body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

تفاوت ...
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٤
 

مردی گفت؛ چگونه عشق را از هوس می توان نگاه داشت؟

گفت؛ تلاش کن تا لایق شوی، نه بر جسم وی فائق شوی ...


 
comment نظرات ()
 
آغاز ...
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٤
 

پرسیدند؛ آغاز عشق کجاست ؟

گفت؛ آن لحظه که دریافتی بی او بیهوده باشی ...


 
comment نظرات ()
 
شناخت ...
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٤
 

پرسیدند چگونه است عشق؟

گفت؛ آن که دیگری بشناسد تو را و تو خود را نشناسی از دیگری...


 
comment نظرات ()
 
عجب شبی بود این نیمه تیر ...
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤
 

دیشب شب نوزدهم ماه رمضان بود.

شب ضربت به پیکر راستی و درستی.

ضربت بر وجود با وجودی که نامش، مرامش، عملش، فکرش، هدفش، تلاشش، همتش، اراده اش، عبادتش، همسرش، فرزندانش، عمرش، چشمش، زبانش، نفسش، گوشش، کارش، گفتارش، رزقش، زندگیش همه و همه فقط برای رضایت دوست بود و به همین سبب ماندگار شد و شد الگویی دست نیافتنی برای اهالی زمین.

و در این شب امکان زایشی فراهم شد تا به آرامشی که لیاقت هم چون اویی دارد، برسد.  

و در این شب دوباره متولد شد تا در کنار اسطوره هایی قرار گیرد که ریشه اش از آنان جان می گرفت. پیوندی ناگسستی با سرچشمه عشق، پیوندی که از دامان پیامبر و دختر آسمانیش شروع و در فرزندانشان جریان یافت و تا به امروز زنده است و به امید حق تا ابدیت هم ادامه خواهد یافت.

خوشا به حالش ...


 
comment نظرات ()
 
دیدگاه ...
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٤
 

این سایت عکس های عکاس آمریکایی رو نشون می ده که از مردم ایران گرفته و کامنت هایی که آمریکایی ها زیرشون گذاشتن...

http://20ist.com/archives/25192

ممنون از خانم مریم مهرپرور


 
comment نظرات ()
 
تو بگو چرا ...
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤
 

جاده می سازیم ولی هم چنان ترافیک داریم، چرا؟

متخصص سدسازی هستیم ولی هم چنان بی آبی داریم، چرا؟

پل می سازیم ولی پل های بینمان را تخریب می کنیم، چرا؟

بیمارستان جسم می سازیم، روح را رها می کنیم، چرا؟

دانشگاه می سازیم، دانشجو نه،

معلم داریم، متعلم نه،

سخنران داریم سخن نه،

مدیر داریم، مدیریت نه،

مدعی داریم عمل نه،

ارتباط داریم، ربط نه،

مشارکت می کنیم، شراکت نه،

خانه می سازیم، خانواده نه،

اتکا می کنیم، اعتماد نه،

هدف داریم، برنامه نه،

خانه فرهنگ داریم، فرهنگ نه،

صنعت چاپ داریم، محتوا نه،

کتابخانه داریم، کتاب خوان نه،

کار می کنیم، کارستان نه،

دوست خطابمان می کنند ولی دوستی نمی کنیم،

عشق نمی دانیم، عاشق می شویم،

تعهد می کنیم، متعهد نمی شویم،

تجربه می کنیم، یاد نمی گیریم،

محبت می خواهیم، همدردی نمی کنیم،

می خواهیم، اراده نمی کنیم،

شاد نیستیم، کینه ورزی می کنیم،

حسرت با هم بودن داریم و ارزان فروشیم،

نمی دانیم، پاسخ می دهیم،

از دروغ بی زاریم و دروغگویم،

مولود نسلی حکیم بودیم و مولد نسلی گمشده،

زاده دینیم ولی نه آنی که بود،

دم از انسانیت می زنیم، منیت داریم،

قضاوت می کنم، ادله نداریم،

احترام می گذاریم، باور نداریم،

قانون داریم، قانونمند نیستیم،

نگاه می کنیم، نمی بینیم،

گوش می دهیم، نمی شنویم،

 

و هر روز دیوارهای بینمان بلند و بلندتر می شود و سرآخراین که حالمان خوب نیست.

