body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

happy forever
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱
 

I asked GOD:
Let all my friends be healthy and happy forever...!

GOD said:
But for 4 days only....!

I said:
Yes, let them be a Spring Day,Summer Day, Autumn Day and Winter Day.

GOD said:
3 days.

I said:
Yes, Yesterday, Today and Tomorrow.

GOD said:
No, 2 days!

I said:
Yes, a Bright Day (Daytime) and Dark Day (Night-time) .

GOD said:
No, just 1 day!

I said:
Yes!

GOD asked:
Which day?

I said:
Every Day in the living years of all my friends!

GOD laughed, and said:
All your friends will be healthy and happy Every Day!

GOD said
Good friends must keep in contact!

Be Happy...


 
comment نظرات ()
 
چهارمین بودن در کانونی برای تفکر ...
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۱
 

به چهار رسیدم و با امید به سرچشمه زلالی که روح را جلا می دهد چهارصد را هم خواهیم دید.

جای شما هم سبز سبز بود...

مکان، شرکت آتی نگر مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران

خلاصه ای از آن چه که در نشست های قبلی گذشت را به قلم مائده و از دفتر او و یادداشت هایش برایتان نقل می کنم:

نشست اول : پنج شنبه، سی و یکم شهریورماه

به چرایی ها گذشت و این که با چند پرسش و دادن پاسخ صحیح با آنان می توانیم به ریشه مشکلات برسیم.

برای مثال :

  • چرا در جامعه ما، تصادف و درگیری کلامی وجود دارد؟
  • چرا در اعتماد کردن به دیگران وسواس زیاد وجود ندارد؟
  • و این که مشکلات و عارضه ها کدامند. فرق مشکل با عارضه چیست؟
  • چرا علی رغم وجود تکنولوژی بالا در صنعت، خروجی هایمان شبیه رقبایمان نیست؟
  • و ...

در نگرشی تحت عنوان Root Cause چنان چه بخواهیم به ریشه مشکلی که داریم برسیم می توانیم با طرح حداقل پنج چرا و دادن پاسخ منطقی، به ریشه مشکل رسیده و در نهایت راه حل رفع آن را پیدا نمود.

http://en.wikipedia.org/wiki/Root_cause_analysis

این روش از حل مشکل زمانی کارآمد خواهد بود که فرد در پاسخ به چراها از واقعیت دوری نگزیند و منطق را در فرایند رسیدن به نتیجه مد نظر داشته باشد. تعداد سوالات در رسیدن به نتیجه ممکن است از پنج عدد کمتر یا بیشتر باشد. موضوع مهم، صداقت و راست گویی در پاسخ به چراها خواهد بود و این که جامعه متعالی توسط انسان های متعالی ساخته خواهد شد و انسان های متعالی حاصل تربیت متعالی خواهد بود. پس آن چه که می بایست یاد داد و یاد گرفت تربیت و پرورش صحیح برای نیل به جامعه ای باتربیت و متعالی خواهد بود.

این خلاصه، اندکی بود از یک دنیا احساس خوب، پاک و زیبا برای رشد و بالندگی نسل جوانِ عاشق و آماده برای تکاپو.

نشست دوم : پنج شنبه، چهاردهم مهرماه

در نشست دوم موضوع شخص خودمان بود و مقایسه آن با شخصی که دیگران از ما در ذهن داشتند و این که چگونه من واقعی را می توان به من پندار شده در ذهن اطرافیان نزدیک نمود و آن را اصلاح، تقویت یا توسعه داد. و این که کدام ذهنیت مطلوب تر خواهد بود، آن چه که هستم یا آن چه که در ذهن دیگران می باشم. یا شاید هم در واقعیت نه آنی که فکر می کنم هستم و نه آنی که در ذهن دارند، مطلوبم است. شاید هم کمتر از آنی باشم که می پندارند و می پندارم و ...

نشست سوم : پنج شنبه، بیست و یکم مهر ماه

در نشست سوم موضوع حول محور تفکر و تفکر کردن گذشت و این سوال که :

چرا تفکر کردن سخت ترین کار برای انسان است؟

و این که چرا در متون مقدس، انسان را دعوت به تفکر و تدبر نموده اند مگر نه این است که پیامبران عظیم الشان از همین مسیر به تعالی دست یافته اند؟

و در ادامه صحبت از سه اصل برای ایجاد بستری که بتوان آینده را بر روی آن بنا نهاد به میان آمد ( واقعی باشیم، زیبا رفتار کنیم، مستحکم باشیم) .

... و این که نا امیدی از جنس شیطان است و امید از جنس رحمت و همیشه امید مشخص کننده مسیر زندگی انسان هاست و ...

نشست چهارم : پنج شنبه، بیست و هفتم مهر ماه

در چهارمین نشست موضوع، روش های حل مساله با تجرد از مساله بود.

و در ادامه باز سوال:

  • الگوریتم فکر کردن چگونه است؟
  • تفاوت فکر کردن با خیال بافی چیست؟
  • به چه چیزهای باید و به چه چیزهایی نباید فکر کرد؟
  • معلم خوب چه معلمی است؟
  • کلاس خوب چه کلاسی است؟
  • سخنران خوب و سخنرانی خوب چه شکل و شمایلی دارد؟
  • دانش آدم ها به چیزهایی است که می دانند یا ... ؟
  • چگونه می توان متری برای سنجش جایگاه انسانی انسان ها پیدا کرد و آنان را اندازه نمود؟
  • فکر ( عمق، سطح ) را چگونه می سنجند ؟
  • علم چیست و رابطه آن با حلم چگونه است؟
  • ارزش های ما به چیست ؟
  • جوامع مترقی کدامند جوامع هستند و چرا؟
  • راز تربیت درست و اثربخش کدام است؟

و ...


 
comment نظرات ()
 
شرح ندارد ...
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
برنده کدام صحنه ایم ...
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ مهر ۱۳٩۱
 

حالا بازی تمام شده. کره جنوبی، هرچند دوبار به دیرک افقی دروازه ما زد و چند موقعیت خطرناک دیگر را هم از دست داد، اما با گل طلایی نکونام، بازنده به رختکن رفت. ما اگر بازنده می شدیم که می دانستیم با اتوبوس های شرکت واحد و شیشه ساختمان های دور و بر ورزشگاه چه بکنیم!

