body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

دکتر محسن رنانی ...
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٢
 

 

عشق، صبوری، سادگی

زینت زندگی در جهانی بسامان و ضرورت زندگی در دنیای نابسامان است.


 
comment نظرات ()
 
یلداتون مبارک ...
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آذر ۱۳٩٢
 

برای فهماندن باید اول فهمیدن را یاد گرفت ...


 
comment نظرات ()
 
روایتی آشنا و مصیبت بار ...
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آذر ۱۳٩٢
 

می گوید شوهرش با خانمی رابطه دارد.

امر مسلم شده است که هم چین اتفاقی افتاده است. هرچه می کند همسرش از این کار دست برنداشته و دل از آن زن نمی کند. زندگی شان شده است چیزی شبیه به جهنم! 

... و دغدغه روز و شب این بانو این شده است که چگونه این زن وارد اتاق خواب همسرش شده و او متوجه نشده است!؟! 

متأسفانه همه مان از این موردها دیده ایم یا حداقل شنیده ایم. مظلوم واقعه هم آن زنیست که همسرش او را طرد کرده و ظالم هم آن خانمی که مرد را اغفال نموده است. طبق روال همیشگی نوشته ها لطفاً دید عمومی نسبت به این گونه وقایع را کنار گذارید. بی طرف بنگریم.

واقع بینانه که بنگریم، آن که اغفال شده و به عبارتی از غفلت او سوء استفاده شده مرد نیست بلکه همسر ایشان است.

آن زن به عنوان همسر، ناخودآگاه کوتاهی هایی نموده که به مرد جواز این خطا را داده است. کوتاهی در امور زناشویی، رفتار سرد در برخورد با همسر، ابراز نکردن علاقه، ایجاد سوء تفاهم های پی در پی، اهمیت ندادن به عقاید شوهر و گاهی حتی توهین به شعور عاطفی او باعث ترک خانه و جستجوی مأمنی بهتر توسط مرد می گردد.

هرچند این ها دلایلی کوچک برای یک خیانت بزرگ است اما واقعیتی است انکار ناپذیر. باید قبول کرد که همه از تربیت صحیح دینی و خانوادگی برخوردار نیستند. همه مردها اهل تزکیه نفس و ... نیستند. 

آیا نباید مردی که قرار است چرخ اقتصادی زندگی را بچرخاند به وسیله محبت همسرش از خطا دور شود تا بتواند هرچه بهتر هدفش را دنبال کند؟ 

 

وقتی خطاهایی از این دست را مرتکب می شویم کم کم بساط ویرانی یک جامعه را فراهم می آوریم. از یک سو زنانی هستند که در هر جایی مجال یابند خود را عرضه می کنند و از سویی دیگر مردان سرخورده ای که جویای هم چین افرادی می شوند و با این عمل خود به فساد و فروپاشیدگی خانواده خود و دیگران دامن می زنند. 

در حقیقت زنان جامعه اند که چنین می کنند. همان زنانی که در خانه می شویند و می پزند و به خود می بالند که لوستر خانه شان (که شاید مرد خانه سالی یک بار هم به آن نگاه نکند) برق می زند از تمیزی، مردانشان را با میلی مهار نشده راهی جامعه ای می کنند که گرگان در لباس پری خود را می فروشند، در حقیقت این کار باز گذاشتن درب اتاقشان به روی زنانیست زاییده شهوت و مردانی که همیشه از آن ها به نام اغفال شده(!!!) یاد می شود.

آنان بدین شکل، اولین مسیر آسفالت شده با هوس را انتخاب کرده و به سمت تباهی می روند.

مخربین اصلی این گره کور زنانی هستند که فقط خانه دارند و بچه دار و گاهی همان هم نیستند و شوهرانی که با یک بی محبتی کوچک میل تنوع طلبی شان گل می کند!

زنان را باید توصیه کرد به همسرداری، ابراز عشق و هم قدم شدن با همسر در مسیر زندگی و مردان را باید توصیه نمود به خویشتن داری و صبر در برابر ناملایمات. هر دو عضو جامعه را نیز باید هدایت کرد به سمت فرهنگ خانواده مبتنی بر دین و الگوپذیری از بزرگان این راه، مطالعه در مورد امور زناشویی و سازش با یک دیگر و فهم آن که بخشی از زندگی مشترک انجام وظایف محوله است و بخشی دیگر، فراتر از آن ...