چرا ...؟

کلید دار ...


 
comment نظرات ()
 
آمیختگی شناختی یا cognitive fusion ...
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤
 

برای لحظه ای تصور کنید دستان شما افکارتان هستند، بعد از این که این پاراگراف را مطالعه کردید از شما می خواهم که خواندن ادامه متن را متوقف کنید. سپس دست های خود را کنار هم قرار دهید به طوری که انگشتانتان از هم باز باشد سپس همان طور که دست هایتان کنار هم قرار دارند به آرامی بالا بیاورید و روی صورتتان قرار دهید طوری که کف دست هایتان تمام صورت را بگیرد . حالا از لابه لای انگشتانتان به محیط اطراف نگاه کنید چه تغییری در زاویه دید شما نسبت به پدیده های محیط اطراف ایجاد شد؟ لطفا قبل از این که ادامه متن را بخوانید این کار را انجام دهید.

حالا تصور کنید هر روز به همین شکل که دستانتان صورتتان را پوشانده زندگی می کنید.

  • به نظرتان چه اتفاقی می افتد؟
  • چه قدر شما را محدود می کند ؟
  • چه قدر احساس می کنید در تنگنا قرار گرفته اید؟
  • چه قدر توانایی شما را در برخورد مناسب با محیط پیرامون و رابطه با سایر افراد را کاهش می دهد؟

" آمیختگی شناختی ( داستان هایی که ازمسائل زندگی خود در ذهنمان ساخته ایم و آن ها را طوری ارزیابی کرده ایم که گویی بخشی از هویت ما هستند) " دقیقا شبیه این مثال است. در این حالت چنان در دام افکار می افتیم که ارتباط مان با بسیاری از جنبه های این جا و اکنونی قطع می شود و مانند دیوی بر تمام جنبه های رفتار ما سیطره پیدا می کند و در نتیجه توانایی ما را برای رفتار موثر و مناسب کاهش می دهد.

به خاطر توانایی انسان در استفاده از زبان، کلمات معمولا ویژگی ها و کارکردهای چیزهایی را که به آن ها اشاره دارند به خود می گیرند. انسان با افکار وکلمات طوری برخورد می کند که گویی آن ها حقیقی یا واقعی اند. آمیختگی گرایش به زندگی در دنیایی است که کاملا با زبان لفظی ساختار یافته و در این شرایط فرد نمی تواند دنیایی را که به طور کلامی مفهوم سازی و ارزشیابی شده است از دنیایی که مستقیما تجربه می کند متمایز کند.

وقتی فردی با محتوای کلامی آمیخته شود، این محتوا می تواند غلبه کاملی بر رفتار او داشته باشد و زمانی که آمیختگی با پیام های فرهنگی مبنی بر این که رویدادهای درونی آسیب زا و خطرناک هستند، ترکیب شود چرخه بسیار خطرناکی ایجاد خواهد شد و هر چه فرد برای حذف و کنترل رویدادهای درونی سخت تر تلاش کند بیشتر آمیخته می شود.

حالا یک بار دیگر به همان شکل قبلی دستهایتان روی صورتتان قرار دهید و این بار به آرامی دست های خود را به سمت پایین بیاورید به طوری که کاملا از صورت شما فاصله بگیرد. لطفا قبل از این که ادامه متن را بخوانید این کار را انجام دهید.

