body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

مرد بارانی
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٥
 

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت.

خانه ای را دید که داشت می سوخت و مردی وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود.

مسافر فریاد زد : خانه ات آتش گرفته است!

مرد جواب داد : میدانم.

مسافر گفت: پس چرا بیرون نمی آیی؟

مرد گفت: آخه بیرون باران می آید. مادرم همیشه می گفت اگر زیرباران بروی سینه پهلو می کنی.

فرزانه ای در مورد این داستان می گوید:

خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند .

 


 
comment نظرات ()