body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

رویت قبل، حین و بعد از ازدواج در جنس مونث و مذکر ...
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳
 


 
comment نظرات ()
 
زمان...
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳
 

زمان امتیاز و موهبتی است که همیشه در اختیارمان نیست. تغییر را باورانه بازی کنیم...

 



 
comment نظرات ()
 
کارگاه نقطه آغازین تغییر آماده اجرای مجدد است ...
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩۳
 

هزینه کارگاه : 216 هزار تومان

تعداد شرکت کنندگان : 20 نفر

نحوه ثبت نام : واریز مبلغ به شماره کارت 6104337099838250 به نام داود امیراحمدی و ارسال پیامک " واریز شد " به شماره همراه 09121219621

زمان اجرای کارگاه : جمعه ها از ساعت 10 صبح تا 13

مدت زمان کارگاه : چهار جلسه سه ساعته. 

تاریخ شروع : بعد از ماه مبارک رمضان.

مکان : ولنجک، نبش خیابان هیجدهم، مجتمع خلیج فارس.

پیش نیاز : احساس نیاز به تغییر.

شرایط سنی : ندارد.

میزان تحصیلات : مهم نیست.

برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره همراه 09121219621 تماس حاصل فرمایید.

تمرکز در این کارگاه بر انسان است بدون توجه به موقعیت زمانی، مکانی و اعتقادی.


 
comment نظرات ()
 
با همکاری مرکز مشاوره روانشناختی یسنا و خانه مدیران جوان ...
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳
 

این کارگاه، مرحله بعدی یا به عبارتی قسمت دوم روایت تغییر است که به بهینه سازی تصویر ذهنی فرد می پردازد...


 
comment نظرات ()
 
پیشنهاد می کنم این کلاس رو ثبت نام کنید ...
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۳
 


 
comment نظرات ()
 
آخرین لحظات کارگاه نقطه آغازین تغییر ...
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۳
 

 و شروعی تازه از همان لحظه پایانی ...

نتایج ارزیابی کل کارگاه به شرح تصویر ... 

پیشنهادات ارائه شده ... 

  • بهتر است بعد از 4 جلسه دوره هایی هرچند وقت ( مثلا ماهیانه ) تکرار شود.
  • در صورت امکان ارتباط خود را با ما قطع نکنید و این کلاس ها ادامه داشته باشد. این کلاس ها به منظور تذکر و یادآوری مفید می باشند.
  • از این دوره استفاده کردم و دوست دارم دوره های تکمیلی اطلاع رسانی گردد.
  • اگر تعداد جلسات به 6 جلسه افزایش یابد فکر کنم مطالب بیشتری بتوان ارائه کرد. 4 جلسه برای مبحثی به این بزرگی کم است.
  • در صورت امکان جلسات بحث آزاد در همین زمینه و دیگر زمینه ها تشکیل شود و هم چنین نتیجه حضور در این جلسه ها پیگیری، ردیابی و رصد شود. دوست دارم در جلسات دیگری از این شکل شرکت کنم.
  • جنبه های بصری خیلی جالب و اثرگذار بود. در صورت امکان بیشتر استفاده شود.
  • در فضای بازتری ارائه شود و بازی گروهی نیز داشته باشیم.
  • و در نهایت دعای عاقبت به خیری برای شما ...

از دوستانم در این کارگاه خواستم، هر کدومشون که تمایل دارند احساس خودشون رو که حالا 24 ساعتی می شود که از آخرین نشست کارگاه می گذرد بیان کنند ...