در این حالت اگر دقت کنید می بیند که وقتی دست های شما صورتتان را نپوشانده چه قدر واضح محیط پیرامون را می بیند و به نحو مناسب تری با آن ارتباط برقرار می کنید و میزان اطلاعاتی که با محیط پیرامون مبادله می کنید چه قدر افزایش می یابد.

مشابه این حالت مفهوم " گسستگی شناختی - cognitive defusion " نام دارد که در مقابل آمیختگی قرار دارد. گسستگی شناختی یکی از تکنیک هایی است که در درمان پذیرش و تعهد ( ACT ) بکار می رود و به فرد کمک می کند تا بتواند اطمینان به واقعیت های درونی را بشکند و نیز بتواند بین فکر و فکر کننده  و احساس واحساس کننده فاصله ایجاد کند.


 
comment نظرات ()
 
اخلاق جغرافیا ندارد ...
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤
 

اگر در اسراییل بدنیا می امدم به احتمال زیاد یهودی می شدم،

اگر در عربستان بدنیا می آمدم قطعا مسلمان سنی می شدم،

اگر در اروپا بدنیا می آمدم احتمال زیاد مسیحی و اگر در ژاپن بدنیا می آمدم شینتو می شدم،

دین پدیده ایست که جغرافیا می تواند دلیلش باشد، پس تعصب برای چیست...

آن چه مهم است اخلاق و انسانیت است که به جغرافیای زمان ومکان محدود نیست. آدم هایی که روح بزرگی دارند، شعور بیشتری دارند و قلب مهربان تری...

روایتی منصوب به چارلی چاپلین


 
comment نظرات ()
 
تاریخ ...
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤
 

در جنگ صفین معاویه در هنگام شکست از عمرو عاص پرسید که از شمشیر علی برنده تر سراغ داری ؟

او گفت آری جهل مردم.

امان از جهل ...


 
comment نظرات ()
 
مار کبری و اثر کبری در تفکر سیستمی ...
ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ تیر ۱۳٩٤
 

یکی از نکاتی که در تفکر سیستمی به صورت جدی مورد تاکید قرار می‌گیرد، «افزایش افق تحلیل» است. از آن جا که این بحث بسیار مهم و گاه بسیار پیچیده است، اجازه بدهید آن را از یک مثال ساده آغاز کنیم.

اثری که می‌خواهیم به آن بپردازیم «اثر کبری یا Cobra Effect » نام دارد. سال ها پیش وقتی هند مستعمره‌ انگلیسی ها بود، تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد شده بود و این یک خطر جدی محسوب می‌شد. دولت احساس کرد به تنهایی نمی‌تواند از عهده‌ مدیریت این وضعیت بر بیاید. به همین دلیل تصمیم گرفته شد که شهروندان به مشارکت دعوت شوند. برای هر مار مرده‌ای که تحویل می‌شد، جایزه‌ای نقدی در نظر گرفته شد.

این استراتژی ابتدا بسیار موفقیت‌آمیز بود و مارهای مرده‌ زیادی تحویل شد. به نظر می‌آمد که در طول زمان باید تعداد مارهای مرده کم و کمتر می‌شد. اما با کمال تعجب دیده شد که تعداد مارهای مرده تحویلی هر روز در حال افزایش است!

احتمالاً می‌توانید دلیلش را حدس بزنید. مردم احساس کردند این کار درآمد خوبی دارد و بسیاری از آن ها به پرورش مارهای کبرا پرداختند تا درآمد خوبی به دست بیاورند. ماجرا در همین جا تمام نشد. دولت اعلام کرد که دیگر برای مارهای کبرای مرده جایزه نمی‌دهد!

حالا مردم که می دیدند این کسب و کار دیگر رونق ندارد،‌ مارهای خود را در گوشه‌ و کنار شهر رها کردند. هر کس مارهای خود را به دورترین نقطه از خانه‌اش می‌برد و رها می‌کرد و می توانید حدس بزنید که همان زمان که یک نفر در سمت دیگر شهر، مارهایش را رها می‌کرد، کسی هم بود که از آن سمت شهر به این طرف آمده بود تا مارهای خود را رها کند!

