ادامه افزود:

بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر « الله » کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود. این پژوهشگر هلندی هم چنین گفت:

از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه « الله » با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم « الله » است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه « الله » تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود. به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید:

« الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب » .

این خبر آرامش بخش را برای دوستانی که یاد خدا برایشان آرامش بخش نیست هم ارسال کنید.


 
comment نظرات ()
 
پیامبر اکرم ( ص )
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد.


 
comment نظرات ()
 
مدیریت پرسنل باهوش...
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

افرادی در سازمان شما که ظرفیت بالاتری در ایجاد ارزش افزوده دارند، لزوما کسانی نیستند که دارای بهترین عناوین و یا بهترین تحصیلات باشند. آن ها حتی ممکن است که افراد راحتی برای مدیریت کردن نیز نباشند. در این جا سه باید و نباید برای رهبری باهوش ترین افراد در دفترتان ذکر می گردد:

  • چیزها را به ایشان توضیح داده و متقاعدشان کنید ولی به آن ها نگویید که دقیقا چه بکنند. افراد باهوش کلام رهبر را سرلوحه قرار نمی دهند بلکه آن ها نیاز دارند که بدانند چرا از ایشان خواسته شده که کار خاصی را انجام دهند.

  • از تخصصتان استفاده کنید ولی از سلسله مراتب استفاده نکنید. افراد باهوش تحت تأثیر عناوین قرار ندارند.

  • به آن ها بگویید که چه کاری انجام دهند ولی به آن ها نگویید که این کار را چگونه انجام دهند. افراد باهوش از این که مشخص کنند چگونه کار را انجام دهند، لذت می برند و اغلب با میل وارد چالش ها می شوند.


 
comment نظرات ()
 
تو معلم خوبی هستی...
ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم. مدت ها بود می خواستم برای سیاحت از مکان های دیدنی به سفر بروم. در رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.

فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه

نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:

عمو... میشه کمی پول به من بدی؟

نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.

فقط اون قدری که بتونم نون بخرم.

باشه برات می خرم.

صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیام های زیبا و هم چنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.

عمو می شه بگی کره و پنیر هم بیارن؟

آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.

باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟

غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است، بیرونش کند. وجدانم مرا منع می کرد. گفتم نه مشکلی نیست.

بذار بمونه. برایش نان و یک غذای خوش مزه بیارید.

آن وقت پسرک روبروی من نشست.

عمو چی کار می کنی؟

ایمیل هام رو می خونم.

ایمیل چیه؟

پیام های الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن.

متوجه شدم که چیزی نفهمیده. برای این که دوباره سوالی نپرسد گفتم: 

اون فقط یک نامه است که با اینترنت فرستاده شده.

عمو تو اینترنت داری؟ 

بله در دنیای امروز خیلی ضروریه.

اینترنت چیه عمو؟

اینترنت جاییه که با کامپیوترمی شه خیلی چیزها رو دید و شنید. اخبار، موسیقی، ملاقات با مردم، خواندن و نوشتن، رویاها، کار و یادگیری. همه این ها وجود دارن ولی در یک دنیای مجازی.

مجازی یعنی چی عمو؟

تصمیم گرفتم جوابی ساده و خالی از ابهام بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم.

دنیای مجازی جاییه که در اون نمی شه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که دوست داریم اون جا هست. رویاهامون رو اون جا ساختیم و شکل دنیا رو اون طوری که دوست داریم عوض کردیم.

چه عالی. دوستش دارم.

کوچولو فهمیدی مجازی چیه؟

آره عمو. من توی همین دنیای مجازی زندگی می کنم.

مگه تو کامپیوتر داری؟

نه ولی دنیای منم مثل اونه مجازی.

مادرم تمام روز از خونه بیرونه. دیر برمی گرده و اغلب اون و نمی بینیم.

وقتی برادر کوچیکم از گرسنگی گریه می کنه، با هم آب رو به جای سوپ می خوریم. خواهر بزرگ ترم هر روز میره بیرون. میگن تن فروشی می کنه اما من نمی فهمم چون وقتی برمی گرده می بینم که هنوزم هم بدن داره.

