body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

خلاصه از کتاب مدیران کهنه کار
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٥
 

یا تدبیرهای نو بیاموز یا بساط‌ات را بر چین.

نگاه کلی

کتاب حاضر نوشته وارن بِینس، استاد صاحب‌نظر و مشهور در زمینه رهبری است که تجربیات چهل ساله خود را در اختیار خوانندگان گذاشته است. نویسنده کتاب، استاد ممتاز رشته مدیریت بازرگانی و اولین رییس هیات مدیره مؤسسه رهبری در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است. وی در دانشکده مدیریت اسلون، دردانشگاه هاروارد، دانشگاه بوستون تدریس کرده و قائم مقام اجرایی دانشگاه دولتی نیویورک در بوفالو و رییس دانشگاه سین سیناتی بوده است. بنیس در شهرسانتامونیکای ایالت کالیفرنیا زندگی می‌کند.

نویسندة کتاب، نمونه زنده رهبران نمونه است، سالمندی مجرب و کاردان که با میل خویش و یاری بخت،‌ بسیاری از تدبیرهای نو را آموخته است. او معتقد است که حتی در دوره سالمندی، انسان از ایده‌های نو فارغ نیست،‌ بازنشستگی معنا ندارد.

بنیس علاوه بر این که یکی از مدیران نسل جنگ جهانی دوم است،‌ شخصا بسیاری از رهبران هم عصر خود را می‌شناسد. او تنها با یک نسل پیوند ندارد،‌ بلکه سه نسل را در کتاب حاضر پیوند می‌دهد.

کتاب "مدیران کهنه کار، ‌زمانه‌ای نو" علاوه بر دارا بودن چند مقدمه، در سه بخش کلی، مجموعا بیست و شش تدبیر مختلف را به خواننده معرفی می‌کند. به عبارتی به اعتقاد نویسنده،‌ درخواست‌های انسان‌ها را از رهبر می‌توان در سه بخش کتاب به این شرح نشان داد:

بخش اول: احساس مقصد نهایی و معنا

وظیفه رهبران نشان دادن مقصد نهایی است. با نشان دادن این مقصد، مناسبات انسانی اصیل فرصت شکوفایی پیدا می‌کنند،‌ خوش‌بینی رواج می‌یابد، حس اعتماد به‌نفس پیدا می‌شود و خلاصه افراد ‌آینده را خوش می‌بینند.

بخش دوم: احساس تعلق، ‌عضویت در جامعه، تیم یا گروه

انسان‌ها تنهایی را دوست ندارند،‌ بلکه می‌خواهند دیگران برای آن ها ارزش قائل شوند و فکر کنند که عضو گروه مهم یا تیمی پویا هستند.

بخش سوم: احساس قدرت، سهم داشتن، پیوند و اتحاد

رهبران باید امکان مشارکت و سهم داشتن را برای دیگران فراهم سازند و مطمئن شوند، وحدت افراد با یک دیگر نیرو افزاست. با خواندن و آموختن تدبیرهای نو در دادوستدهای جدید، راه‌های ناشناخته پیدا خواهد شد.

پیش گفتار نویسنده :

در دنیای پیچیده امروزه انسان‌ها به خصوص مدیران ارشد و اجرایی باید یاد بگیرند که چطور به جای تکیه انحصاری به تک‌تیراندازان و تک روها، در گروه‌های ممتاز و ائتلاف‌های خلاق کار کنند.برای بسیاری از رهبران، حقیقت مطلب این است که:

یا تدبیرهای نو بیاموز یا بساط‌ات را بر چین.

وقتی که رهبران درجا می‌زنند، ‌اغلب به خودکامگی و خودخواهی دچار می‌شوند. آن ها ضمن احساس پوچی و سرخوردگی دنبال "رهبر راستین" می‌گردند.

نویسنده معتقد است که بیشتر ما نخستین درس‌های رهبری را چه خوب و چه بد، در دوران کودکی می‌آموزیم. او که طی بیست سال گذشته بیشتر وقت خود را صرف تماس نزدیک با رهبران کرده است می‌گوید: بسیاری از مدیران با تجربه، ظرفیت شگفت‌آوری در بازپروری خود دارند، مهارت‌های نو می‌آموزند و در تدبیرهای نو استاد می‌شوند.