البته به طور حتم مطالبی که گفته شد نمی تواند تمام آن چه که هست باشد. هستند بانوانی که علی رغم انجام امور محوله و مسوولیت های فردی و خانوادگی و حتی اجتماعی به نحو احسن، همسرانشان نه تنها قدر شناس آنان نیستند بلکه ناراضی نیز هستند و هم چنان از فرصت های پیش رو برای ارضای هر آن چه که تحت عنوان " کمبود " دارند استفاده می کنند و هیچ وقت نیز راضی نبوده و نخواهند بود.


 
comment نظرات ()
 
اعلام راه خلاصی از پیامک‌های تبلیغاتی ...
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٢
 

معاون نظارت و اعمال مقررات رگولاتوری اعلام کرد: 
مشترکان تلفن‌همراه در صورت تمایل نداشتن به دریافت پیامک‌های تبلیغاتی می‌توانند لغو ارسال آن را تقاضا کنند.

به گزارش روابط عمومی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، حسن رضوانی افزود: با پیگیری رگولاتوری و به منظور پایه ریزی ساز و کار دایمی در زمینه ارسال پیامک تبلیغاتی با رضایت مشتری، سامانه ای در اپراتورها طراحی شده است که براساس آن مشترکان همراه اول در صورت تمایل نداشتن به دریافت پیامک تبلیغاتی عدد «1» را به شماره 8999 ارسال کنند.

منبعhttp://www.disap.ir/sn/new


 
comment نظرات ()
 
تصاویری از روابط وصف ناپذیر بین دو موجود در عالم ...
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٢
 

سگ یک صفت دارد که بدان معروف است.

" وفاداری "

و جالب آن جاست که این تنها صفت را مردانه بازی می کند.


 
comment نظرات ()
 
می دانم که می دانی ...
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢
 

 موفقیت ۲ کلمه است: تصمیم درست.

رمز گرفتن تصمیم درست ۱ کلمه است: تجربه.

رمز کسب تجربه ۲ کلمه است: تصمیم نادرست. 

 

دنبال این نباشیم که نتیجه همه کارهایمان درست باشد، اشتباه مال ماست. مایی که مانند مردگان بی تحرک نیستیم ...

نسترن سلیم


 
comment نظرات ()
 
راه از چاه ...
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢
 

دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمی ارزد

به می بفروش دلق ما کزاین بهتر نمی ارزد

به کوی می فروشانش به جامی بر نمی گیرند

زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی ارزد

رقیبم سرزنشها کرد کزین باب رخ برتاب

چه افتاد این سر ما را که خاک در نمی ارزد

شکوه تاج سلطانی که بیم جان درو درج است

کلاهی درکش است اما به ترک سر نمی ارزد

چه آسان می نمود اول غم دریا به بوی سود

غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی ارزد

ترا آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی

که شادی جهان گیری غم لشگر نمی ارزد

چو حافظ در قناعت کوش وز دنیای دون بگذر

که یک جو منت دونان دو صد من زر نمی ارزد    حافظ


 
comment نظرات ()
 
... عظمتت را شکر ...
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٢
 

لازمه درک و فهم عظمت و قدرت نقش آقرینی در هستی، داشتن منبعی هر چند اندک از عشق و مهر و صبوری است که در لایه ای محافظ به نام اعتماد نگه داری می شود...  

کلید دار


 
comment نظرات ()
 
امشب فرصتی مغتنم مهیا شد تا برای خودم فالی بگیرم ...
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٢
 

دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور

گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور

ای گل به شکر آن که توئی پادشاه حسن

با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور

از دست غیبت تو شکایت نمی کنم

تا نیست غیبتی نبود، لذت حضور

گر دیگران به عیش و طرب خردمند و شاد

ما را غم نگار بود مایه سرور

زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار

ما را شرابخانه قصور است و یار حور

می خورد به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی

گوید ترا که باده مخور گو هوالغفور

حافظ شکایت از غم هجران چه می کنی 

در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور


 
comment نظرات ()
 
فهم اتفاق ...
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٢
 

 


 
comment نظرات ()
 
رهبری سازمان در شرایطی که کارمندان تمایلی به پیروی ندارند...
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ۱۳٩٢
 

رهبری سازمان در شرایطی که کارمندان تمایلی به پیروی ندارند

 

 

کارمندان ممکن است با تصمیماتی که شما اتخاذ می‌کنید موافق نباشند؛ با این وجود رهبران قدرتمند می‌دانند چگونه افراد سازمان را برای حل مشکلات متحد نمایند، حتی اگر موضوع اساسا برایشان جالب نباشد.