  • سلام و تشکر از زحمات استاد محترم باید بگم که با توجه به کلاس های مختلف ان ال پی و مواردی از این دست که تاکنون گذرانده ویا کتاب هایی که مطالعه کرده ام، دوره پرانرژی و موثری بود و به درستی روی زیرساخت لازمه آعاز تغییر جهت گیری کرد. قطعا اثربخشی آن منوط به تمرین های فردی و باور و تعهد ماست تا معجزه اش نیز رخ دهد. ( لیلا نظری منش )
  • تشکراز صداقت در کلام و در بیان مطالبی که در این چهار نشست برای انتقال به دیگران مطرح نمودید امیدوارم این تلاش شما اثربخش نیز باشد. ( مجید فخرایی )
  • سلام به همگی ممنون از آقای امیر احمدی نظر کلی خودم عرض می کنم. من یادم گرفتم رفتارمو تا حدی کنترل کنم که دست ناخودآگاهم نباشه رفتار ناخودآگاه باتمرین قابل کنترله پس به جای واکنش های سریع وبدون فکر ابتدا فکر کنیم مابه آرامش فکری نیاز داریم قضاوت و کینه توزی ابتدا آرامش رو از ما می گیره فراموش نکنیم ما فرصت زیادی برای زندگی نداریم ازاین فرصت جهت خدمت به دیگران استفاده کنیم به این امر ایمان دارم با دادن انرژی مثبت به دیگران چند برابرشو از خدا دریافت خواهم کرد. ( شیدخت اکبری سلطانی )
  • سلام. تشکر و سپاس از زحمت آقا داوود طی این چهار جلسه. این چهار جلسه و بالاخص جلسه چهارم فرصتی بود برای من تا به صورت فشرده به خودم و مسیری که در آن هستم فکر کنم. امیدوارم سالم باشی تا این افکار را بهتر و قشنگ تر تسری دهی. ( اکبر اکبری )
  • با سلام اقای امیر احمدی از دانسته های شما خیلی استفاده کردم  وعکس های خیلی خوب بود ما را هم دعا کنید متشکریم ( مریم میرزاعلیزاده )
  • سلام لحظه های شیرین و مفیدی رو در کارگاه تجربه کردم. دیدگاهم نسبت به خیلی از موارد که یه جورایی بهشون عادت کرده بودم تغییر کرد. و تلاش جناب امیراحمدی برای بیان ساده تر مطالب قابل ستایش بود. پخش فیلم ها یکی از قسمت هایی بود که خیلی دوست داشتم. برای جناب امیراحمدی و تک تک دوستانم آرزوی بهترین ها رو دارم . موفق باشید( زهرا یوسف زاده )

 
comment نظرات ()
 
می توان شیر بود ....
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳
 

اگر از من بپرسند بزرگ‌ترین آفتِ امروزِ ما چیست، پاسخم این است:

« تردید »

تردید کلیدواژه‌ توصیف حال و روز ماست. زمان‌های زیادی از زندگی روزمره و عادی ما باتردید می‌گذرد. لزوما هم تردید ما مربوط به چیزهای کلان و بزرگ نیست. تردید در همین چیزهای پیش و پا افتاده معمولی...

  • تردید در این که همان کاری را بکنیم که درسش را خوانده‌ایم یا کاری را انجام دهیم که درآمد بیشتری دارد یا کاری که احتمالا دوستش داریم یا کاری که در آن مهارت بیشتری داریم.
  • تردید در این که این حرفی را بزنیم یا نزنیم و این که آن حرف را بهتر بود می‌زدیم یا خوب شد که نزدیم.

تردید آفت زندگی ماست و به نظر می‌رسد انسان‌هایی که تردیدی ندارند یک جای کارشان می‌لنگد! تردید به قدمت بشر، تاریخ دارد. از همان اول و داستان آدم و حوا هم تردید نقش مهمی در هبوط انسان داشت. اگر انسان یقین داشت که احتمالا این دنیا و زمین و این داستان‌ها پیش نمی‌آمد. تردید هست، چون انسان هست.

البته تردید رویه دیگر علم و دانش و منطق و فهم بشری و انسانی است و به خودی خود بد نیست. اگر قرار بود همه چیز قطعی باشد که تغییر و تحول و بهبودی هم در کار نبود. اما خب این سوال، همیشه باقی می‌ماند که چرا تغییر و تحول و بهبود.