ماجرای موش های دم بریده و تفکر سیستمی

اجازه بدهید مثال دیگری را هم بررسی کنیم. در ویتنام زمانی که مستعمره‌ فرانسوی‌ها بود، به دلیل زیاد شدن موش ها، دولت برنامه‌ای برای مشارکت شهروندان تدوین کرد. طبق این برنامه، شهروندان موش‌ها را می کشتند و دفن می‌کردند و دم موش را می‌بریدند و برای دولت می‌آوردند تا پاداش خود را بگیرند.

بعد از مدتی تعداد زیادی موش‌های دم‌بریده در شهر دیده می‌شد! مردم ضمن حمایت از موش ها و کمک به رشد و تکثیر و زندگی آن ها، دم های آن ها را می‌بریدند و به دولت تحویل می‌دادند و دوباره موش‌ها را رها می کردند تا موش‌ها زاد و ولد کنند و درآمد بیشتری را به ارمغان بیاورند.

در هر دو مثالی که دیدیم، یک ویژگی مشترک وجود داشت و آن این که فقط به «نخستین تاثیر یک تصمیم» توجه شده بود. در حالی که اگر افق دید خود را گسترش دهیم و عمیق‌تر کنیم می‌توان دید که هر تصمیمی، زنجیره‌ای از اتفاقات را رقم می‌زند و بدون در نظر گرفتن این زنجیره نمی‌توان اثرات ناشی از یک تصمیم را تحلیل کرد.

مشابه همین تصمیم‌ها را در اقتصاد و فضای کسب و کار هم می‌توان مشاهده کرد:

در سال های گذشته، حمایت از بنگاه‌های اقتصادی زودبازده، شبیه همین مشکلات را در ایران ایجاد کرد. واقعیت این است که کسب و کار، به هر حال «زود بازده» نیست و رشد و تثبیت آن زمان می‌برد. اعطای وام های کوچک به مردم و انتظار از درآمدزایی سریع توسط آن ها، باعث شد که بسیاری از مردم با دریافت این وام‌ها خودرو‌های قسطی بخرند و به جابجایی مسافر در سطح شهر‌ها بپردازند. افزایش ناگهانی عرضه خدمات در حوزه‌ی «حمل و نقل مسافر» باعث شد درآمدها کاهش یابد. در نهایت «جوانان بیکار» به «جوانان بدهکار» تبدیل شدند و اگر از گروه اول کار خوبی برنمی آید از گروه دوم انجام هر کار بدی را نیز می‌توان انتظار داشت…

در ایران، بعد از زلزله بم، برای کمک به مردم زلزله زده آب شرب برای ساکنان مناطق مسکونی رایگان اعلام شد. به عبارتی، از مشترکین خانگی آب بها دریافت نمی‌شد. این درحالی بود که هنوز باید بابت آب کشاورزی آب‌بها پرداخت می‌شد. پس از اجرای این سیاست، بخشی از آبیاری زمین‌های کشاورزی هم توسط آب شرب انجام شد و عملاً مصرف آب افزایش یافت. درنتیجه، سیاستی که به منظور رفاه زلزله زدگان تنظیم شده بود، پس از مدتی خود به یک مسئله جدید تبدیل شد.

دکتر قاسم انصاری


 
comment نظرات ()
 
بالاخره منتشر شد ...
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤
 

بالاخره ده سال پس از نگارش اولیه، هفت سال پس از ارسال برای مقامات کشور و دو سال پس از انتشار جلد اول (در ۲۶۳ صفحه)، نسخه کامل این کتاب (در ۶۶۱ صفحه) منتشر شد.