بیشتر سازمان‌ها برای سنجش ظرفیت مدیریت افراد از نوعی سنجه (ابزار سنجش) استفاده می‌کنند. گاه این سنجه از نوع نرم، نانوشته و بسیار ذهنی و حتی به شدت سیاسی است. سنجه‌های سخت یا ملموس در تعیین این که آیا افراد می‌توانند بالا بروند یا درجا خواهند زد یا به کلی از میدان خارج می‌شوند، شامل این 7 مورد است:

1-    شایستگی‌های فنی.

2-    مهارت‌های فردی.

3-    مهارت‌های تجسمی.

4-    توانایی پی گیری و ثبت نتایج.

5-    داشتن شم و ذائقه شناسایی افراد.

6-    قدرت قضاوت.

7-    منش (شخص به راستی چه جور موجودی است؟).

نویسنده این نوع سنجه‌ها را ضریب تندرستی می‌داند.

بخش 1ـ تدبیرهای نو در دنیای جدید کسب‌وکار

کسب ‌و کار جدید مبتنی است برچشم انداز آینده، معنی و مقصد نهایی و اعتماد. به تدبیرهای این بخش اغلب عنوان "بعد نرم" مدیریت را داده‌اند، اما بنابر تجربه نویسنده، رهبران درست‌کرداری که این تدبیرها را به کار می‌بندند، همه صفتی دارند جز نرمی. ممکن است خوش قلب باشند، اما در پی گیری آرمان‌های خود بسیار مصمم و یک دنده‌اند.

تدبیر اول ـ به ندای درون خود گوش دهید

رهبران بسیاری را دیده‌ام که به هیچ‌ وجه نمی‌توان آنان را با جاذبه نامید. اما رفتار آن ها به‌گونه‌ای بوده است که توانسته‌اند به مقدار زیاد در همکاران خود حس اعتماد برانگیزند و به سبب داشتن همین توانایی در کشاندن افراد به سوی خویش، توانسته‌اند اصول و آرمان‌های خود را پیش ببرند. این ها زنان و مردانی هستند که با قلب خود کار می‌کنند و فقط به مغز خویش متکی نیستند. این گروه از رهبران با تصویرپردازی، نماد آفرینی،‌ انگ و نشانه و افکندن طرحی نو دمسازند.

نویسنده ضمن ابراز حیرت از این که چرا برخی مدیران ارشد، خود را نامبروان می‌دانند، خواستار برنامه‌ای برای تربیت جانشین از سوی آن هاست.

بنیس با این اندیشه که با فکر بازنشستگی مخالف است معتقد است که می‌توان از کهنه مدیران با شیوه‌هایی بهتر و نوتر بهره برد. او اعتقاد دارد که انسان‌ها باید هر 5 تا 7 سال یک بار کارشان را عوض کنند. زیرا این دگرگونی سبب می‌شود که انسان همواره تدبیرهای نوتر و حتی پیشه‌های جدیدتر را بیاموزد. نویسنده بر چهار شایستگی در رهبران تأکید دارد:

 1- توجه به چشم‌انداز آینده، یعنی ایجاد پلی بین کارکنان و آینده.

2- معنابخشی به چشم‌انداز آینده به کمک ارتباط.

3- اعتماد آفرینی، یعنی فراهم ساختن اسباب روان شدن کار سازمان.

4- جستجو برای خودآگاهی و عزت نفس.همین شایستگی‌ها باید در پیروان نیز باشد.

 از دیدگاه نویسنده کتاب، ‌رهبری یعنی منش، منش‌ها نیز با هم تفاوت‌های ظریف دارند. در هنگام کار با مدیران باید براهمیت منش (اصول اخلاقی) پافشاری کرد.

 

رهبری سه پایه دارد:

- بلندپروازی یا نیروی دانش.

- شایستگی یا مهارت.

- صداقت یا بافت اخلاقی.

نیاز به "مدیریت ارزش مدار" نیازی تازه نیست. رهبران باید جهت‌یاب اخلاقی داشته باشند و آرمان را با ارزش‌ها پیوند دهند. معنای رهبری چیزی فراتر از افزودن برثروت سهامداران است.

موقعیت آفرینی

وقتی کسی فرمانبر ندای درونی خود باشد، فقط به موقعیت‌ها واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه موقعیت‌آفرینی می‌کند. رهبران بزرگ موقعیت‌آفرین‌اند. اگر انسان بهترین آرمان را داشته باشد، ولی از ایجاد اعتماد ناتوان باشد، ‌آن آرمان بیهوده است. البته منظور فقط اعتماد خشک و خالی نیست، منظور متصل شدن و پیوند یافتن با قلب و جان انسان‌هاست. امروز هم مثل همیشه چالشِ اعتمادآفرینی و نگه داشت آن وجود دارد. اگر رهبران اعتمادآفرین نباشند، آن‌گاه مشارکت و توان‌افزایی به میراث شوم کابوس شهر هرت بدل خواهد شد.