جان ماکسول، یکی از نویسندگان پرکاری که بیش از 60 جلد کتاب تالیف نموده، می‌گوید:

" شما هر کاری انجام دهید، ناگزیر دیر یا زود با ناسازگاری‌‌ها و مخالفت‌های سرسختانه‌ای مواجه می‌شوید. می‌توان گفت رهبری تا حد زیادی مانند رکاب زدن در سربالایی، شنا در خلاف جهت آب یا دویدن در جهت مقابل بادی شدید می‌باشد. البته چالش اصلی رهبران این است که به جای غرق شدن در گرداب این مشکلات، بر آن‌ها غلبه کند."

نکاتی که در ادامه می‌خوانید، توصیه‌های ماکسول در مورد چگونگی برخورد با کارمندان ناراضی و یک ‌دنده سازمان می‌باشد!


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
حقیقت ...
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٢
 

 مهم ترین پذیرش، پذیرش نزدیکان خودمان است ... 


 
comment نظرات ()
 
قدیما می گفتن " مستی و راستی ...
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آذر ۱۳٩٢
 

مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و می شکنه مرد هم همون جا خوابش می بره...

زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه...
صبح که مرد از خواب بیدار می شه انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده ...

مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره ...
که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته...

زن : عشق من صبحانه مورد علاقت روی میز آمادست ...
من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم...
زود بر می گردم پیشت عشق من دوست دارم خیلی زیاد....

مرد که خیلی تعجب کرده بود میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟

پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به این که لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی ...

هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن... من ازدواج کردم...


 
comment نظرات ()
 
پل ...
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ۱۳٩٢
 

برای بودن در مسیری که ما را به سرچشمه دانایی هدایت می کند می بایست از پلی گذر کنیم که هم اندیشی نام نهادنش.  

 

و آن سوی پل سرزمینی است که یک پارچه گی، فرهنگ جاریش می باشد ...


 
comment نظرات ()
 
خانه های قدیمی ...
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ۱۳٩٢
 

هر جایی که هوس می کردی می خوابیدی. چون خوابیدن اصالت نداشت...

خانه های قدیمی را که می بینم این نکته را درک نمی کنم که آن زمان که امکانات در حد بسیار پایین تری از حالا بوده و قدرت و توان اقتصادی مردم نیز با امروز قابل مقایسه نبوده چگونه پدران ما این قدر برای زیبایی و آراستگی محل زندگیشان تلاش و هزینه می کردند. آن ها به تک تک عناصر یک خانه به شکلی هوشمندانه شخصیت می دادند و به همه ابعاد فرهنگی و کارکرد یک منزل مسکونی به طرزی دقیق همت می گماردند و به خانه تنها به عنوان محل خواب و استراحت نگاه نمی کردند. 

عناصر زیباشناختی به طرزی هنرمندانه آرامشی را به روح ساکنان این منازل تزریق می کردند که هم اکنون نیز این آرامش را با اندکی درنگ در این خانه ها عمیقا احساس می کنیم.

اما اکنون خانه های ما تنها زندان هایی هستند فاقد هیچ روح و معنایی. آپارتمان های قفس مانندی که تنها کارآیی شان دادن مجالی است برای خوابیدن و خستگی در کردن که آن هم با دغدغه ها و استرس های روزمره مان به سادگی قابل حصول نیست. اگر قرار باشد ساعاتی مداوم در یک آپارتمان بمانیم دلمان می گیرد و هر لحظه قصد فرار می کنیم. خانه های قدیم اما محل زندگی بودند. روزها هم که در آن سپری می کردی خسته و آزرده نمی شدی. 