جلد اول این کتاب که در اردیبهشت ۱۳۹۲ به صورت الکترونیک منتشر شد مورد استقبال گسترده قرار گرفت و به صورت گسترده در ایمیل‌ها به گردش درآمد.​​

در جلد نخست، نویسنده بیان کرده بود که غرب برای حداکثر سازی منافع خود (برای بالا بردن و بالا نگه داشتن قیمت نفت به منظور رهایی از اعتیاد به نفت خاورمیانه) مناقشه اتمی ایران را برای مدت پنج تا ده سال ادامه خواهد داد (از سال ۸۴ که نگارش کتاب شروع شده است اکنون دقیقا ده سال می گذرد) بر این اساس پیشنهاد داده بود که ایران به سرعت و به صورت داوطلبانه فعالیت‌های اتمی حساس خود را برای مدتی متوقف کند و پیش از آن که غرب بتواند به سوی تصویب و اعمال تحریم برود، دست به اعتماد سازی جهانی بزند.

اکنون نویسنده در نسخه کامل، بقیه فصل هایی که در جلد نخست منتشر نشده بود را منتشر کرده است. در این نسخه، نظریه جنگ خداحافظی در خاورمیانه و نیز نظریه عبور تمدن‌ها تبیین شده است. در واقع جنگ ها و تحولات کنونی خاورمیانه، ده سال پیش در این کتاب پیش بینی شده است. از نظر نویسنده، غرب برای تحقق ایده عبور از تمدن اسلام در صدد است تا خاورمیانه (که مرکز فرهنگی و اقتصادی جهان اسلام است) را به سرزمین سوخته تبدیل کند و همزمان با قطع وابستگی اش به نفت، از این منطقه برود و برای همیشه به نگرانی خود از اقتدار جهان اسلام پایان دهد. ​

اکنون نویسنده کتاب پس از آن که از امکان انتشار چاپی کتاب ناامید شده تصمیم گرفته است که نسخه کامل کتاب را از طریق «تارنمای رسمی» خودش منتشر کند.

برای تهیه این کتاب به تارنمای رسمی دکتر محسن رنانی در لینک زیر مراجعه کنید ​​ ​​http://www.renani.ir/​​

 گزارشی درباره جلد اول این کتاب را نیز می‌توانید در این جا ببینید.

​​نقدی به​ جلد اول​ این کتاب را هم در این جا ببنید.


 
comment نظرات ()
 
صمیمیت ...
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤
 

صمیمیت یکی از مهم ترین دغدغه های انسان عصر حاضر است به طوری که در ارزیابی های سازمان سوالی مطرح می شود که موضوعش دوستانه کردن محیط کار و صمیمیت است.  

از مهم ترین توصیه ها برای ایجاد چنین فضایی و پایداری آن می توان به موارد  ذیل اشاره نمود ...

  • رعایت خطوط قرمز را قانون کنیم.
  • تدریج را فهم کنیم و تلطیف نمودن محیط مان را با ظرفیت و بلوغ کارکنان، هماهنگ. چرا که مسیر برگشت طبعات دگری دارد.
  • صمیمتی که با رضایت از رفتار و نتیجه ای مطلوب همراه باشد امکان حضور و ادامه مسیر را دارد.  
  • گفته باشیم که چه می خواهیم، کجا خواهیم رفت و چگونه و در آخر دست یاری گرفته باشیم.
  • و همواره با ادب، صمیمیت را افزایش دهیم.

و این گونه هم ( رعایت حقوق دیگران، تلطیف نمودن فضا به تدریج، موثر بودن و موجب ثمر شدن،  صادق بودن و اعتماد را وارد رابطه کردن و در آخر حفظ ادب ) می شود  در روابط میان من و خودم،  تو، ما، خانواده، همسایه، عابر کوچه، بقالی محل، همکلاسی، همکار و ... صمیمیت را ایجاد و ماندگارش نمود.  

منتها روایت ما آن جاست که در رعایت اولین توصیه رفوزه می شویم ...


 
comment نظرات ()