body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

رهبری عاطفی
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ آذر ۱۳۸٥
 

رهبری عاطفی

رهبران، خواه ناخواه باید مراقب خلق و خوی و دل و دماغ سازمان خود باشند. آن ها خودآگاه و هم دل هستند و ضمن آگاه بودن از عواطف خود و تسلط برآن ها احساس دیگران را نیز درک می کنند و روی هم رفته وضع عاطفی سازمان خود را می فهمند و می سنجند.

خاستگاه هوش عاطفی کجاست ؟

رهبران چه طور از این هوش استفاده می کنند؟

بر اساس ادبیات مدیریت، هوش عاطفی دو سرچشمه دارد :

1- ذاتی

2- اکتسابی ( پرورشی )

به این ترتیب هوش عاطفی تا حدی برخاسته از استعداد ارثی، تا حدی حاصل تجربه عمر و تا حدی ناشی از آموزش های گذشته است. میزان هوش عاطفی در رهبران یکسان نیست و شدت و ضعف دارد. به کار گیری آن نیز به مهارت و هنر مدیران بستگی دارد. اگر هوش عاطفی، ساده لوحانه یا بدخواهانه به کار رود ، مدیران را فلج می کند و سبب سوء استفاده آن ها می شود.

از چند رهبر و پژوهشگر در باره ماهیت و مدیریت هوش عاطفی سوال شده و آنان نظرات خود را در این خصوص مطرح نموده اند که در ذیل به برخی  از آنان اشاره  می شود.

 

میاسای ز آموختن یک زمان

دانیل گولمن : محقق و پژوهشگر دانشگاه راتگرز

 بدون داشتن هوش عاطفی زیاد هم می توان در رهبری موفق شد به شرطی که خیلی خوش شانس باشیم و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در خدمت ما باشند. مثلا بازار در دوران رونق باشد، رقبا گیج و دست و پا چلفتی باشند و کله گنده ها نادان و بی عرضه.

اما خوشبختانه در هر سنی می توان هوش عاطفی را فرا گرفت و آن را تقویت کرد. عدد و رقم نشان می دهد که هوش عاطفی انسان با افزایش عمر بیشتر می شود. اما آن دسته از شایستگی های خاص رهبری که که مبتنی بر هوش عاطفی هستند، لزوما حاصل تجربه عمر و زندگی نیستند.

 

ببین سر و دست و چشم و ابرو چه می گویند؟

کولین بارت : رییس هیات مدیره  شرکت هواپیمایی ساوت وست

 من به آن دسته از همکاران خونسردم تکیه می کنم که چشمک زنان به من هشدار می دهند:  "کمی آرامتر".

 من همیشه حس کرده ام که شم و غریزه نیرومندی دارم و می توانم افراد را به خوبی بشناسم. من به قدرت درک و شناختی که دارم تکیه می کنم. حال و هوای حاکم برانواع گروه های کاری خودمان را تشخیص می دهم و توقعات کارکنان را درک می کنم. به نظر من، بیشتر انسان ها از هنگام تولد دارای استعداد این نوع آگاهی عاطفی هستند. اما ضمنا معتقدم می توان با تجربه و یادگیری این آگاهی را افزایش داد. به نظر خودم، من هم در گذر سال ها تجربه از این بابت بهره مند شده ام، زیرا به هر چیزی توجه می کنم و دائما مراقب حرکات و سکنات اطرفیان هستم. من به زبان ایما و اشاره آدم ها و شیوه تعامل آن ها توجه دارم.

 

بو بکش و دنبال رد برو

رابرت گوفی: استاد رفتار سازمانی در مدرسه بازرگانی لندن.

رهبران کارامد تا حدی به هوش عاطفی نیازمندند. اما عجیبا رهبرانی پیدا می شوند که به رغم محدودیت هوش عاطفی می توانند گروهی را به حرکت در آورند. عیب آن ها این است که نمی توانند موفقیت خود را به سازمانی دیگر منتقل کنند. آن ها بخت آن را داشته اند در موقعیتی قرار گیرند که شور و شوق آن ها با شور و شوق آن سازمان یکی شود. اما چه بسا نتوانند این وضع را در سازمانی دیگر تکرار کنند. رهبران راستین، برخلاف رهبران اتفاقی، نمی توانند در شرایط گوناگون، گروه های مختلف را به هم مرتبط کنند.

رهبران اتفاقی تا حدی قادر به یادگیری هوش عاطفی هستند. یکی از اجزای هوش عاطفی " درک موقعیت " است. درک موقعیت یعنی بو بردن از نشانه ها و علائم یک محیط و درک جزئیات بدون این که کسی به ما توضیح دهد.

 

به ندای درون گوش کن

ویلیام جرج : مدیر عامل و رییس هیات مدیره اسبق مدترونیک

مقدمه رهبری اصیل، خودآگاهی با شناخت واقعی خویشتن است. خودآگاهی، صفتی مادرزاد نیست، بلکه ظرفیتی است که انسان در گذر عمر به آن دست می یابد. خودآگاهی یعنی شناخت فزونی ها و کاستی ها، شناخت هدف و مقصد زندگی، ارزش ها و انگیزه ها. خودآگاهی چگونگی و چرائی واکنش خاص ما به هر وضعیت را شرح می دهد.

هیچ مادری رهبر نزاده است. رهبری از هر نوع که بخواهیم، مستلزم آموزش آگاهانه است. سال ها باید تلاش کرد و از موقعیت های دشوار و شکست ها و سرخوردگی ها درس گرفت تا به جائی رسید. اما بسیاری از رهبران آینده در تقلای پیشرفت،  می خواهند این مرحله مهم آموزشی یا پرورشی را میانبر روند. شماری از آنان با سماجت و تجاسر به ریاست شرکت ها می رسند. اما خطر از زمانی شروع می شود که آن ها برکرسی رهبری جلوس کنند. آن ها آماده ویران کردن بنای موجود هستند، زیرا نتوانسته اند گوهر وجود خویشتن را با سخت کوشی و ریاضت تزکیه کنند.

 

قدرت طلب مباش  

رونالد هایفتز : از پایه گذاران مرکز رهبری دانشگاه هاروارد

داشتن هوش عاطفی برای رهبری لازم است، ولی کافی نیست. خیلی از مردم کم و بیش هوش عاطفی دارند و می توانند ضمن همدلی با پیروان، آن ها را برانگیزند. حتی چندتایی می توانند اقتداری عظیم از نوع کاریزماتیک برای خود دست و پا کنند، اما به نظر من اگر هوش عاطفی منحصرا در خدمت کسب اقتدار رسمی یا غیر رسمی درآید، به این نوع رهبری اصلا نمی توان عنوان رهبری داد. این عده از هوش عاطفی برای قبضه کردن خواست های مردم و ارضا جاه طلبی خویش سوء استفاده می کنند.

منبع : مجله گزیده مدیریت – شماره 36 – اردیبهشت 1383 
 ناشر : سازمان فرهنگی فرا 


 
comment نظرات ()