body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

دل نوشته کلیددار ...
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٤
 

سلام به اهالی ...

نگاهم،
حسم،
آن چه می شنوم،
آن چه می گویم،
آن چه ثبت می کنم،
مسیری که در آنم،
سطح و عمق ارتباطاتم،
همه، شاید ورودی هایی باشند که منشا دردی هایی که می کشمند.

..

ولی به طور حتم می دانم که موضوعات پیرامونم به طول تاریخ انسان تکرار شده و خواهد شد و من در این بین نقشی ندارم و فقط بخشی از آنم.
اما می توانم کنترل و توان خودم را روی ورودی ها متمرکز کنم و در پایان، کاتب بهترین ها باشم .


کلیددار( کلیدار خانه مدیران جوان)


 
comment نظرات ()
 
چرا خوش حال نیستیم ...
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٤
 

لینک ثبت نام و تلفن های جامعه یاوری فرهنگی:

http://www.yavari.ir/news/205-unhappy-unhappy.html

شادی و نشاط واقعی که ریشه در اتصال انسان به مبانی و مبادی معنوی دارد، به عنوان پدیده ای روانی منشا بسیاری از احوالات پر سود و پر برکت ما مانند خلاقیت، بهره وری، قوه تحلیل، امید و انگیزه است.

ما برای تداوم زندگی نیازمند سرمایه هایی از این جنس هستیم و چنان چه آن ها را نداشته باشیم در حقیقت ورشکسته ایم. شاید الان بخش قابل توجهی از سبد داشته های هر یک از ما از آفت هایی مانند نا امیدی، روزمرگی، بی برنامگی، بی هدفی، سردرگمی، بلا تکلیفی و گمشدگی پر شده باشد که اگر چنین باشد ورشکسته ایم.

واژه های اما، اگر، شاید، ای کاش  و ولی، بخشی از مصداق های توجیه این گونه آفت ها هستند. ما در سفر زندگی مانند تمام سفرها نیازمند اسباب سفریم و هم اکنون که فرصت خواندن این متن به ما داده شده سرمایه های کلیدی مانند زنده بودن، دیدن، شنیدن و فهمیدن در اختیارمان به امانت سپرده شده و اگر غافل شویم آفت ها کل حیاتمان را نابود خواهند کرد. پس باید بیدار شد و جنبید، زمان کوتاه است ...


 
comment نظرات ()
 
اوضاع قمر در عقرب ...
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٤
 

مدت نه چندان طولانی است که از طریق موبایل موضوعاتی تحت عنوان " دوره ..." برایم ارسال می شود که از لحاظ موضوع، محتوا، مدرس، نحوه ارائه و ... دارای اشکالاتی است که مجابم نمود تا این اطلاعیه را برای شما تهیه و ارسال نمایم. البته شایان توجه است مطالبی که در پی آمده است پس از حضور در این نشست ها تهیه و تدوین شده است.

دوره ها معمولا به شکل زیر از طریق موبایل ارسال می شود :

مسیر ... ( نام به اصلاح مجموعه ای که اطلاعیه به نام آن است) برگزار می کند.

با شرحی با مضمون، دوره کاملا کاربردی یا دوره کاملا کاربردی اسطوره های...، دوره تخصصی قهرمان زندگی، دوره کاملا کاربردی رازهایی برای درمان ...، دوره کاملا کاربردی مدیریت زندگی

مدرس :

  • استاد ... ( نام و نام خانوادگی ) استاد معنویت درمانگر
  • دکتر ... ( نام و نام خانوادگی ) اولین دکتر متخصص علم ... از کشور...
  • استاد مهندس

زمان این دوره ها در ابتدا حدود 2 تا 3 ساعت است که در آن سخنران سعی می کند یک خلاصه ای از یک دوره بلند مدت را برای حاضرین ارائه نماید و در طول سخنرانی به آن چه در طول دوره  اتفاق خواهد افتاد اشاره نماید و این که حاضرین را مجذوب نموده تا برای کل دوره ثبت نام نمایند.

من به عنوان شخصی که بیش از یک دهه کارش طراحی، برنامه ریزی و اجرای نشست ها برای مدیران ارشد و خانواده این عزیزان در وسعتی به پهنای کشورمان آن هم در سازمانی که خود قدیمی ترین مجموعه مدیریتی ( سازمان مدیریت صنعتی ) بوده است، سوالی دارم که ...