حتا یاد داشتیم چگونه دقّ دلی مان را سر ماشین دیگر تماشاچی هایی که در پارکینگ مجموعه آزادی پارک کرده بودند، درآوریم!

اما حالا که جنگ به نفع ما خاتمه یافته، باید حواس مان به چشم بادامی های مغلوب باشد تا فحش زیر و بالای « کی روش » را ندهند، صندلی وسایل نقلیه عمومی شهرمان را ندرَند، گل و گیاه باغچه های ورزشگاه را لگدکوب نکنند، نشیمنگاه های فایبرگلاس استادیوم را به داخل زمین بازی پرتاب نکنند و...!

اما دنیای کره ای ها، با دنیای ما خیلی فرق داشت!

آن ها پس از شکست و پیش از خروج، خم شدند تا جایگاهی را که تمیز تحویل شان شده بود، تمیز تحویل مان بدهند و اگر در میدان ورزش حرفی برای گفتن نداشتند، در میدان اخلاق، یک دنیا درس برای مان داشته باشند!

http://www.amirshahla.ir/


 
comment نظرات ()
 
اَبَر تورم ...
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ مهر ۱۳٩۱
 

به تورم غیر قابل کنترل اَبَر تورم گفته می شود. شرایط ابر تورمی شرایطی است که در آن قیمت ها بسیار سریع افزایش می‌یابند و واحد پول به سرعت ارزش خود را از دست می‌دهد.

عکس (A) اسکناس‌های آلمانی‌ که در دهه ۱۹۲۰ به عنوان کاغذ دیواری استفاده می‌‌شدند!

در طول سال های ۱۹۲۱-۱۹۲۴، ارزش پول آلمان به دلیل قرض کردن پول برای پرداخت هزینه جنگ به حد بسیار زیادی در برابر دلار آمریکا افت کرد.

این عکس صحنه ایی‌ را از آن سال ها نشان می‌‌دهد که از مارک به عنوان کاغذ دیواری استفاده شده است (چون خرید خود کاغذ دیواری گران تر تمام می‌‌شد!)

 

عکس (B) مجارستان در سال های 1922 و 1924 دچار دو ابرتورم شد طوری که تورم در این دو سال تا 98% هم رسید. در این مقطع قیمت ها هر 15 ساعت دو برابر می شد.

تصویر جاروکردن اسکناس‌ها از روی زمین بعد از تغییر واحد پول مجارستان در سال 1946 را نشان می دهد.


 
comment نظرات ()
 
گالری ...
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
حیوان واقعی کدام است ...
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱
 

واقعیتی دردآور.

برای ورود زائری که چند روز دیگر می رسید گوسفندی خریداری کردم که چند روزی در خانه نگه دارم تا وقت قربانی کردن او برسد.

آن را داخل حیاط گذاشتیم ولی آن قدر صدا داد، صدایی که شباهتی به بع بع گوسفند نداشت و بیشتر به ناله شبیه بود تا این که همسایه هم شاکی شد و ما آن را درون دستشویی گذاشتیم و در را بستیم تا صدای او کمتر شنیده شود ولی ناله های او تمامی نداشت.

رفتم سری به او بزنم ببینم آیا می توانم بفهمم چه چیزی او را آزار می دهد که متوجه شدم او در این مدت هیچ دفعی نداشته.

خیلی تعجب کردم وقتی دقت کردم دیدم که محل دفع ادرارو مدفوغ این حیوان را دوختند که با نگه داشتن مواد دفعی چند کیلویی وزن آن اضافه شود و پول بیشتری عایدشان شود.

می توانید باور کنید انسان امروز جامعه ما به کجا رسیده ؟!

من که هنوز از شوک این واقعه بیرون نیامده ام ...


 
comment نظرات ()
 
پیشنهاد ...
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
 

 

هنگام دروغ گفتن، حداقلِ، شعور را براي مخاطب خود متصور شويد...


 
comment نظرات ()
 
او مامور تغییر آن است ...
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
 

مرگ بهترین ابتکار زندگی است. او مامور تغییر آن است.

   سخنانی از استیو جابز در دانشگاه استنفرد سال ۲۰۰۵

 هیچ کس نمی خواهد بمیرد. حتی افرادی که می خواهند به بهشت بروند حاضر نیستند به خاطر آن بمیرند.

مرگ مقصدی است که همه ما در آن شریک هستیم. هیچ کس تا به امروز از آن فرار نکرده است و باید هم چنین باشد چرا که مرگ بهترین ابتکار زندگی است.

او مامور تغییر آن است.

او افراد قدیمی را از صحنه پاک می کند تا راهی برای افراد جدید باز شود.

در حال حاضر فرد جدید شما هستید٬ البته نه خیلی دور از زمان حال٬ شما به آن فرد قدیمی تبدیل شده و می بایست که از صحنه پاک شوید.

متاسفم که آن قدر دراماتیک صحبت کردم.

اما این یک واقعیت است.

زمان شما محدود است٬ پس سعی نکنید زندگی فرد دیگری را انجام دهید.

و مهم تر از هر چیز دیگری٬ شجاعت آن را داشته باشید که دنبال آن چیزی که قلب و بینش تان می گوید بروید.


 
comment نظرات ()
 
Never Stop Loving
ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
این طور نیست ...
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
 

تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد مرغ است.


 
comment نظرات ()
 
سلام آقا ...
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱
 

شهادت فرزندت غم ندارد، چرا که این چنین بودن لیاقتیست که در اعماق می توان یافت،

عمقی که هم چون منی در آن توان زیستن ندارد،

عمقی که بودن در آن ظرفیت خاص می خواهد،

عمقی که بودن در آن تنهایی زمینی را به دنبال دارد،

و من طاقتش را ندارم،

غم را من دارم که هم چون تویی دارم و ...

خوش به حال فرزندانت.


 
comment نظرات ()
 
هیچ بارانی رد پای خوبان را از کوچه خاطراتمان نخواهد شست ...
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱
 

http://behinmoshaveran.com/


 
comment نظرات ()
 
حضوری برای تفکر و سوال ...
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱
 

بعد از مدت ها دور هم جمع شدیم،

موضوعاتمان بسیار ساده است، خودمان،

خودی که اگر درنیابی، گم می شود،

و گم شدن بهایی گزاف دارد،

که خودت می پردازی.

