body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

سلام به اهالی ...
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٤
 

نقش مهارکنندگی عنوان "مدیر" در فرهنگ مدیریت سنتی، پررنگ تر ازنقش شتاب دهندگی آن است و همان گونه که جک ولش هم می گوید، با چنین روشی هر چه مدیران کمتر مدیریت کنند، سازمان ها بهتر کار خواهند کرد. 

 

تحولات مدیریتی انجام شده در دهه اخیر و دنیای رقابتی و پیچیده فراروی سازمان ها، مدیریت را به علم و هنری تخصصی تبدیل نموده است و سازمان هایی موفق خواهند بود که با مدیرانی عالم و هنرمند قادر به هدایت صحیح منابع مادی و انسانی برای نیل به اهداف خود باشند.

درست است که وجود انسان در سیر تکامل خانه اش به قدر "مقطع" است اما نمی شود با این نگرش به جنگ مشکلات رفت چرا که عجولانه زیستن یعنی افشاندن بذرهای شکست در سرزمین سازمان هایمان.

همه می دانند محور اصلی پیشرفت، خودمان هستیم و این دانستن ریشه در فهمی دارد که می گوید، موفقیت یعنی " تدریج". یعنی اول رشد ریشه و سپس سر از خاک بیرون آوردن.

علم مدیریت با هنر مدیران حرکتی هماهنگ را موجب خواهد شد که اثرش ایجاد شرایط مطلوب برای تفکرات خاص به منظور خلق راهبردهای هوشمندانه در رسیدن به فرهنگی خواهد بود که عمر سازمان هایمان را طولانی تر خواهد نمود ...   


 
comment نظرات ()
 
روز مادر مبارک ...
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٤
 

خدایا شکرت که مادرم هست ...


 
comment نظرات ()
 
جوان هفده ساله دوستان بسیار دارد اما رفیق ندارد...
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤
 

جوان هفده ساله، دوستان بسیار دارد اما رفیق ندارد.

جوان هفده ساله ای به پدرش می گوید، دوستان زیادی دارد اما رفیق نه.

پدر به فکر فرو می رود...

به عبارتی در دنیای فرزندش، شاید آن هم شاید یکی از آن دوستانش باشد اما رفیق نه.

پدر گیج می شود ...

مگر ارتباط در عمق معنا نمی یابد و کیفیتش محک نمی خورد.

چه می توانست باشد که نکرد...؟

اما، شاید و با وجود احتمال جوان قصه ما مرزی قابل تفکیک از دوستی با رفاقت در ذهن دارد که می بایست خود نیز فاعل آن باشد و اگر نیست باید تعریف مجددی از آن باشد تا ترازویش میزان شود و این یعنی همان " تدریج " که لازمه هر موفقیت ماندگار است.

مثلی است که می گوید ...

اگر جوان ها می دانستند و پیرها می توانستند.

و پدر قصه ما مثل همه پدرهای تاریخ، صبر با توکل به خدا رو پیشه کار و زندگیش کرد ... 


 
comment نظرات ()
 
لحظاتی با خودم ...
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤
 

 اولین سلام سال نو تقدیم به اهالی خانه ... 

دوازدهم فروردین ماه

سال نو رو با ی سرماخوردگی شروع کردم و هنوز هم آثارش تو سرم کنار خیلی چیزهای دیگه، هست. مثل چیزیی که ی دوست برام یادآوری کرد. اون گفت، با مقایسه تعداد کسایی که در ابتدای سال گذشته بهم تبریک گفته بودند به این نتیجه رسیده که کمرنگ شدم و به همین خاطر تعداد این دوستان کم شده.  

... تو سال گذشته تصمیم گرفتم شروعی متفاوت و شاید هم متمایز از یک شروع باشم و شد؛ درس خوندن رو شروع کردم و این بار مرتبط تر با آن چه قرار است  بشود، که در حال شدن هم هست.

جایی خواندم که پرسشی طرح شده بود با این مضمون که ...

چگونه می توان ابزارهای مختلف قدرت را با هم تلفیق نمود تا قدرت همراه با دیگران و نه صرفا بر دیگران بخشی از راهبردهای هوشمندانمان شود؟

بنابراین ... 

  • هم راه بودن،
  • هم راه شدن،
  • هم راه کردن،
  • هم راه بردن،

در ...

  • بودن کنار دیگران،
  • شناخت دیگران،
  • کمک به دیگران،
  • زندگی با دیگران،
  • ...

است. و در این بین خدا هم باشد ملالی نیست. حال، شکر که تو هم هستی...


 
comment نظرات ()