1- چرا این اساتید به هیچ عنوان رزومه ای در اختیار حاضرین قرار نمی دهند؟

2- زمانی که به سایت این افراد مراجعه می کنید سابقه از دانش آکادمیک در حوزه ای که مدرس آن هستند وجود ندارد؟

3- چگونه است که بدون دانش قابل اتکا وارد حوزه ای می شوند که مجوز قانونی برای ارائه آن ندارند؟

4- یا اگر تجربه ای در ارائه دارند سابقه آن از کجا و چگونه قابل ردیابی است ؟

جالب آن جاست که این برنامه ها در مکانی هایی که مجوز برگزاری نشست های آموزشی را دارند، اجرا می شود و جالب تر آن که هیچ از یک از مسوولین این مجموعه ها از سخنران و دستداندرکارانش سابقه علمی و تجربی حوزه مورد ارائه را طلب نمی نمایند. به قولی بسوزد پدر بی پولی که چه کارها که نمی کند.

خلاصه آن که مراقب باشید ...


 
comment نظرات ()
 
من ذهنی ...
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٤
 

 چیزی که باعث جدایی من از اصالتم شده " من ِ ذهنی " است.


امروز کار اصلی من این است که این " منِ ذهنی " را بیشتر و بهتر  بشناسم و دیگر به آن بهایی ندهم و هیچ ارزشی برای آن قائل نباشم و سعی کنم با بازی های آن بیشتر و بهتر آشنا شوم و کم کم با آگاه شدن به بازی های " من ذهنی " و بها ندادن به آن، قدرتش را بگیرم تا کوچک تر شود و برگردم به فطرت اصلی خودم که منشاء عشق، شادی و آرامش است و از این به بعد در دنیای بیرون به دنبال عشق، زندگی و آرامش نباشم..

مولانا در سراسر کتاب مثنوی معنوی به این موضوع اشاره دارد که اگر طالب معنویت و تشنۀ حقیقت هستی، می توانی آن را در مثنوی بیابی و چیزی که مثنوی به تو می دهد فقرِ است فقر منِ ذهنی.  اگر از منِ ذهنی فقیر شوی به اصالت و فطرتت وصل می شوی که منشاء تمام برکات و عشق و آرامش است.

بیستم مرداد امسال مصادف شد با دومین سفرم به شمال کشور که در حقیقت ماموریت بود تا سفر چرا که در جریانی قرار گرفتم که براش برنامه ریزی نکردم بودم. طی دو روز هم چون سال گذشته بچه های خوب سرزمینم که اهل شهری به نام نهبندان بودند من رو صمیمانه و عاشقانه تو جمعشون راه دادند و با عمو داوود گفتنشون خونی تازه و زلال تو رگهام جاری کردند تا فراموش نکنم در هر جایگاه و مقامی که باشم تا در دل بنده های خوب خدا نباشم، انسان نیستم.

این بچه ها از جنوبی ترین نقطه استان خراسان جنوبی و طی حدود 35 ساعت به این منطقه رسیدند تا در کنار دریا عظمت دریایی بودنش رو به رخ طبیعت این منطقه بکشن و بگن دل دریایی روایت دیگه ای داره که فقط اهل دل ازش خبر دارند.

این که این دریا شناگر قابل می خواد و این که غرق شدن در این دریا نشان از زنده بودنه و در اون مرگ مفهومی پوچ و بی ارزشه. این دریا نجات غریق نداره و لازم هم نداره چرا که نقطه قوت این دریا حضور در عمقه و هر چه عمیق تر، لایق تر...

این عکس رو به خاطر وجود با وجود انسانی ( ملک خانم ) گذاشتم که در طول سفر چند روزه بچه های نهبندان به شمال، دغدغه اش تهیه غذای برای این بچه ها بود. ملک خانم زنده باشی و سلامت...

این عکس هم رو گذاشتم که بگم بعضی از اسامی، با شخصیت کسانی است اون رو دارند چه قدر مناسبت داره. خانواده آقای مهرپرور یکی از اون خانواده هایی هستند که سنگ تموم، واژه گران سنگی براشونه چرا که مدیریت بودن بچه ها، شاد کردن بچه ها و ... از طریق مناسبات این خانوده تو شمال برنامه ریزی و اجرا شد. خانواده ای که پرورش مهر جزئی جدا نشدنی از شخصیتشون بوده و هست. از خدا براشون بهترین ها رو می خوام...