این جا هدف، سرچشمه هاست،

و پیدا کردن علت همه علت ها،

و چرایی هاش،

و باز سوال و سوال و سوال،

و یافتن مسیری برای پاسخی،

که نشوم آن چه که دوستش ندارم،

و نباشم آن چه که نمی خواهم،

کلیدی دستم نمی دهند،

باید کلیدم را خود پیدا کنم.

زندگی جاری است و وقت اندک ...

مدتی است که به دلیل مشغله زمین از دوستان جوان نیکوکارِ خوش دل، دور مانده بودم و این آزارم می داد. به خود گفتم آنان که در پی جاه نیستند، چرا معطلی؟!

کوچک تر شروع کن، ولی شروع کن.

و این شد که دوباره شروع شد ...

در نشست اولمان موضوع به آن گذشت که به مشکلات بپردازیم و نه عارضه ها ...

واین که مشکلات کدامند و عارضه ها کدام ...

و این که چگونه می آیند و از کجا می آیند ...

تولدش کجاست و شرایط رشدش چگونه فراهم می گردد ...

و درادامه پرداختیم به خود واقعی و واقعیتی که از ما ساخته می شود...

و این که چگونه می شود به واقعیت پندار شده در ذهن دیگران رسید...

یا این که آن را حفظ و توسعه داد...

یا اصلاح کرد...


 
comment نظرات ()
 
بخت یعنی بخت اول...؟
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱
 

   

ازدواج همیشه به یک مورد محدود نمی شود. یعنی همیشه اولین انتخاب ازدواج شما، تنها انتخاب و ازدواجتان نخواهد بود و ممکن است با تجربه یک شکست قبلی، بخواهید دوباره زندگی جدیدی را شروع کنید. اما واقعیت این است که خیلی وقت ها در چنین شرایطی، آدم ها از ازدواج می ترسند.

 

ازدواج مجدد

 امروزه، مهم‌ترین دلیل شخصی طلاق‌ به جز مسائل اقتصادی و اجتماعی، که زندگی‌ را به بن‌بست می‌رساند، انتخاب ناآگاهانه و سریع در امر ازدواج است. این افراد با دنیایی امید و آرزو اما بدون تفکر و تعقل، حتی تفکری یک‌ماهه، برای شروع یک زندگی تصمیم می‌گیرند. بعد از آن هم کارناوال‌های رنگ‌ و وارنگ و پرزرق ‌و برقی به اسم عروسی راه می‌اندازند و درست از فردای روز عروسی دیگر نمی‌دانند چه باید کنند. بنابراین خیلی زود به بن‌بست می‌رسند و خیلی زود هم جدا می‌شوند.

حالا این آدم‌ها وقتی به ازدواج دوم فکر می‌کنند اصلاً افق روشنی از زندگی مشترک در ذهن‌شان نیست و نمی‌‌دانند کجای مسیر را اشتباه پیموده‌اند و همین نداشتن آگاهی از زندگی قبل سبب می‌شود هر زندگی را با دیده‌ی ترس و ابهام بنگرند.

   

این ترس واقعی است

« نکند دوباره به جایی برسم که نتوانم زندگی را ادامه دهم؟ »

این سوال خیلی سوال ترسناکی است و البته سوالی است که هر طلاق گرفته‌ای از خودش می‌پرسد و اگر جواب قاطع و مطمئنی برای سوالش نداشته باشد، این ابهام باعث به وجود آمدن ترسی بزرگ می‌شود که از دور هم قابل مشاهده است. به این ترتیب این مساله هرگز نمی‌تواند ظاهری باشد و حتماً طلاق ‌گرفته‌‌هایی که به ازدواج مجدد فکر می‌کنند دچار این ترس می‌شوند.

این ترس به چند دلیل در بین خانم‌ها در حال افزایش است؛ مثل ترس از طلاق که همیشه بین خانم‌ها بیشتر بوده. دلیلش هم واضح است. در جامعه ما یک خانم همیشه مجبور بوده است به خاطر جدایی‌اش توضیح بیشتری بدهد. بیشتر مورد پرس‌وجو و تفتیش قرار می‌گیرد. حالا بعد از طلاق که تحمل تبعاتش کار سختی است، وقتی کار به ازدواج مجدد می‌رسد باز این خانم‌ها هستند که مجبورند در آستانه ازدواج دوم توضیحات بیشتری در مورد زندگی ناموفق گذشته‌شان بدهند. البته این ترس به‌وفور در میان آقایان طلاق گرفته هم دیده می‌شود. اما فراوانی آن در بین خانم‌ها زیادتر است و می‌شود پیش‌بینی کرد ترس خانم‌ها روز به روز هم بیشتر می‌شود.

   

حالا دیگر دچار وسواس شده‌ای

تا وقتی آدم‌ها خودشان را خوب نشناسند و ندانند زندگی گذشته‌شان چرا به جدایی رسید، حق دارند بترسند. اما شناخت به ‌راحتی و سرعت باعث می‌شود آدم‌ها طرف مقابل‌شان را صحیح‌تر انتخاب کنند و خودشان هم در زندگی شیوه سالمی برای ادامه این ارتباط انتخاب کنند. اما اگر بعد از این‌که زن یا مرد طلاق‌گرفته‌ فهمید چه اشتباهاتی داشته است و متوجه شد طرف مقابلش چه چیزهایی نداشته که زندگی‌شان به این جا رسیده است دیگر نباید از ازدواج مجدد ترسی در دلش باشد.

از این جا به بعد اگر ترسی وجود داشت دیگر اسمش ترس نیست، وسواس است. خیلی از آدم‌ها در این شرایط دچار وسواس می‌شوند. کسانی که از ترس تکرار تجربه‌ قبلی به دام کمال‌گرایی می‌افتند و اصلاً یادشان می‌رود خودشان هم انسان هستند و البته انسان‌های کاملی نیستند، به‌شدت سعی می‌کنند از اشتباه دوری کنند. البته دوری از اشتباه و آگاهی نسبت به انتخاب‌های اساسی خیلی مهم است. اما نه به این شکل که رنگ‌ و بوی وسواس‌گونه به خودش بگیرد. وسواسی که اثراتش در طلاق‌گرفته‌‌ها بیشتر از ترس به چشم می‌خورد.