تدبیر دوم ـ کار را با نشان دادن مقصد نهایی آغاز کنید

انسان‌ها نیازمند هدف‌های بامعنا هستند. هدف از زندگانی معین است. اگر هدف نهایی یا مشترک باشد به همه چیز خواهیم رسید. اگر برای رسیدن به هدف نهایی، هم سویی و هماهنگی نباشد، ‌سازمان به دردسر می‌افتد،‌ زیرا نقطه مقابل هدفمندی، سرگردانی است. هدف نهایی باید با معنا و پرطنین باشد.

همواره مدافع سرسخت ارزش‌های اخلاقی باشید. داشتن هدف نهایی و دیدگاه درست و محکم، چرخ امور سازمان را می‌چرخاند. هدف، واژه کوتاهی است که سه بعد عمده دارد:

  شور و دلبستگی-  چشم انداز و معنا.

 هیچ بزرگی از صفت شور و دلبستگی تهی نیست. وقتی به حرف‌های بسیاری از رهبران گوش فرامی‌دهیم، شور و دلبستگی آن ها را حس می‌کنیم.

مایکل ایسنر (M. Eisner) می‌گوید:

 «ما باید آغوش خود را به روی هر ایده جدید، از هر منبعی که باشد، بگشاییم و محیطی ایجاد کنیم که افراد از خطا کردن نترسند و گرنه هرگز ایده‌های درخشان به سوی ما نمی‌آیند.»

حال اگر چشم‌انداز داشته باشید صاحب بینش، شناخت و دوراندیشی می‌شوید. به زبان دیگر، گذشته، حال و آینده را درک می‌کنید. اگر بتوانیم از روند امور به سرعت آگاه شویم و این روند را به بهترین وجه تفسیر کنیم و بفهمیم که دنیا اکنون در چه وضعی قرار دارد، آن‌گاه در میدان رقابت کامیاب خواهیم شد.

 

به گفته گوئیزتا (Goizueta)، رییس پیشین کوکاکولا:

«اگر کمان کنید که می‌توانید در ده سال آینده، ‌شرکت خود را طوری اداره کنید که در ده سال گذشته کرده‌اید، ‌عقل و باور درستی ندارید. برای توفیق در دهه آینده باید وضع موجود را درهم بریزید.» برهمین اساس اگر فهرست ده ساله 500 شرکت برتر مجله فورچون را بررسی کنید، متوجه می‌شوید به طور میانگین 40 درصد شرکت‌ها نتوانسته‌اند موقعیت سابق خود را حفظ کنند.

در مورد معنا می‌توان به این گفته رابرت هس (R. Haas) مدیرعامل نمونه لٍوی اشتراس (Levi Strauss) اشاره کرد:

آشکارترین تفاوت بنگاه آینده با همتای کنونی آن در فرآورده‌هایی که می‌سازند یا در تجهیزاتی که به کار می‌برند نیست. تفاوت آن ها در این است که کدام یک از آن ها کار می‌کند،‌ چرا کار می‌کند و کار برای آن چه معنای دارد.

به اعتقاد نویسنده، معنا یعنی اطلاعاتی که وقف هدف نهایی می‌شود. مایکل ایسنر می‌گوید:

معنا وقتی حاصل می‌شود و انسان وقتی به بهترین شکل کوشش می‌کند که از پذیرش مخاطرات نترسد، از تحمل انتقاد نهراسد و از شرمندگی و حتی از شکست هم بیم نداشته باشد.

تدبیر سوم ـ در رهبری از صدا و تصویر مدد بگیرید

تفاوت رهبری به کمک صدا و تصویر با رهبری از موضع منصب و قدرت چیست؟ نکته اصلی در رهبری زبانی، ‌اعتماد است. اعتماد علاوه بر این که سبب جلب حمایت کارکنان می‌شود، آن ها را پشت سر رهبر نگاه می‌دارد. رهبری زبانی شرط لازم برای رهبری در هر موقعیت است.

مدیران کهنه‌کار
نویسنده : وارن بِنیس
مترجم: مهندس فضل‌الله امینی
ناشر: نشر فرا
 


 
comment نظرات ()