چرا از اول، کاملِ کامل نیستیم؟

انسان‌هایی هستند که مانند شیرند. شیر وقتی شکاری را انتخاب می‌کند با تمام وجودش به دنبال شکار می‌رود و با تمام وجودش شکار را می‌خواهد و او را به دست می‌آورد و تکه پاره می‌کند و سلطان‌منشانه بر سر شکار می‌نشیند و لقمه‌ای می‌خورد و باقی را می‌گذارد برای کفتارها. شیر هرگز آسه آسه شکار نمی‌رود. شیر هرگز شُل و وِل به سمت شکار نمی‌رود. شیر یا استراحت می‌کند؛ آن هم با تمام وجود یا به سمت شکار می‌رود، آن هم با تمام وجود.

انسان‌هایی هستند که مثل شیر می‌مانند. آن ها وقتی چیزی را می‌خواهند با تمام وجود، با تمام سلول‌ها‌یشان آن چیز را می‌خواهند و برای رسیدن به آن یورش می‌برند. شیر اگر دچار تردید شود زمان زیادی لازم نیست که به موش تبدیل شود! همین!


 
comment نظرات ()
 
عشق، کاری که به درستی انجام نمی‌دهیم ...
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳
 

قسمت‌های ابتدایی از سخنرانی « یان دال آگلیو » در TED، تحت عنوان «عشق، کاری که به درستی انجام نمی‌دهیم» ...

عشق چیست؟

با این که این کلمه کاربرد بسیار گسترده‌ای دارد. اما هنوز نمی‌توان به راحتی تعریفی برای آن ارائه داد.

من می‌توانم عاشق نرمش کردن باشم. من می‌توانم عاشق یک کتاب، یا یک فیلم باشم. من می‌توانم عاشق کالباس باشم. یا می‌توانم عاشق همسرم باشم.

اما به طور مثال، تفاوت زیادی بین یک تکه کالباس و زنم وجود دارد. تفاوت این‌جاست که، اگر من برای کالباس ارزشی قائل شوم، کالباس، در عوض برای من ارزشی قائل نمی‌شود. در حالی که همسرم می تواند.

 بنابراین، تنها یک موجود هوشمند دیگر می‌تواند مرا متقاعد کند که موجودی دوست‌داشتنی هستم. من از این موضوع آگاهم، و به همین دلیل است که عشق می‌تواند به طور دقیق‌تر تمایل به دوست داشته شدن تعریف شود.

http://behinmoshaveran.com/


 
comment نظرات ()
 
فلسفه اخلاق و چهار سوالی اصلی ...
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳
 

نقش اخلاق در عملکرد انسان

جمله معروف ((‌ درخت از ریشه آب می خورد و انسان از اخلاقش ))‌ گویای جهت دهی اخلاق به رفتار و گفتار انسان در فرهنگ ما است و تمامی ارزش ها از این مشرب سیر آب می شوند.  فرهنگ، فضیلت و درخت شعور و آگاهی در هر سرزمینی آبشخورش از چنین سرچشمه ای است. توسعه و تعمیق ابعاد فرهنگ و هر گونه ابتکار و نقل و انتقال علم، اگر بخواهد برای بشر سازنده و مفید باشد، نیاز به افکار سازنده و ساختارهای اخلاقی دارد...

 

  • اخلاقی بودن یعنی چی؟
  • چرا باید اخلاقی زندگی کنیم؟
  • از کجا بدانیم که ما و جامعه ما اخلاقیست ؟
  • چگونه می توان اخلاقی بودن را پرورش داد؟ 

این برنامه که اولین نشست از سری نشست های ( شنود و گفت های مدیریتی ) اردیبهشت ماه امسال بود در یکی از سازمان های مهم کشور و با مقدمه ای و سپس نمایش فیلمی مستندی با نام " جای خالی" ساخته کمیل سوهانی آغاز و با سخنران دکتر ناصر مهدوی به پایان رسید. 

سوالات فوق نیز، جمع بندی دکتر ناصر مهدوی در پایان نشست است.


 
comment نظرات ()
 
چرا؟ همرنگی با جماعت ...
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳
 

شما در مسیر شرکت در یک کنسرت هستید. سر یک تقاطع به جماعتی بر می‌خورید که چشم به آسمان دوخته‌اند. بدون لحظه‌ای فکرکردن شما هم سرتان را بالا می‌کنید و به کسانی می‌پیوندید که آسمان را نگاه می‌کنند. چرا؟ هم رنگی با جماعت.

