body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

مشکلات مدیریت، در دنیای در حال تغییر
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٥
 

 

مشکلات مدیریت، دردنیای درحال تغییر

دکتر احمدیان استاد دانشگاه کلرادوی جنوبی

دنیای امروز دینای تغییرها، تهدیدها و فرصت ها است. در دنیای امروز پیشرفت تکنولوژی و اطلاعات به حدی است که عصر اطلاعات لقب گرفته است. حال در چنین وضعیتی که مدیران ما با تغییرات ثانیه ای در تمامی امور مواجه هستند، بایستی دارای توان و قدرت کافی برای مقابله با این همه تغییرات باشند.

اگر بخواهیم مدیریت کشور خودمان را مدنظر قراردهیم، متوجه می شویم در مدت چند سالی که از انقلاب اسلامی می گذرد، مدیران ما دست به گریبان مسایل و مشکلاتی بودند که توانسته اند از پس آن ها برآیند. مدیران ما با تمام مسایل و مشکلاتی که در پیش رور داشته اند موفق بوده اند.

به عنوان مثال: یک شرکت تولید کننده پوشاک هم اکنون در سطح اروپا و در این صنعت دارای مقام اول است. این شرکت با استفاده از بهترین تکنولوژی های روز به دانش فنی و مدیریت قوی توانسته است به مسائل و مشکلات فائق آمده و در جهان دارای مقام و منزلتی باشد.

وظیفه یک مدیر ارایه راه حل است اگر یک مدیر به جای دادن راه حل، مدام در حال غرزدن باشد و همه مسایل و مشکلات را از چشم دیگری ببیند، نمی تواند به خوبی سازمان خود را اداره کند و به هدف خویش برسد. اولین تئوری مدیریت این است که مدیر بایستی بسیار فکر کند و خلاق باشد. یک مدیر وقتی آمادگی اندیشیدن خلاق را درخود ایجاد کند، سریعتر برای مسایل و مشکلات راه حل پیدا می کند. چون با فکر خلاق قدرت ریسک پذیرش نیز بیشتر می شود. هر مدیر بایستی بداند که در کارش ریسک وجود دارد و طبیعتا هر ریسکی هزینه ای را به دنبال خواهد داشت. ما در شرکت های خودمان اگر هزینه یابی داشته باشیم بهتر می توانیم با مشکلاتی که در پیش رو داریم مواجه شده و آن ها را حل کنیم.

گاه مدیران ما فکر می کنند که فقط کشور ما با مسایل ارزی و تورم روبرو است، در صورتی که سایر کشورها در وضعیت بدتری نسبت به کشور ما به سر می برند. به عنوان مثال: به طور متوسط نرخ تورم درسال 1980 تا 1995 در کشورهای صنعیت 9/4 درصد و در کشورهای عقب افتاده (جهان سوم) 350 درصد بوده است. کشور برزیل در طی سال های 1980 تا 1990 دارای نرخ تورمی حدود 2000 درصد بوده است.

بنابراین مسایل مربوط به مشکلات ارزی و نرخ تورم تنها مختص کشور ما نیست و وظیفه یک مدیر آن است که تحت چنین شرایطی و با در اختیار داشتن منابع بتواند بر مسائل و مشکلاتش فائق آید. مدیران ما بایستی این احساس را بکنند که می توانند کار و وظایف خودشان را البته در بعضی از موارد تفویض کنند. زیرا وظیفه یک مدیر انجام دادن تمام کارها نیست بلکه بایستی به کارهای کلیدی بپردازد نه آن که هر کاری را خود انجام دهد.

مدیر بایستی بسیار فکر کند و آمادگی اندیشیدن خلاق را در خود ایجاد کند. چون با این گونه تفکر می توان با مشکلات و مسایل رودرو شد.

برخی از ویژگی های جهان امروز :

1- جهان امروز، جهان رقابت است و یک مدیر بایستی توانایی مقابله با این رقابت را در خود داشته باشد.

2- مدیر صنعتی بایستی یک بینش و تفکر صنعتی داشته باشد. اگر یک مدیر فاقد چنین تفکر و نگرشی باشد، متاسفانه شاید نتواند در کارخود موفق شود.

3- یک مدیر باید با توجه به تغییر و تحول در جهان امروز این توانایی را داشته باشد که از آن ها در جهت رسیدن به هدفش استفاده کند.

4- مدیر یک سازمان بایستی آموزش افراد را به عنوان یک اصل برای خودش مدنظر بگیرد. چون سازمانی که به آموزش اهمیت دهد سازمانی پویا است و سریعتر می تواند با مسایلی که در دنیا رخ می دهد مواجه شود و پاسخ گوی آن باشد. یک مدیر باید بداند که افراد متخصص و ماهر دارای ارزش و منزلت بالایی هستند و بایستی برایشان هزینه کرد. به عنوان مثال: شرکت مایکروسافت از بهترین متخصصان در زمینه کاری خود استفاده می کند و برای آن ها هزینه های گزافی  را نیز می پردازد بنابراین ارزش دادن یک مدیر به توانایی های افراد از اهمیت خاصی برخوردار است.

5- یک مدیر در محیط کاری خود بایستی سازماندهی مجدد را انجام دهد و جایگاه افراد را مشخص کند.

6- و در نهایت آن که یک مدیر خوب بایستی بتواند از حداقل منابعی که دراختیار دارد حداکثر استفاده را بکند. سعی کند نسبت به دانش و مسایل روز آگاهی داشته و در سازمان از تکنولوژی های جدید استفاده کند.

ایراد گرفتن و غرزدن نسبت به مسایل و مشکلاتی که وجود دارد راه درمان نیست. بلکه یک مدیر بایستی بتواند به کارکنانش امید و آرزو را القاء کرده و برای آن ها یک هدف را ایجاد کند. یک سازمان موفق سازمانی است که در آن همه چیز رو به تکامل و رو به پیشرفت باشد و در آن جریان آمار اطلاعات همیشه به روز باشد. یک مدیر بایستی توانایی نگریستن به آینده را داشته باشد و بتواند مثبت فکر کرده و مثبت عمل کند.

از نظر من هم اکنون با وجود چنین شرایطی مدیرانی موفق هستند که دارای هدف هستند و مثبت می اندیشند. این چنین مدیران فقط به فکر سودآوری نیستند، بلکه سودآوری را به عنوان یکی از اجزای کار می بینند و سعی می کنند در محیط کاریشان به افراد بها داده و باعث شکوفایی شان شوند

سازمانی که به آموزش اهمیت دهد، یک سازمان پویا به شمار می رود و سریع تر می تواند با مسایلی که در دنیا رخ می دهد مواجه شود و برای آن راه حل پیدا کند.


 
comment نظرات ()