نمی‌‌توان گفت یک سال بعد از جدایی یا پنج سال بعد از آن باید به فکر ازدواج مجدد افتاد. هر آدمی در این مرحله با روش خودش با این بحران کنار می‌آید

   

روزشمار نداشته باشید

زمان مورد نیاز یک فرد برای آماده شدن و شروع یک زندگی دیگر هم از مسائلی است که سبب می‌شود شدت خطرپذیری و در نهایت ترس از ازدواج مجدد کاهش پیدا کند. البته در نظر گرفتن یک زمان استاندارد و توصیه‌ی آن به همه‌ی طلاق‌گرفته‌‌ها برای ازدواج دوم کار اشتباهی است. نمی‌‌توان گفت یک سال بعد از جدایی یا پنج سال بعد از آن باید به فکر ازدواج مجدد افتاد. هر آدمی در این مرحله با روش خودش با این بحران کنار می‌آید.

هر کسی خودش بهتر می‌فهمد آیا از نظر روحی برای شروع یک زندگی آماده است یا نه. ممکن است کسی شش ماه بعد از جدایی بتواند زندگی دیگری را شروع کند، همچنین امکان دارد کسی تا سه سال بعد هم این آمادگی را نداشته باشد. بنابراین در نظر گرفتن یک استاندارد زمانی برای همه‌ی آدم‌ها بسیار اشتباه است. اما این واقعیت وجود دارد که خیلی زود یا خیلی دیر اقدام کردن برای زندگی دوم کار اشتباهی است.

خیلی زود تصمیم گرفتن برای ازدواج مجدد می‌تواند تصمیم فرد را تحت تأثیر زندگی سابقش قرار دهد و خیلی دیر تصمیم گرفتن هم نشانه‌ی وسواس است. بنابراین باید زمان معقولی با توجه به شرایط و روحیه‌ی فرد مورد نظر انتخاب شود و بعد از آن مرحله، تصمیم‌گیری برای انتخاب آدم مناسب شروع می‌شود.

دکتراحمدرضا فتوت


 
comment نظرات ()
 
حتما نگه ش دارید گنجینه ارزشمندیست ...
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱
 

 

در جدول زیر ضرب المثل های پارسی بر اساس حروف الفبا دسته بندی شده اند که شما عزیزان علاقمند می توانید با کلیک روی هر حرف ضرب المثل هایی که با همان حرف انتخابی شما شروع می1شوند را مشاهده و مطالعه بفرمایید.

   

خ

ح

چ

ج

ت

پ

ب

آ

ض

ص

ش

س

ز

ر

ذ

د

گ

ک

ق

ف

غ

ع

ظ

ط

  

  

ی

ه

و

ن

م

ل


 
comment نظرات ()
 
درسی از گاندی ...
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱
 

گاندی رهبر فقید هندوستان با قطار در حال مسافرت بود . . .

به علت بی توجهی، یک لنگه از کفش های نو او، که به تازگی خریده بود از پنجره قطار بیرون افتاد.

گاندی بلافاصله لنگه دیگر کفشش را هم بیرون انداخت.

مسافران دیگر با تعجب به او نگاه کردند و علت این کارش را پرسیدند.

او با لبخندی رضایت بخش گفت:

یک لنگه کفش نو برای من بی مصرف است، ولی اگر کسی یک جفت کفش نو پیدا کند مطمئنا خیلی خوش حال خواهد شد

خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی آن که خود داشته باشیم،

دیگران را از آن برخوردار کنیم.

الهام محمدیان


 
comment نظرات ()
 
معامله شوخی بردار نیست ...
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۱
 

خواهر روحانی در کلاس مدرسه مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت:

به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگ ترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم.

یک پسر خردسال ایتالیایی گفت، منظورتان میکل آنژ نیست؟

خواهر روحانی جواب داد، خیر، میکل آنژ یک هنرمند برجسته به حساب می آید، لکن بزرگ ترین مردی که دنیا به خود دیده نیست.

یک دختر خردسال یونانی گفت، آیا ارسطو بود؟

خواهر روحانی جواب داد، خیر، ارسطو یک متفکر بزرگ و پدر علم منطق بود اما بزرگ ترین مردی که در دنیا زندگی می کرده، محسوب نمی شود.

بالاخره یک پسر خردسال یهودی گفت، می دانم چه کسی است، او عیسی مسیح است.

خواهر روحانی جواب داد صحیح است و یک دلاری را به او داد.

خواهر روحانی که از جواب پسربچه یهودی قدری شگفت زده شده بود، در زنگ تفریح او را در زمین ورزش یافت و از او پرسید، آیا واقعا اعتقاد داری که عیسی مسیح بزرگ ترین مردی است که دنیا به خود دیده ؟

پسربچه جواب داد:

البته نه، هر کسی می داند که بزرگ ترین مرد موسی بود.

اما معامله شوخی بردار نیست!

 

به نقل از کتاب بزرگ ترین اصل مدیریت در دنیا نوشته مایکل لوبوف


 
comment نظرات ()
 
کارگاه انسان متعالی، سازمان متعالی ...
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱
 

بالاخره 17و 18 مهرماه آمد و رفت و ما در اولین کنفرانس بنگاه های پیشرو در افق 1404ایران که به همت سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و سازمان مدیریت صنعتی برنامه ریزی شده بود، با کارگاه " انسان متعالی، سازمان متعالی" شرکت کردیم.

این کارگاه در روز دوم کنفرانس در مرکز آموزش سازمان مدیریت صنعتی برگزار شد.

تیم ما بعد از ماه ها سعی و تلاش توانست به بهترین شکل ممکن این کارگاه رو اجرا کنه.

سخنران این کارگاه آقای دکتر احمدرضا فتوت و مهندس سیدمهدی حاجی میرعرب بودند.

اعضای تیم : مهندس سیدمهدی حاجی میرعرب، دکتر احمدرضا فتوت، محمد نجفی، مرتضی بابایی، امین قلم بر، هادی کشاورز و ...

مجری : شرکت شمیم آتی نگر ارم

http://www.ir-mng.com/

 

جای شما خالی بود...

بالاخره یکی باید عکس رو می گرفت دیگه ...


 
comment نظرات ()
 
این مراحل چه قدر آشناست ...
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
فرصت یادگیری ...
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱
 

لیزی والاسکوئز، تنها پس از انتشار فیلمی کوتاه در یوتیوب،

لقب زشت ترین زن جهان را به خود گرفت!