 

حوض و باغچه، اندرونی و بیرونی، زمستانی و تابستانی، مطبخ و مصلی، پذیرایی و هشتی و... همه را داشت اما جایی به نام اتاق خواب نداشت. هر جایی که هوس می کردی می خوابیدی و رختخوابی پهن می کردی و دلت را صفا می دادی. گاهی در حیات و روی تخت روی حوض، گاهی ایوان و گاهی پشت بام اتاق خوابت می شد. با این که فضای زیادی در خانه ها وجود داشت جایی را اختصاص به خواب نمی دادند. 

 

چون خوابیدن اصالت نداشت. اصل بر زندگی و جلای روح در فضای گرم منزل بود. 

اما آپارتمان های امروزی ما حتی اگر 40 - 50 متر هم زیربنا داشته باشد اتاق خواب دارد. اتاقی برای خوابیدن که تختخوابی بزرگ و بی تناسب دائما در آن ما را به خوابیدن فرامی خواند. تنها کار مفیدی که می شود در آپارتمان کرد.

مبل ها و تخت خواب و وسایل و تلویزیون هر کدام جایگاه مشخصی دارند در زندگی آپارتمانی. برای همه این ها جایگاهی باید درنظر گرفت اما جای خودمان معلوم نیست. جای تنفس روحمان تعیین نشده. قبله آپارتمان های ما هم تلویزیون است. همه وسایل خانه با تناسب با محل تلویزیون چیده می شوند و مهمانی های ما جای تلویزیون دیدن است و در پایان فیلم و سریال همگی از هم خداحافظی می کنیم و به قفس خودمان می رویم. زن و شوهرها با تلویزیون، کامپیوتر، تبلت و موبایلشان بیش از همسرشان تعامل و مصاحبت دارند. هیچ حرفی برای گفتن برای یک زوج وجود ندارد و هر کدام سر در تنهایی خویش، سر در لاک تکنولوژیک خود منتظر فرارسیدن ساعت خوابشان هستند.

دیگر خبری از گفت و گوهای صمیمانه نیست. خبری از شعرخوانی و ضرب المثل نیست. بازی های بچه گانه هم دیگر جای خود را به کامپیوتر و پلی استیشن داده اند و خانه ها مجموعه جزایری هستند که هر کسی در جزیره تنهایی خویش آرام گرفته و به دیگری کاری ندارد. 

دلم می گیرد وقتی می بینم که چه قدر در این آپارتمان های قفس مانند بی روح چیزهای ارزشمندی را از دست داده ایم.

چه قدر تنها شده ایم و چه قدر زندگی هایمان بی کیفیت شده. این آپارتمان ها که خانه نیستند. خانه هم خانه های قدیم! 


 
comment نظرات ()
 
سوال ...
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳٩٢
 


 
comment نظرات ()
 
وابستگی یا دل بستگی ...
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢
 
وابستگی یعنی می خواهمت؛ چون مفیدی.
دلبستگی یعنی می خواهمت؛ حتی اگر مفید نباشی. 
 
  
من به خودکار گران قیمت روی میزم برای جلسات مهم، وابسته ام، 
اما به جعبه آبرنگ بی خاصیتی که یادگار دوران کودکیم است دلبسته ام.
 
 من به میز مدیریت که هر روز پشت آن می نشینم وابسته ام،
اما به آن گلدان کوچک کاکتوسی که کنار پنجره گذاشته ام، دلبسته ام.
  
من به کتاب های مدیریتی کتابخانه ام وابسته ام اما به کتاب های شریعتی روی میزم دلبسته ام.

وابستگی ها را جامعه و فرهنگ و والدین می آموزند و پرورش می دهند اما دلبستگی ها انعکاس خود واقعی من هستند.
کاریزما مشاور 

 
comment نظرات ()
 
حضرت حافظ ...
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢
 

دلی که غیب نمای است و جام جام دارد

ز حاتمی که دمی گم شود چه غم دارد؟

به خط و خال گدایان مده خزینه دل!

به دست شاهوشی ده که محترم دارد

 


 
comment نظرات ()
 
عارفی پرسید ...
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢
 

عارفی پرسید ...

دوست را چون دوستش داری نیازش داری ؟

یا که چون نیازش داری دوستش داری ؟

گفتم ...

چون دارمش بی نیازم ...

آرزو امیری


 
comment نظرات ()