در میانه کنسرت وقتی که یک تکنواز مهارت خود را به نمایش می‌‌گذارد و یک نفر از آن بین جمع شروع به دست‌زدن می‌کند، ناگهان همه سالن با او همراه می‌شوند. شما هم مثل بقیه. چرا؟ هم رنگی با جماعت.

بعد از کنسرت به محل تحویل لباس می‌روید تا بارانی یا پالتوتان را بگیرید. شما می‌بینید که افراد جلوی شما با اینکه قیمت بلیت شامل قیمت خدمات تحویل و نگهداری پالتوها بوده‌است، درون یک ظرف پول می‌ریزند. شما چه می‌کنید؟ احتمالا شما هم انعامی در آن ظرف می‌اندازید. چرا؟ هم رنگی با جماعت.

همرنگی با جماعت که گاهی با اغماض با واژه «غریزه رمه وار» بیان می‌شود، بیان می‌کند که وقتی فردی شبیه دیگران رفتار می‌کند، احساس درستکاری و ‌رفتاری درست دارد. به عبارت دیگر هر چه تعداد افرادی که از یک باور خاص پیروی می‌کنند بیشتر باشد، احساس ما به بهتر (درست‌تر) بودن آن باور هم بیشتر است و البته که چنین احساسی پوچ و نامعقول است.

همرنگی جماعت دیوی است که در بسیاری از موارد هم چون سبک‌های جدید لباس، تکنیک‌های مد روز مدیریتی و سرگرمی‌ها و رژیم‌های غذایی و ... ابراز وجود می‌کند. این پدیده می‌تواند به فلج شدن کل یک فرهنگ بیانجامد، شبیه زمانی که پیروان یک فرقه دست به خودکشی می‌زنند.

آزمایش ساده‌ای که در دهه 50 توسط اسطوره روانشناسی، سالموناش انجام شد به ما نشان داد که چه طور فشار همتایان می‌تواند بر عقل سلیم سایه بیندازد.

به فرد مورد آزمایش خطی نشان داده می‌شد که در کنارش سه خط دیگر وجود داشت. خطوط شماره یک، دو و سه که یکی کوتاه‌تر، یکی بلندتر و سومی برابر خط اولی بودند. او باید تشخیص می‌داد که کدام خط هم‌اندازه خط اصلی است. اگر فرد در اتاق تنها بود، جواب درست می‌داد و این موضوع اصلا جای تعجبی نداشت؛ چرا که تشخیص پاسخ صحیح، کار بسیار ساده‌ای بود. بعد پنج نفر بازیگر وارد اتاق می‌شدند که با فرد مورد آزمایش هیچ آشنایی نداشتند و با وجود این که به‌ وضوح خط شماره سه پاسخ صحیح بود، یکی پس از دیگری، به غلط خط شماره یک را هم‌اندازه خط اصلی اعلام می‌کردند. سپس دوباره نوبت فرد مورد مطالعه می‌رسید. در یک سوم اوقات او برای انطباق با پاسخ سایرین جواب غلط می‌داد.

چرا این‌گونه رفتار می‌کنیم؟

در گذشته دور دنبال دیگران راه افتادن راهبرد خوبی برای بقا بوده‌است. در نظر بگیرید که 50 هزار سال پیش از این با دوستان هم‌ قبیله‌ای خود در سرنگتی (Serengeti دشتی پهناور در خاور آفریقا که در شمال تانزانیا قرار گرفته و تا جنوب غرب کنیا ادامه دارد) در حال گشت‌ و‌گذار هستید که ناگهان همگی‌شان وحشت‌زده پا به فرار می‌گذارند.