از عمو حبیب ( حبیب میری نفر نشسته از راست ) باید تشکر کرد که بانی این حرکت و جنبش هایی از این جنس بوده و هست. عمو حبیب عاقبت به خیرشی انشا الله ...

راستی عمو فرزین ( فرزین قاسملو نفر نشسته سمت چپ ) هم جزو کسانی بود که بی ادعا و خالصانه تو جمع حضور داشت و تو مسابقاتی که برای بچه ها طرح می کردیم با جایزه های ریالی که می داد همه رو تشویق می کرد برای حضور موثرتر و چه قدر جایزه بود که بعد از پاسخ های درست به حساب بانکی بچه قرار شد واریز بشه. عمو فرزین دمت گرم ...


 
comment نظرات ()
 
اصل پیتر ...
ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٤
 

اصل پیتر ادعایی جالب دارد، این اصل می گوید که در سازمان ها کارکنان به علت نشان دادن شایستگی در یک شغل، به شغل بالاتر ارتقا پیدا می کنند و این روند تا زمانی ادامه می یابد که به حد بی کفایتی در یک شغل برسند؟!! و در همان جا باقی می مانند. به همین علت اغلب ما در سازمان ها با افرادی روبرو می شویم که شایستگی شغل خود را ندارند و این عارضه ای است که گریبان گیر بیشتر سازمان ها است.

 

لارنس پیتر

واضع این اصل پیتر است، نویسنده ای به نام لارنس پیتر، او به ذکر مواردی متعدد می پردازد که در آن ها کارمند در طول خدمت خود به مشاغل بالاتر گمارده شده و زمانی که به  حد بی کفایتی رسیده در همان شغل متوقف شده است.

بدین ترتیب پیتر معتقد است در سلسله مراتب سازمان ها همه کارکنان مشتاق هستند تا به حد بی کفایتی برسند و علم سلسله مراتب شناسی باید این ضایعه را مورد بررسی و تدقیق قرار دهد. امروزه همه سازمان ها از سلسله مراتب استفاده می کنند و باید در شناخت عوارض آن ها نیز هوشیار باشند اصل پیتر این آگاهی را به آنان ارزانی می کند.

 مثال:

شخصی معلم بسیار خوبی است او دانش آموزان خوبی تربیت می کند قبولی کلاس های کنکور او صد در صد است، رئیس آموزش و پرورش اورا احضار می کند و به او سمت معاونت آموزش حین خدمت را پیشنهاد می کند، او قبول کرده در این شغل نیز به خوبی انجام وظیفه می کند تا اینکه روزی رئیس آموزش پرورش می شود و در منطقه خود به شدت ضعیف ارائه خدمت می کند او در این پست به حد بی کفایتی خود رسیده و نمی تواند خلاقیت های مورد نیاز یک مدیر را داشته باشد. اینجاست که هم خود شخص دچار سرخوردگی شده هم سازمان آموزش پرورش در اجرای وظایف خود دچار مشکل می شود.


 
comment نظرات ()
 
روایت قدرت و مسوولیت ...
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٤
 


 
comment نظرات ()
 
دوسو توانی سازمانی چیست ...
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٤
 

تصور کنید برای انجام کارهایتان مجبور بودید از هر دو دستتان استفاده کنید؛ گاهی از دست چپ، گاهی از دست راست و گاهی هر دو دست همزمان. تصور کنید که همه افراد در سازمان شما با چنین چالشی مواجه بودند.
توانایی استفاده ماهرانه از هر دو دست «دوسوتوانی» (Ambidexterity) نامیده می شود.  این پدیده به‌طور فزاینده در شرکت‌هایی به‌کار می‏ رود که در آن ها تنش بین دو مدل کسب ‏وکار مختلف به‌عنوان «دوسوتوانی سازمانی» توصیف می‏ شود. این مفهوم اولین بار برای تناقض ‏های مدیریتی توسط رابرت دانکن در سال 1976 مورد استفاده واقع شد و از آن زمان وارد جریان‏ های مختلف تحقیقات شده است.

این تحقیقات نشان داده‏ اند که دوسوتوانی به عملکرد بهتر منجر می‏ شود، اما در عین حال تاکید می‏ کند که تنش بین دو قابلیت مجزا خود یک چالش کلیدی است.