پدرم سال هاست که زندانه و من همیشه پیش خودم همه خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم. یه عالمه غذا، یه عالمه اسباب بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتر بزرگی بشم.

مگه مجازی همین نیست عمو؟

قبل از آن که اشک هایم روی صفحه کلید بچکد، نوت بوکم را بستم.

صبر کردم تا بچه غذایش را که حریصانه می بلعید، تمام کند. پول غذا را پرداختم. من آن روز یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم را همراه با این جمله پاداش گرفتم:

ممنونم عمو، تو معلم خوبی هستی.

آن جا، در آن لحظه، من بزرگ ترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم. ما هر روز را در حالی سپری می کنیم که از درک محاصره شدن وقایع بی رحم زندگی توسط حقیقت ها، عاجزیم.

کامبیز کیخایی


 
comment نظرات ()
 
هوش مالی خود را تقویت کنید...
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

اگر شما از دسته مدیرانی هستید که وقتی صحبت عدد و رقم پیش می آید تحت فشار قرار می گیرید، بدانید که تنها نیستید. تعداد زیادی از مدیران در زمینه دانش مسائل پایه ای مالی کمبود دارند که این امر موجب ممانعت ایشان از مشارکت کامل در مباحث و گفتگوهای مالی در مورد استراتژی می گردد.

دانش مالی خود را با گذراندن یک دوره در زمینه مسائل مالی شرکت ها افزایش دهید و یا از مدیری که دانش مالی بیشتری دارد بخواهید که پیشکسوت شما شده و شما را راهنمایی کند. افراد دیگر شرکتتان که نیاز به ارتقای این مهارت دارند را شناسایی نموده و برای ایجاد درخواست برگزاری یک کلاس هم پیمان شوید.

این کار لزوما باعث تحمیل هزینه به شرکتتان نخواهد شد؛ این شانس نیز وجود دارد که از کارشناسان مالی داخلی که دارای دانش و تخصص مورد نیاز برای آموزش نیازهای آموزشیتان هستند، استفاده نمایید.


 
comment نظرات ()
 
کاش...
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

ای کاش فردایمان پر از صلح و آرامش باشد.

ای کاش به خدا آن چنان باور داشته باشیم که چرایی برای آن چه هستیم به میان نیاوریم.

ای کاش پیامدهای بی کرانی را که زاییدهَ دعا کردن است را از خاطر نمی بردیم.

ای کاش از نعماتی که دریافت می داریم استفاده کنیم و عشقی که نصیب مان می شود را به دیگران منتقل کنیم.

بگذاریم این حضور در مغز استخوان مان جاری شود.

به روح تان اجازه دهید آواز بخواند، پای کوبی کند ستایش کند و عشق بورزد.


 
comment نظرات ()
 
نگو ...
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم


 
comment نظرات ()
 
دوست...
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

و

مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است.


 
comment نظرات ()
 
مسیر...
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده، ممکن است آزاد باشد،

ولی راه به جایی نخواهد برد.

 


 
comment نظرات ()
 
انتخاب باتوست...
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

انتخاب با توست، می توانی بگویی:

صبح به خیر خدا جان

یا بگویی :

خدا به خیر کنه، صبح شده


 
comment نظرات ()
 
تصمیم با توست..
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

باد می وزد

می توانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است


 
comment نظرات ()
 
یک یادگاری خوب...
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است
پس همیشه امید داشته باش.


 
comment نظرات ()
 
یفین...
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

من یقین دارم که برگ  
کاینچنین خود را رها کردست در آغوش باد
فارغ است از یاد مرگ
لاجرم چندان که در تشویش از این بیداد نیست
پای تا سر زندگیست
آدمی هم مثل برگ  
می تواند زیست بی تشویش مرگ
گر ندارد مثل او، آغوش مهر باد را
می تواند یافت لطف هر چه بادا باد را  


 
comment نظرات ()
 
سخنی با خودم...
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

سعی نکنم که به مرد موفقیت ها تبدیل گردم،

بلکه تلاش نمایم تا قهرمان ارزش ها شوم.


 
comment نظرات ()
 
عاشورا...
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
 

هفتاد دو پروانه

پروانه فرزانه

شمع رخ حق دیدند

رفتند چو مستانه

خواهی که شوی کامل

آن مرحله ها طی کن

زین سلسله ها سالک

خالی نکند شانه


 
comment نظرات ()
 
حدیثی از امام حسین ( ع )...
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
 

مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانیهِ وَ کِفایَتِهِ.