او گرفتار بیماری مرموزی است که تنها دو نفر دیگر در جهان به آن مبتلا هستند! این بیماری موجب شده تا بدن ليزي، هرگز چربی ذخیره نکند، عضله نسازد و وزن نگيرد!

در کامنت های مربوط به ویديوی هشت ثانیه ای او، برخی مخاطبان، ليزي را یک هیولا خوانده و تشویق به خودکشی کرده بودند، اما او تصمیم گرفت چهار هدف را در زندگی اش محقق کند:

  • اول، به عنوان یک سخنران توانمند در تشویق دیگران به پیشرفت و زندگی معرفی شود،
  • دوم، تحصیلات عالی بیاموزد،
  • سوم، کتاب بنویسد
  • و دست آخر، تشکیل زندگی دهد و برای خود شغلی مناسب داشته باشد.

حالا او ۲۳ساله است. هفت سال است که در بیش از دويست کارگاه آموزشی، در تشویق دیگران به چگونگی گذر از موانع زندگی تدريس کرده است. در دانشگاه تکزاس، یک پست کارشناسی ارشد در رشته ارتباطات دارد و دو کتاب نيز از او منتشر شده است. ليزي می گوید به جای نشستن و پاسخ دادن به ترحم هاي مربوط و نامربوط دیگران، به این نتیجه رسیدم که شروع به فعالیت کنم و بر مصایب زندگي ام چیره شوم و اين مهارت بزرگ را به دیگران هم بیاموزم. حالا مي فهمم که زيبابي صورت تنها بخشي از مهارتی است که انسان ها دارند نه همه آن!

http://www.amirshahla.ir/#


 
comment نظرات ()
 
چند بار این شکلی شدی ...
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
؟! ...
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
و پرنده‌‌ها دیگر از آدمک‌‌های سر خرمن نمی‌ترسند...
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱
 

دانشجوی فارغ‌التحصیل انگلیسی مترسک مزرعه شد.

جیمی فاکس 22 ساله، دانشجوی فارغ‌التحصیل دانشگاه بنگور انگلستان در رشته موسیقی و ادبیات زبان انگلیسی است که مترسک سر خرمن بودن را به عنوان شغل خود انتخاب کرده است.

حقیقت دارد که این روز‌‌ها به علت بحران اقتصادی فرصت‌‌های شغلی در سراسر اروپا بسیار نادر و کمیاب هستند، اما یک دانشجوی 22 ساله با انتخاب شغل عجیب و شوک‌آوری توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. وقتی پرنده‌‌ها دور سر وی جمع می‌شوند و قصد دارند به مزرعه حمله کنند فاکس با لباس نارنجی و درخشانش و با زنگوله گاو و‌ سازی که در دست دارد پرنده‌‌های مهاجم و غارتگر را فراری می‌دهد.

این حرکت عجیب جیم فاکس، خیلی‌‌ها را به یاد یکی از شخصیت‌‌های معروف داستان‌‌های انگلیسی به نام ورزل گامیج انداخته است. گامیج مترسک متحرکی بود که برخلاف فاکس اصلاً آدمک وظیفه‌شناسی نبود و مدام برای تفریح و سرگرمی از مزرعه بیرون می‌رفت.

اما فاکس یک آدم واقعی است که بنا به دلایلی شخصی تصمیم گرفته است مدتی را به عنوان مترسک مزرعه سپری کند. او در این شغل عجیب، در برابر روزی 8 ساعت کار هفته‌ای 250 پوند از رییس خود که صاحب مزرعه‌ای در انگلستان است، دستمزد می‌گیرد و آن طور که خودش می‌گوید قصد دارد سال آینده به نیوزیلند سفر کند.

فاکس در مصاحبه با خبرنگاران گفت: هر وقت پرنده‌‌ها دور سرم حلقه می‌زنند زنگوله گاو را به صدا در می‌آورم یا ‌ساز می‌زنم. با این حال به نظر می‌رسد تأثیر زنگوله خیلی بیشتر از نواختن ‌ساز است.

وی ادامه می‌دهد:

" قصد ندارم تا آخر عمرم مترسک باقی بمانم، اما در این مدت می‌خواهم فرصت کافی داشته باشم تا به آینده‌ام فکر کنم و بدانم که واقعاً چه کاره شوم."، مزرعه‌دار انگلیسی که فاکس را استخدام کرده است از نحوه کار فاکس بسیار راضی است و می‌گوید این روز‌‌ها مترسک‌‌ها دیگر تأثیر قبلی‌شان را ندارند و پرنده‌‌ها دیگر از آدمک‌‌های سر خرمن نمی‌ترسند...


 
comment نظرات ()
 
رییس جمهور مکزیک ...
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱
 

" انریکه پنانیه تو " رییس جمهور مکزیک شد.


 
comment نظرات ()
 
جملاتی زیبا درباره تجارت ...
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱
 

درآمد

هیچ گاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.


خرج

اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، به زودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آن ها نیاز دارید.


پس انداز

آن چه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آن چه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.


ریسک

هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.


سرمایه گذاری

همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.


انتظارات

صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسان های کم ارزش انتظار نداشته باشید.

یوسف عابدی


 
comment نظرات ()
 
حال ...
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
حكايتی از سعدي ...
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱
 



مردکی را چشم درد خاست. پیش بیطار ( دامپزشک ) رفت که دواکن. بیطار از آن چه در چشم چارپای می‌کند در دیده ‏او کشید و کور شد حکومت به داور بردند. گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی.

مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن‌که نا آزموده را کار بزرگ فرماید با آن‌که ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رأی منسوب گردد.


ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهای خطیر

بورياباف اگرچه بافنده‌ست

نبرندش به كارگاه حرير

بوریا (حصیری که از نی شکافته ساخته می شود )


 
comment نظرات ()
 
بودن ...
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱
 

 

برای آمدن به چشم نقاش،

باید درچشم انداز بود.


 
comment نظرات ()
 
گفتاری حکیمانه ...
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱
 

بزرگ ترین پیشه یک زن، هدایت نمودن مرد به سمت روحش است.

از این رو او را با سرچشمه پیوند بدهد.