در این شرایط شما چه می‌کردید؟

آیا خشکتان می‌زد و سرتان را می‌خاراندید و سبک سنگین می‌کردید تا ببینید چیزی که می‌بینید یک شیر وحشی و گرسنه است یا حیوانی است زبان‌بسته که می‌تواند منبع خوبی از پروتئین برای روزهای آینده شما باشد؟ ‌

خیر. شما دو پای دیگر هم قرض می‌کردید و دنبال دوستان خود می‌دویدید. وقتی خطر رفع می‌شد و احساس امنیت می‌کردید، تازه فرصت پیدا می‌کردید که بپرسید آیا شیر واقعا شیر بوده یا نه.

طبیعی است کسانی‌که رفتار متفاوتی از گروه داشتند به‌ دست طبیعت تصفیه می‌شدند و ژنشان از زنجیره تولید نسل حذف می‌شد. درنتیجه ما نوادگان مستقیم کسانی هستیم که رفتار دیگران را تکرار می‌کردند. این الگوی رفتاری چنان در ما ریشه دوانده که پس از این همه سال هنوز هم آن را به‌ کار می‌گیریم. حتی در زمان‌هایی که هیچ نوع مزیتی برای بقا به حساب نمی‌آید که البته شامل اغلب زمان‌ها می‌شود.

موقعیت‌های بسیار محدودی به ذهن متبادر می‌شود که هم رنگی جماعت ارزشمند باشد. مثلا وقتی در یک شهر غریب گرسنگی به شما فشار بیاورد و رستوران خوبی سراغ نداشته باشید، معقول است که از یک رستوران مملو از محلی‌ها سر در بیاورید و به‌عبارتی از رفتار محلی‌ها نسخه‌برداری کنید.

نمایش‌های کمدی هم از این موضوع استفاده می‌کنند و با پخش صدای خنده در لحظه‌های خنده‌آور نمایش بینندگان را تحریک می‌کنند که با خنده همراه شوند. یکی از اثرگذارترین نمونه‌ها با وجود دردسرسازی‌اش، سخنرانی 1943 وزیر تبلیغات نازی‌ها ژوزف گوبلز است که در حضور جمعیت زیادی ایراد شد. هم زمان با این که وضعیت جنگ برای آلمانی‌ها بدتر و بدتر می‌شد او از جمعیت می‌پرسد:

آیا شما جنگی تمام‌عیار می‌خواهید؟

اگر لازم باشد آیا حاضر هستید که جنگی تمام‌عیارتر و تندتر از هر چیزی را که تا امروز تصور می‌کردیم، تجربه کنید؟

بانگ تایید جمعیت در پاسخ بلند می‌شود. اگر از شرکت‌کنندگان به‌صورت انفرادی و گمنام این سوال پرسیده می‌شد بسیار بعید بود که کسی به این پیشنهاد جنون‌آمیز لبیک بگوید.

اما صنعت تبلیغات از ضعف ما در همراهی با جماعت بیشترین منفعت را می‌برد. این ضعف به‌ ویژه وقتی در فضایی مبهم هستیم خیلی خوب به‌کار می‌افتد. ( مثلا وقتی بخواهیم در مورد خرید کلی ماشین جور و واجور یا محصولات شوینده مختلف تصمیم بگیریم که هیچ مزیت و ضعف روشنی نسبت به هم ندارند.) این جاست که سرو کله مردمانی شبیه من و شما پیدا می‌شود. بنابراین هر وقت بنگاهی مدعی بود که محصولش بهتر است؛ چون معمول‌تر است، احتیاط کنید و باور موضوع را به تاخیر بیندازید. چطور می‌شود که یک محصول بهتر باشد به صرف اینکه بیشتر فروخته است؟ همیشه جمله حکیمانه سامرسِت موآم را به‌یاد داشته باشید:

«حتی اگر 50 میلیون نفر هم حرف احمقانه‌ای را تکرار کنند، باز هم احمقانه است.» 

رسوایی که نابخردانه است با همرنگی جماعتی میلیونی کم نخواهد شد

 http://behinmoshaveran.com/ 


 
comment نظرات ()
 
بیایید ...
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ خرداد ۱۳٩۳
 

به فکر باشیم تا تو فکر...

آخه می دونی، ما معمولا تو فکر هستیم تا به فکر.


 
comment نظرات ()