اکتشاف و استخراج
قابل قبول‏ ترین تعریف در مورد دوسوتوانی توازن بین اکتشاف و استخراج است؛ یعنی سازمان‏ هایی که می ‏توانند قابلیت‏ های موجود خود را استخراج و هم زمان فرصت‏ های جدید را کشف کنند. جیمز مارچ به این موضوع به‌عنوان کشف احتمالات جدید و استخراج مسائل قطعی قدیمی اشاره می‏ کند.
استخراج موضوعاتی مانند انتخاب، پالایش، تولید، دسته ‏بندی و اجرا را دربرمی‏ گیرد. این در حالی است که اکتشاف دانش ‏آفرینی و تحلیل فرصت‏ های آینده را دربرمی ‏گیرد.
سازمان‏ هایی که اکتشاف را ترجیح می‏ دهند و استخراج را کنار می ‏گذارند، دچار هزینه‏ های آزمایش کردن می‏ شوند، بدون این که مزایای چندانی از آن به دست آورند. این شرکت‌ها سرشار از ایده‏ های ارائه نشده و قابلیت‏ های غیرمتمایز هستند. مثال خوب تاکید بیش از حد بر اکتشاف، شرکت اریکسون است؛ غول مخابراتی که پیشتاز توسعه ارتباط موبایل جهان در قرن گذشته بود. سازمان تحقیق و توسعه ( R&D ) این شرکت در اوج عملکرد خود 30 هزار نفر را در 100 مرکز تکنولوژی به‌کار گرفت. اما به‌رغم تمرکز شدید این شرکت بر اکتشاف، نتایج بسیار ضعیفی به دست آمد. اریکسون در نهایت حدود 60 هزار نفر را تعدیل کرد و بیشتر مراکز تکنولوژی خود را تعطیل کرد تا تمرکز خود را به استخراج برگرداند و بتواند کسب‏ وکار خود را دوباره به سودآوری سوق دهد.
در مقابل، سازمان‏ هایی که اکتشاف را کنار می‏ گذارند و درگیر استخراج می‏ شوند، احتمالا در دام توازن ثابت می‏ افتند، یعنی پیشرفتی نمی ‏کنند و فقط بازدهی دارند. ایجاد یک توازن مناسب بین اکتشاف و استخراج فاکتور اصلی در شکوفایی سیستم هر شرکت است.

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید...


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
جوانان، تنبل و بی‌مسوولیت نیستند ...
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٤
 

آن ها می‌توانند بهترین نیروهای ما باشند...

هرچند خیلی از مدیران کسب‌ وکار شعار جوان‌گرایی سر می‌دهند، اما در عمل شاهد هستیم که این مدیران استفاده از جوانان را کاری پرریسک می‌دانند. تنبل، بی‌مسوولیت و نیازمند به تعریف و تمجید، صفت هایی هستند که به صورت کلیشه‌ای در مورد جوانان استفاده می‌شوند به همین دلیل بسیاری از رهبران کسب‌ وکار از این مساله می‌ترسند که کارمندان جوان نیازمند توجه زیادی هستند و درخواست هایی غیرمنطقی دارند.

اما اگر دقیق‌تر به مساله نگاه کنیم، می‌بینیم تصویری که از جوانان در ذهن مدیران نسل‌های قبل‌تر شکل گرفته، کمی غیرمنصفانه است. اگر جوانان را با نسل قبلی مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که به علت شرایط اقتصادی، امروزه جوانان بیشتر تمایل دارند که شغلشان را حفظ کنند و از این شاخه به آن شاخه نپرند. هم چنین از آن جا که نسل جدید به لحاظ دانش کیفیت بهتری نسبت به نسل‌های قبل‌تر از خود دارد و به لحاظ شخصیتی از جاه‌طلبی بیشتری برخوردار است، نسبت به کاری که انجام می‌دهد از تعهد بیشتری برخوردار است.

علاوه بر این، کمال‌طلبی از ویژگی‌هایی است که فرد در دوران جوانی بیش از هر مقطع دیگری از زندگی‌اش از آن برخوردار است و این کمال‌طلبی باعث می‌شود، بهترین عملکرد خود را ارائه دهد.

بنابراین اگر مدیر بداند کدام فرد را باید در کدام موقعیت قرار دهد، دیگری نیازی به نگرانی وجود نخواهد داشت. به جای این که جوانان را منبع دردسر بدانیم، باید آن ها را دارایی‌های ارزشمندی به حساب آوریم که اگر بتوانیم از ویژگی‌های منحصربه‌ فرد آن ها به درستی استفاده کنیم، باعث رشد سازمان خود و هم چنین پرورش مدیرانی بزرگ برای آینده خواهیم داشت. برای این کار توصیه‌های زیر را مورد توجه قرار دهید:

کار را معنادار کنید.