پست ترین پیشه زن، گمراه کردن است.

جدا ساختن مرد از روحش و ترک گفتن بدون مقصد او در سرگردانی.

بزرگ ترین پیشه یک مرد، حفاظت کردن از زن است.

از این رو او بتواند بدون آسیب بر روی زمین قدم بردارد.

پست ترین پیشه مرد، کمین کردن و تحمیل کردن راه و روش هایش به زندگی یک زن است.

حیدر ارجمندی


 
comment نظرات ()
 
برج ...
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱
 

یه روز، شهردار یکی از شهرهای دنیا تصمیم می گیره یه برج زیبا تو شهرشون بسازه.

برای این کار از سرتاسر دنیا از سه مهندس ( یه مهندس چینی، یه مهندس آمریکایی و یه ايرانی) می خواد که بیان تا در مورد ساخت برج باهاشون صحبت کنه.

مهندس چینی می گه من این برج رو برات می سازم ولی قیمتش می شه 3 میلیون دلار.

1 میلیون هزینه کارگر و تجهیزات، 1.5 میلیون هزینه مواد اولیه و 500 هزار هم دستمزد خودم.


... شهردار با مهندس آمریکایی صبحت می
کنه.

مهندس آمریکایی می گه ساخت برج 5 میلیون هزینه داره؛ 2 میلیون کارگر و تجهیزات،

2 میلیون مواد اولیه و 1 میلیون هم خودم می گیرم.


شهردار سراغ مهندس ایرانی می
آد.

مهندس ایرانی می گه ساخت این برج 9 میلیون هزینه برمی داره!

شهردار با تعجب می پرسه، چطور ممکنه 9 میلیون هزینه داشته باشه؟

مهندس ایرانی میگه، 3 میلیون خودت برمی داری، 3 میلیون من برمی دارم، 3 میلیون هم می دیم به مهندس چینی که برج روبسازه.

   

و خیلی ها بر سر این سفره که صاحبش امام عصر( ع ) و میهمانانش مردم بی بضاعت است به دنبال کندن سهمی برای خود هستند و نه سهمی که بتوانند در آن، به برکت سفره اضافه نمایند...


 
comment نظرات ()
 
Number on Mobile...
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
دور باطل ...
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱
 

فرزند امروز، پدر فرداست ...


 
comment نظرات ()
 
ساكت‌ترين جای جهان، تنها 45 دقيقه قابل تحمل است ...
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱
 

اگرچه سكوت هميشه با ارزش تصور شده ولی اتاقي در آمريكا وجود دارد كه به دليل سكوت بسيار بالاي آن تنها براي زمان كوتاهي قابل تحمل است

طولاني‌ترين زماني كه انسان مي‌تواند در « اتاق بدون پژواک » كتابخانه اورفيلد در جنوب مینیاپولیس دوام بياورد، تنها 45 دقيقه است.

.

اين اتاق تا 99/99 درصد جاذب صدا بوده و ركورد گينس را براي ساكت‌ترين مكان جهان در اختيار دارد؛ ولی ماندن طولانی در آن در برخي موارد فرد را دچار اوهام مي‌كند. اين اتاق ویژگی فراسكوت خود را از راه مثلثهاي صوتي پشم شيشه، ديوارهاي دو طرفه عايق‌دار فلزي و سيمان بدست آورده است.

به گفته سازندگان، در زمان حضور در اين اتاق بدون پژواک، به اندازه ای سكوت وجود دارد كه گوش‌ها با آن سازگار شده و مي‌توان صداهايي مانند ضربان قلب و حتي شش‌ها و معده را شنيد.

جهت‌يابي در اين اتاق تاريك ناممكن بوده، از اين رو بايد در آن روي يک صندلي نشست.

اين اتاق توسط شركت‌هاي بسياري در آمريكا مانند ناسا كاربرد داشته كه از آن براي آزمايش فضانوردان استفاده مي‌كنند. در اين آزمايشات فرد درون محفظه پر از آب معلق مانده تا مدت زمان سلامت ذهني آنها پیش از دچار توهم و خيال شدن سنجيده شود.

همچنين سازندگان محصولات براي سنجش صداي محصولات خود و همچنين تعيين كيفيت صوتي از اين اتاق بهره مي‌برند.

براي مثال شركت موتورسازي هارلي ديويدسون از اين اتاق براي كم صدا كردن موتورهاي خود استفاه مي‌كند.

سهیلا ایپک


 
comment نظرات ()
 
تندترین راه‌ برای لاغر شدن ...
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱
 

مصرف روزانه یک حب قرص و یا دو گیاه فلفل قرمز تند می‌تواند به راحتی و به سرعت باعث کاهش وزن فرد شود؛ به طوری که مصرف این گیاه و یا یک حب قرص از آن به میزان 80 دقیقه پیاده روی از وزن کم می‌کند.

ابر اساس یک تحقیق که توسط دانشمند‌ان صورت گرفت، این موضوع مشخص شد که استفاده از فلفل تند و قرص این گیاه می‌تواند در کاهش وزن بسیار مفید واقع شود.تحقیقات اخیر نشان می‌دهد، مصرف فلفل قرمز یا فلفل تند با کاهش ناراحتی‌های مفصلی وآرتروز رابطه مستقیمی دارد.

بر اساس تحقیقاتی که توسط دانشمند‌ان دانشگاه « اوکلاهاما » در آمریکا صورت گرفت، این موضوع مشخص شد که مصرف روزانه یک حب قرص و یا دو گیاه فلفل قرمز تند می‌تواند به راحتی و به سرعت باعث کاهش وزن فرد شود؛ به طوری که مصرف این گیاه و یا یک حب قرص از آن به میزان ۸۰ دقیقه پیاده روی از وزن کم می‌کند

در این تحقیق هم چنین به این موضوع اشاره شده است که مصرف این قرص و یا خوردن یک یا دو گیاه فلفل قرمز در روز برای افرادی که وقتی برای ورزش و یا پیاده روی ندارند، بسیار مفید است.
تحقیقات دیگری هم که سالیان متمادی است بر روی فلفل قرمز تند و مشتقات آن صورت می‌گیرد، نشان از این موضوع دارد که مصرف این ماده یکی از راه‌های طبیعی در کاهش وزن و لاغر شدن است. همچنین فلفل قرمز در لاغر شدن، کنترل وزن و سریع‌تر شدن فعالیت‌های بدنی بسیار مفید است.