هرکس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نماید، خداى متعال او را به بهترین آرزوهایش مى رساند و امور زندگیش را تأمین مى نماید.

تنبیه الخواطر: ص 427، س 14، بحارالأنوار: ج 68، ص 183، ح 44


 
comment نظرات ()
 
عشق به توان بی نهایت...
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
 

 این تصویر خیره کننده پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش از آب، بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل آب قرار داده تا لانه اش را آب نبرد. او لانه اش را ناخواسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی آغاز شده او بدنش را مقابل جریان آب قرار داده است.

 همان گونه که در تصویر بالا می بینید پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست اما پرنده ماده در مجرای آب خود را قرار داده است و کنار او هم آب زیادی جمع شده است .این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو آب را بگیرد.

یوسف عابدی


 
comment نظرات ()
 
ضریب هوشی و اهمیت آن...
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸
 

مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریب هوشی ملل نمی‌شود، بلکه این کشورها را از نوابغ تهی می‌سازد.

اعلام میانگین ضریب هوشی 84 برای ایرانی‌ها، سبب تعجب بسیاری از نخبگان ایران گردید. عده‌ای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمده‌اند، اما برای این جانب، این آمار هیچ‌گونه جای تعجبی نداشت، زیرا این موضوع را در سال 1379 در سخنرانی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تحت عنوان نظریه ترقیق هوشی (Intellectual Dilution) پیش بینی کرده بودم. در این مقاله به اختصار علل افت میانگین ضریب هوشی در کشور را بررسی خواهم کرد و سپس به راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ خواهم پرداخت.

 

ضریب هوشی چیست و اهمیت آن در چیست؟

ضریب هوشی IQ یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر 100 به دست می‌آید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریب هوشی 100 می‌شود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر می‌شود که این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.
برای به دست آوردن سن عقلی راه‌های زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تست‌های خاصی استفاده می‌کنند که جنبه‌های مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاه‌مدت، استفاده فرد از واژه‌ها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضیات، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی می‌کند.

اخیرا در مورد صحت نتایج آزمون‌های هوش متداول، شبهات زیادی وارد شده است. انجمن روان‌شناسی آمریکا در سال 1995 هوش را به عنوان « توانایی فهم مسایل پیچیده، انطباق موثر با تغییرات محیطی، یادگیری به دنبال تجربیات، استفاده از اشکال مختلف استدلال و فایق آمدن بر مشکلات از طریق تفکر » تعریف کرده است.    

این انجمن بر این موضوع تاکید دارد که آزمون‌های متداول هوش به هیچ وجه توانایی سنجش چنین سازه انتزاعی پیچیده‌ای را ندارد. مطالعات متعدد، ارتباط مثبت و قوی بین ضریب هوشی با موفقیت تحصیلی، میزان درآمد، سطح سلامت، طول عمر و سطح اجتماعی و ارتباط منفی و قوی با بی‌کاری و ارتکاب جرایم را نشان داده است. به این ترتیب موضوع ضریب هوشی پایین یا افت ضریب هوشی و در مقابل آن سازوکارهای ارتقای ضریب هوشی به یک مقوله راهبردی اجتماعی و اقتصادی در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. به این ترتیب دستیابی به میانگین ضریب هوشی بالاتر یکی از ابزار توسعه و به طور هم‌زمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب می‌گردد.

ضریب هوشی اقوام و ملل

مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در کشورهای مختلف صورت گرفته است. میانگین ضریب هوشی در آمریکا و انگلستان حدود 100 است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کره‌ای، هنگ کنگی و تایوانی 105 و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین 78 و 90 و برای کشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین 65 تا 75 است. در این میان کشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط 84 رتبه 97 را بین 185 کشور جهان دارا می‌باشد. هوش یک سازه انتزاعی مولتی فاکتوریال محسوب می‌شود و هنگامی که صحبت از تفاوت ضریب هوشی بین دو فرد می‌شود تفاوت‌های ژنتیکی، تفاوت‌های محیط فیزیکی، تفاوت‌های محیط روانی و تفاوت‌های آموزشی به خصوص در دوران کودکی می‌تواند توجیه کننده تفاوت ضریب هوشی باشد، اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو کشور یا دو نژاد مواجه می‌شویم قایل شدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.