یکی از راه های خوب و نگه داری استعدادهای جوان، توجه به نیاز آن ها برای انجام دادن کار معنادار است. منظور از کار معنادار این است که در کنار سایر عوامل انگیزه‌بخش، به نیروی جوان‌مان نشان دهیم که کار او چه تأثیر مثبتی روی روند حرکت شرکت به سمت تحقق اهدافش می‌گذارد. در جلساتی که برگزار می‌کنید، از نیروهای جوان خود نیز دعوت کنید. با این کار، اولاً ثابت می‌کنید که برایشان اهمیت قائل هستید و هم چنین این کار باعث می‌شود که جوان هر چه بیشتر آینده‌ی کاری خود را به کسب‌ و کار شما گره بزند.

فرصت‌های پیشرفت حرفه‌ای برای جوانان فراهم کنید.

یکی از ایراداتی که به جوانان گرفته می‌شود، کم‌تجربه بودن آن هاست. این ویژگی نه تنها ایراد نیست، بلکه یک فرصت ارزشمند برای سازمان است. اگر با آموزش‌ها جوان را در مسیر درستی هدایت کنیم، مسلماً وفاداری او از نیروهایی که تجربه‌ی بیشتری دارند، به مراتب بیشتر خواهد بود. هم چنین اگر چشم‌انداز آینده‌ای روشن را برای جوان‌مان ترسیم کنیم، می‌توانیم از قابلیت‌های او به نحو احسن بهره‌مند شویم. البته یادمان باشد که این چشم‌انداز باید واقعی باشد نه واهی و خیالی.

شبکه‌ی قدرتمندی را گسترش دهید.

هر چه قدر هم که شما شرایط خوبی را در شرکت خود برای نیروهای جوان فراهم کنید، رفتن تعدادی از آن ها به شرکت‌های دیگر اجتناب‌ناپذیر است. یک رهبر هوشمند، باید رابطه‌ی خود را با این افراد حفظ کند تا از طریق آنان شبکه‌ای را گسترش دهد که موجب گردد استعدادهای دیگری توسط آنان  معرفی شود.

اگر حس مسوولیت‌پذیری را ایجاد کنیم آنان دیرتر از مدیران خود دفتر کار را ترک می‌کنند و زودتر از آن ها کار خود را شروع می‌کنند زیرا که می‌خواهند مسوولیتی را که به آن ها سپرده شده را به بهترین شکل ممکن انجام دهند.

منبع : اینترنت


 
comment نظرات ()
 
موفقیت ...
ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤
 

موفقیت، امتیاز ناگهانی نیست ...


 
comment نظرات ()
 
قول بده ...
ساعت ٤:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤
 

قبل از مواجه با شکست، شکست نخوریم...



 
comment نظرات ()
 
خلاقیت، یافتن رابطه هاست ...
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٤
 

گرافیک زیر که متعلق به هیوگ مک لئود است به شکل بسیار عالی رابطه بین دانش و تجربه را نشان می دهد. تجربه، دانش های مختلف شما را به هم متصل می کند واین گرافیک می تواند رابطه بین دانش و خلاقیت را نشان دهد.

خلاقیت متصل کردن چیزها است.

وقتی که شما از مردم خلاق می پرسید که چگونه کاری انجام می دهند، آن ها کمی احساس گناه می کنند، چرا که واقعا کاری انجام نمی دهند. آن ها فقط چیزها را می بینند و بعد از مدتی به نظرشان واضح می رسد و این سخن از لحاظ علم اعصاب درست است.

محققان دریافته اند هنگامی که نقاط مختلف مغز متصل می شوند، مغز عمل خلاقیت را انجام می دهد. هنگامی که یک ایده جدید متولد می شود، در اصل مغز تجربیاتش از مسائل گوناگون را به گونه ای در کنار هم قرار می دهد.

استیو جابز نقاط مابین صفحات تاچ اسکرین، کامپیوتر های شخصی، رابط کاربری و طراحی فوق العاده را به هم متصل کرد و همه این ها تبدیل شد به برخی از بهترین دستگاه های همراه داخل بازار.


 
comment نظرات ()
 
ترکیب ...
ساعت ٢:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٤
 

ترکیب، عمده مشکل اصلی ماست...


 
comment نظرات ()