امروزه باور غلطی که فلفل قرمز وفلفل تند باعث ایجاد زخم معده یا تحریک آن می‌شوند، کاملا رد شده و فواید این ماده غذایی از مضرات آن پیشی گرفته است.

تحقیقات جدید برساختار این ماده غذایی و چگونگی عملکرد آن در سیستم بدن نشان داده، استفاده از فلفل تند می‌تواند کمک بزرگی در کاهش وزن بکند.

جالب است بدانید نوعی عصاره که از فلفل تند گرفته می‌شود در درمان بسیاری از امراض پوستی مانند رفع التهاب و بر افروختگی پوست، رفع لک و انواع کک و مک موثر است. فلفل تند دارای خواص ضد سرطانی است. انواع اکسیدان موجود در این ماده غذایی در مبارزه با رادیکال‌های آزاد در بدن نقش چشمگیری دارند. همچنین فلفل چیلی یا فلفل تند در جلوگیری از رشد سلول‌های موثر‌است.

قطعا همه افرادی که رژیم غذایی خاصی را دنبال می‌کنند با شنیدن این که قرص‌های لاغری جدید حاوی ترکیب DCT وارد بازار شده، خیلی خوش حال می‌شوند. ترکیبات این قرص‌ها مواد موجود در فلفل قرمز تند است که باعث افزایش سوخت وسازبدن ودر نتیجه کاهش وزن می‌شود. با نوش جان کردن فلفل تند، احساس گرما و آتش گرفتن می‌کنید. علت این است که کاپساسین موجود در فلفل باعث ترشح آدرنالین می‌شود؛ این هورمون در بالا رفتن دمای بدن نقش موثری دارد. دمای بدن بالا رفته، متابولیسم افزایش پیدا می‌کند ودر بسیاری از افراد، باعث عرق کردن می‌شود. پس از اینکه این حالت به وجودآمد، بدن کالری بیشتری می‌سوزاند وفرد لاغر می‌شود.

قطعا فلفل بدون هیچ دلیلی تند نیست؛ تندی آن هم علتی دارد! این ماده غذایی، حاوی کالری بسیار کمی است، به همین خاطر مهمان تمام بشقاب‌های رژیمی است. فلفل تند برای درمان افراد مبتلا به آرتروز نیز موثر است.

ofoghnews.ir


 
comment نظرات ()
 
خدایا ممنون ...
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱
 

متن خبری که امروز برایم ارسال شد ...

http://ofoghnews.ir/

کدخبر: 41173
تاریخ انتشار خبر: ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ ق.ظ
بازدید: 354 بازدید
" معصومه بریسم " در یکی از بیمارستان
3های تخصصی تهران بستری شد


امروز قرار است معصومه در بیمارستانی در تهران بستری شود تا برای اولین بار به صورت جدی و اساسی مورد معاینه و آزمایش پزشکی قرار بگیرد و پزشکان متخصص آن بیمارستان در مورد بیماری وی نظر نهایی را بدهند....

سلام خبر تکان دهنده ای بود برای کمک به ایشان پیگیری کردم و خوشبختانه با خبر فوق مواجه شدم که متن کامل خبر را در سایت فوق می توانید بخوانید. کافی اسم این دختر را در قسمت جستجو سایت درج کنید.

ممنون از شمایی که تحت نام " خواننده وبلاگ شما " این خبر را ارسال نمودید.

http://ofoghnews.ir/category/social/page/8/

لینک خبر


 
comment نظرات ()
 
گذر زمان ...
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱
 


 
comment نظرات ()
 
یا امام رضا، شب تولدت توست ...
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱
 

آقایی برازنده نامی چون رضاست،

مهربان است و رئوف،

بلند نظر است و صبور،

راضی است و رضا به رضای حق.

یا امام رضا شب تولدت توست،

دریاب دردی را که بنده اش توان درمانش را ندارد ...

دعا و تکثیر این مطلب از ما،

شفا دهنده اش شمای دوست

نگاه نگران مادر و چشم های پر از دلهره پدر حکایت از دردی کهنه دارد. صورت های رنگ پریده و خسته این دو نفر نشان می دهد بی خوابی و چشم انتظاری، جزئی جدایی ناپذیر از زندگی فقیرانه آن هاست؛ زندگی که با دردها و گریه ها و اشک های دختر پنج ساله آن ها رنگ غم و اندوه به خود گرفته است. زخم های کهنه معصومه دختری که به واقع معصوم است، سکانس هایی نه چندان دلچسب از فیلم زندگی خانواده قاسم بریسم را رقم زده است که بی شک تنها تصور آن و نه دیدنش برای خیلی از مردم سخت و غیرقابل تحمل باشد.

   

دیدن دختری که هر روز رشد می کند و قد می کشد اما با زجری کشنده، دختری که بازی کردن و خندیدن را مثل خیلی از دخترکان روستای دوسلق شهرستان شوش دوست دارد ولی توان آن را ندارد، شاید زجرآورترین صحنه های زندگی را برای مادری تشکیل می دهد که دوست دارد دخترش همانند سایر هم سن و سالانش بخندد، بازی کند و حرف های شیرین و با نمک بر زبان جاری کند.

   

حکایت این گزارش، زندگی غم انگیز معصومه بریسم دختری پنج ساله از شهرستان شوش است که با یک بیماری ناشناخته و از همان دوران نوزادی دست و پنجه نرم می کند به گونه ای که هم اکنون بدن این دختر همیشه خونی و زخمی است.

   

   

در حالی که برای خیلی از ما تنها یک زخم کوچک، آه از نهادمان بلند می کند، معصومه پنج سال از زندگی کودکانه خود را در حالی پشت سرگذاشته که پوست بدنش خود به خود همیشه در حال جدا شدن بوده و این وضع یک زندگی کابوس وار را برای معصومه رقم زده و خنده را از لبان وی گرفته است.

   

مادرش که نشان می دهد سختی روزگاری که با این دختر پنج ساله پشت سرگذاشته، ضربات عمیقی به چهره اش وارد کرده است در توصیف وضع معصومه می گوید:

دخترم دوست دارد بدون لباس باشد زیرا لباس ها بعد از چند ساعت به تنش می چسبند و باعث درد شدید وی می شوند و بعد از مدتی جدا کردن آن ها از بدنش مثل کندن پوست یک انسان از بدنش عذاب آور می شود.