در واقع در توجیه تفاوت ثروت ملل در طول تاریخ توجیهات زیادی آورده شده است.

·        منتسکیو (1748) آب و هوای معتدل را مهم‌ترین علت برای ثروت ملل می‌دانست،

·        آدام اسمیت (1776) مهارت‌های انسانی، تخصص‌گرایی و وجود یک بازار آزاد را عامل اصلی توسعه فرض می‌کرد،

·        توماس مالتوس در سال 1817 شناسایی عوامل موثر بر فقر و ثروت ملل را مهم‌ترین چالش پژوهشی در حوزه اقتصاد سیاسی می‌داند.

·        دیوید لاندز و ساموئل‌هانتینگتون عوامل فرهنگی (سخت‌کوشی، نظم، آرمان‌های بزرگ، همگرایی اجتماعی، احترام به کار، ارزش قایل شدن برای تحصیلات) را مهم‌ترین عامل موفقیت و ثروت ملل می‌دانند.

در این میان یکی از جنجال برانگیزترین دیدگاه‌ها توسط ریچارد لین (2002) مطرح شده است، ریچارد لین ریشه‌های ثروت و فقر ملل مختلف را در هوش و استعداد ذاتی آنان می‌داند و قایل به برتری ژنتیکی بعضی از اقوام و نژادها در مقایسه با سایرین است. موضوع ژن برتر و نژاد باهوش‌تر موضوعی است که در طول تاریخ به کرّات از سوی گروه‌ها و رهبران نژادپرست (مانند نازی‌ها و صهیونیست‌ها) اعلام شده است، اما تاکنون هیچ یک از شواهد ارایه شده نتوانسته است برتری هوشی یک قوم یا نژاد نسبت به سایر اقوام را به تفاوت‌های ژنتیکی مابین آنان نسبت دهد. جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی متعددی روی ضریب هوشی تاثیر می‌گذارد وضعیت تغذیه‌ای به خصوص در دوران کودکی، استرس‌ها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریب هوشی تاثیر می‌گذارند. به عنوان مثال، نوزادانی که از شیر مادر محروم‌اند ضریب هوشی کمتری دارند. ضریب هوشی کودکان مبتلا به کم‌خونی 5‌ تا 10 درجه کمتر از حد طبیعی برآورد شده است. کمبود ید نیز باعث کاهش آموزش‌پذیری کودکان شده و ضریب هوشی آن ها را به میزان 5 تا 13 ( در موارد کمبود شدید ید تا 30 درجه، فوروارد کننده!) امتیاز کم می‌کند. به این ترتیب می‌توان در نظر گرفت که فقر و ضریب هوشی پایین هر یک دیگری را تشدید می‌کنند و یک چرخه معیوب را تشکیل می‌دهند. این امر بخشی از ضریب هوشی پایین در کشورهای آفریقایی و جنوب آسیا را توجیه می‌کند.