   

پدرش قاسم که نگاه کردن به صورتش می تواند تلخکامی ایامی که با زخم ها و گریه های دخترش بر او گذشته را تداعی کند، یک روز کار می کند و چند روز بی کار است که در سال های اخیر حتی در تامین مخارج اولیه زندگی خود و خانواده اش نیز مانده چه برسد به این که بتواند هزینه های سرسام آور درمان دخترش را تامین کند.

   

وی می گوید، خیلی سخته ببینی دخترت و پاره تنت جلوی چشمانت از زخمی هایی که خود به خود روی بندش ظاهر می شود، زجه بزند ولی نتوانی برایش کاری بکنی. ببینی مادرش شب و روز دعا می کند ولی کاری از دستمان برنیاید. زندگی ما با قحطی لبخند و خنده مواجه شده است.

   

وی ادامه می دهد، تاکنون به پزشکان فراوانی مراجعه کرده ایم که گفته اند بیماری دخترم ناشناخته است. حتی یک بار معصومه را به تهران نیز برده ایم که گفته اند این بیماری لاعلاج است. راستش را بخواهید وضع زندگی ما به گونه ای نیست که بتوانیم این مخارج سرسام آور را تامین کنیم به همین دلیل اکنون امیدمان به خداست که به دخترمان یک زندگی عادی ببخشد و خنده را بر لبان مادرش بنشاند.

   

   

پدر معصومه عنوان می کند، برخی مردم می گویند که پزشکان متخصصی در تهران هستند که توانایی درمان دخترم را دارند ولی دست ما به آن ها نمی رسد چون توانایی این کار را نداریم و این ناتوانی، عذاب و ناراحتی من را بیشتر می کند.

   

   

قاسم این را هم می گوید که همین حالا هم شرمنده زن و بچه ام هستم زیرا هرچه دارم برای درمان معصومه فروخته ام و دیگر جایی برای درآمدزایی نیست.

   

وقتی می خواهم با معصومه صحبت کنم تا بتوانم ناراحتیش را بیشتر درک کنم، فقط یک چیز را از او می شنوم. گریه، گریه و گریه و در نهایت دیدن چشمانی پر از اشک...

فرماندار شوش هم در این خصوص می گوید:

از وضع آن ها اطلاع داریم چند بار به آن ها کمک شده ولی امکان درمان برای آن ها میسر نشده است به هر حال این بیماری ظاهرا به گونه ای است که از بین 4.5 میلیون نفر، یک فرد به آن مبتلا می شود آن هم به گونه ای که پوست بدن فرد بدون دخالت عاملی، از بدن جدا می شود.

عبدالرضا سعیدی نیا در خصوص زندگی خانواده معصومه می گوید، زندگی سختی دارند و در روستایی به نام دوسلق زندگی می کنند که 70 کیلومتر با شوش فاصله دارد. فکر می کنم حتی رفت و آمد در این شهر نیز هزینه ای هنگفت را به خانواده قاسم بریسم تحمیل می کند.

وقتی عکاس به پدر و مادرش می گوید که قصد دارد از بدنش عکس بگیرد و باید پیراهنش را بالا بزنیم مادرش با گریه می گوید، نمیشه. لباس به بدنش چسبیده است. اما اصرار ما باعث می شود مادر برخلاف میل باطنی دست به چنین کاری بزند تا با صحنه هایی دردآور مواجه شویم. مادر می گوید هر وقت می خواهم لباس هایش را از بدنش جدا کنم، معصومه تا حد مرگ، درد می کشد و گریه می کند.

معصومه را در حال زجه زدن در حین ملاقات پدر و مادرش با استاندار خوزستان برای اولین بار دیدم. همه افرادی که در آن جا بودند تحت تاثیر بیماری دخترک قرار گرفته بودند و من با خود فکر می کنم که این درد و رنجی که معصومه بابت این زخم های بی درمان تحمل می کند ممکن برای بچه های هر کدام از ما رخ دهد. پس به شکرانه سلامتی فرزندانمان که می توانیم با دیدن لبخندشان، تا اوج خوشبختی پرواز کنیم و با دیدن دویدنشان گل از گلمان بشکفد باید امثال معصومه بریسم را دریابیم.

بر همین اساس شماره کارت 6273533100563938 نزد بانک تجارت به نام قاسم بریسم برای کمک به این دختر اعلام می شود. هم چنین هموطنان برای دریافت اطلاعات بیشتر از وضع این دختر شش ساله می توانند با شماره 09163344202 به نام علی نواصر نیز تماس بگیرند.

سعیده شاه نظری


 
comment نظرات ()
 
روابط ...
ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱
 

   

چه تلخ است روابطمان این روزها که چیزی نیست جز حسابگری

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند.

وقتی می خواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضنون، از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان.

ملا از درب دعوت شدگان وارد شد.

در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر، از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند.

ملا طبعا از درب دومی وارد شد.

ناگهان خود را در کوچه دید، همان جایی که وارد شده بود.

این داستان حکایت زندگی ماست.

کسانی را به زندگی مان دعوت می کنیم ( رابطه هایی را آغاز می کنیم ) اما وقتی متوجه می شویم از آن ها چیزی عایدمان نمی شود، رابطه را قطع و افراد را به حال خودشان رها می کنیم.

روابط عاطفی ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر مناسبات تجاری و اقتصادی نیست.

عشق بر مبنای ترس و ضعف محاسبه گر است. اگر محبتی می کنیم توقع جبران داریم دوست داشتن های ما قید و شرط و تبصره دارد، حساب و کتاب دارد.

اگر کسی را دوست داریم به خاطر این است که لیوان نیازمان پر شود.

اگر رابطه ای سود آور نباشد آن را ادامه نمی دهیم.

چه ستمگر است آن که از جیبش به تو می بخشد، تا از قلب تو چیزی بگیرد...

سعیده شاه نظری


 
comment نظرات ()
 
3 چرا ...
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱
 

وقتی که یک زوج تازه مزدوج لبخند می زنند، همه می دونند چرا،

و وقتی یک زوج ده سال پس از ازدواج لبخند می زنند همه حیرانند چرا ؟


 
comment نظرات ()