مهاجرت نخبگان و ضریب هوشی

مهاجرت انتخابی نخبگان اثری مخرب بر توسعه ملل می‌گذارد. بدیهی است که بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعه‌ای است. حال وقتی در یک جامعه شرایط به گونه‌ای باشد که نخبگان در گذر زمان آن را ترک می‌کنند، نه تنها خروج آن ها مستقیما جامعه را متاثر می‌کند، بلکه در دراز مدت، ذخیره ژنتیکی کشور را نیز فقیرتر می‌کند و در نسل‌های آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به « نسل‌های آینده » با اختلال مواجه می‌شود. این امر در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن به دقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیل کرده اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت می‌کنند. درصد متوسط مهاجرت سالانه تحصیل کردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان 2/17 درصد و ضریب هوشی متوسط این مهاجران 1/108 می‌باشد. این موضوع سبب شده است که میانگین ضریب هوشی اسکاتلندی‌ها به طور متوسط در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل قبل کاهش پیدا کند و اسکاتلندی‌ها در اواسط قرن بیستم به کم‌هوش‌ترین ملت اروپایی (با میانگین ضریب هوشی 97) تبدیل شدند. در واقع، یک نخبه علمی یا اقتصادی که از کشور خارج می‌شود، تنها دانش و استعداد فردی یا مقداری ثروت مادی از کشور خارج نمی‌کند، بلکه ژن‌های نخبگی و کارآمدی را نیز با خود می‌برد تا نسل‌های بعدی او در خارج از کشور مادری از آن بهره مند شوند و جوامع میزبان‌شان را از آن بهره‌مند سازند وضعیت کشور ما ایران در میان کشورهای در حال توسعه مشابه وضعیت اسکاتلند در میان کشورهای توسعه یافته است. بر اساس آمار صندوق بین المللی پول، ایران با ضریب مهاجرت 15 درصد، رتبه اول را در میان 61 کشور توسعه نیافته و در حال توسعه دارا می‌باشد و می‌توان تخمین زد که در طی سه دهه اخیر حداقل سه واحد از ضریب هوشی متوسط ایرانی‌ها صرفا به سبب مهاجرت کاهش پیدا کرده است.

مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریب هوشی ملل نمی‌شود، بلکه این کشورها را از نوابغ تهی می‌سازد. با نگاهی به فهرست اسامی افرادی مانند:

· لئوناردو داوینچی (ضریب هوشی220)،

· گوته (210)،

· پاسکال (195)،

· نیوتن (190)،

· لاپلاس (190)،

· ولتر (190)،

· دکارت (185)،

· گالیله (185)،

· کانت (175)،

· داروین (165)،

· موزارت (165)،

· بیل گیتس (160)،

· کوپرنیک (160)،

· اینشتین (160)،

به‌سادگی درمی‌یابیم که توسعه دانش بشر در طول تاریخ بیش از هر چیز مرهون افراد نابغه می‌باشد. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیده‌ترین مشکلات یک کشور را دارا می‌باشند و مسوولیت راهبری کشور را در وضعیت‌های بحرانی بر عهده دارند. تاثیر نوابغ روی توسعه جوامع به حدی است که می‌توان عبارت معروف « ملتی که قهرمان ندارد هیچ چیز ندارد »  را با جمله « ملتی که نوابغ را در راس مدیریت خود ندارد، به هیچ جا نخواهد رسید» جایگزین کرد.

کنترل موالید و ضریب هوشی

بررسی‌های متعدد ارتباط بین هوش و تحصیلات و هم چنین ارتباط میان تحصیلات و تبعیت از سیاست‌های کنترل موالید را به اثبات رسانده است. ضریب هوشی متوسط 20 درصد پرهوش جامعه حدود 115 و ضریب هوشی متوسط 20 درصد کم‌هوش جامعه حدود 85 می‌باشد. اگر فرض کنیم که میزان زاد و ولد در گروه کم‌هوش جامعه تنها 30 درصد بیش از میانگین جامعه و میزان زاد و ولد در گروه پر هوش جامعه 30 درصد کمتر از میانگین جامعه باشد، میانگین ضریب هوشی نسل دوم از محاسبه زیر به دست می‌آید:

 (0.2x1.3x85) + (0.6x1x100) + (0.2x0.7x115) = 98.8

به این ترتیب می‌توان انتظار داشت که میانگین ضریب هوشی هر نسل 1.2 امتیاز از میانگین ضریب هوشی نسل قبل کمتر شود.

تحلیل فوق به خوبی می‌تواند آمار توصیفی ارایه شده از سوی نهادهای بین‌المللی را توجیه نماید، اما اصلاح این وضعیت نیازمند اتخاذ رویکردی مداخله‌ای و همه‌جانبه است. اتخاذ تمهیدات و سیاست‌های علمی برای فقرزدایی و مقابله با شکاف رو به فزونی طبقاتی، توجه به مدیریت عوامل خطرزای سلامت و عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، حمایت و مدیریت علمی نخبگان و تلاش برای متوقف و معکوس نمودن سیر مهاجرت نخبگان و بازنگری علمی سیاست‌های کنترل جمعیت تنها بخشی از رژیم‌درمانی ملتی است که به تدریج هوش خود را از دست می‌دهد.

نویسنده: دکتر شهرام یزدانی دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 


 
comment نظرات ()