body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

راه برترين مديران جهان 2
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٥
 

راه برترين مديران جهان 2

 مديران بزرگ چگونه هوشمندي را تعريف مي كنند؟ 

چرا هر نقشي كه بايد به شايستگي اجرا شود، نياز به هوشمندي دارد ؟

بسياري از ما، هوشمندي را چيزي كمياب و ستودني مي دانيم كه تنها در انسان هاي ويژه و دور از دسـترس، جا گرفتـه است. هوشـمندان جدا از ديـگران هستند.

آنان هوشمند هستند ” نه ما “

مديران برجسته، با اين تعريف از هوشمـندي همراه نيستند، تعريفي كه بسيار محدود و ويژه است. آنان هوشـمندي را چنيـن تعريـف مي كننـد:

” الگويي تكرارشدني از انديشه، احساس يا رفتار كه مي توان آن را بهره ورانه به كار بست “.

 در اين جا تأكيد بر واژه ” تكرار شـدني “ مي باشد. از ديد آنـان، هوشــمندي،  رفتاري است كه از دارندگان آن اغلب سر مي زند. مي گوينـد كه،  شما يك صافي در مغز داريد كه  آن چه را كه  در جهان با آن روبرو مي شـود، سـرند مي كند و شما را وادار مي سازد تا به پاره اي از انگيزه آفرين ها بيشتر توجه نماييد، در حالي كه ديگران، ناديده از آن ها مي گذرند. توان ويژه شما در بياد آوردن  نام ها، افزون بر چهره ها، نشان از هوشمندي دارد. شماره گذاري قفسه چيزها، و رنگ هاي جداگانه زدن به گنجه پوشاك، از هوشمندي است. علاقه مندي به حل جدول واژه هاي متقاطع، از خطرپذيري دلشاد شدن، و ناشكيبايي، همه نشان از هوشمندي فرد دارند. هر الگوي رفتاري تكرار شدني كه بتوان آن را بهره برانه به كار گرفت، هوشمندي است.  كليد كاركرد عالي، يافتن هماهنگي و هم خـوانـي ميــان هـوشمنــدي و نقش شمـا مـي باشــد. 

اين چنين تعريفي از هوشمندي، در دست مديران برجسته، موجب يك كشف مهم شده است :

هر نقشي كه به شايستگي ايفا شود، به هوشمندي نياز دارد، زيرا هر نقش درست انجام شده، نيازمند الگوهايي ويژه و تكرار شدني از انديشه، احساس، يا رفتار مي باشد. بدين گونه، پرستاران برجسته، هوشمندند. همچنينند رانندگان خوب كاميون، آموزگاران بزرگ، خانه داران برجسته و ميهمانداران شايسته هواپيماهاي مسافربري.

 مديران بزرگ مي دانند كه انجام كار برجسته بدون هوشمندي شدني نيست. برجستگي و كار عالي، خواه شناخته و تقدير شده باشد يا نباشد.

به انسان ها فرصت دهيد تا بيشتر خودشان باشند

مديران بزرگ چگونه توانمندي هاي نهفته هر فرد را آزاد مي كنند ؟

مديران برجسته چنين پند مي دهند:

بر توانمـندي هاي افراد تكيـه و تـمركز نماييد و كاستـي هاي آنان را مديريـت كنيد. در برطرف نمـودن كاستي ها مكوشيد. مكوشيد تا هر هر فرد را به انسان كاملي تبديل نماييد. در عوض، هر چه مي توانـيد به انسـان ها كمك كنيـد تا هوشـمندي هاي خود را بهـتر بروز دهند. به هر فرد كمك كنيد تا هر چه بيشتر خودش باشد.

پشتيبان اين ره يافت انقلابي، يك بينش ساده است:

 افراد با هم متفاوتند. هر فرد، دسـته اي بي هـمتا از هوشمـندي ها، الگـويي بي هـمتا از رفتـارها و احساسات است و آرزوهايي ويژه دارد. الگوي هوشمـندي هاي هر فرد پايدار اسـت و در برابر دگرگوني مي ايستد.  بنابراين، هر فرد سرنوشتي ويژه خود دارد.

متأسفانه، اين بينش در بسياري از مديران رنگ باخته و گم شده است. تفاوت هاي انسان ها را به آساني  نمي پذيرند. خواهان سازماني يك دست هستند. مديران كمتر كارآمد، با اين گونه داستان ها كاركنان هوشمند را به شكست مي كشانند. با تكـيه بر بـخش هاي نامناسـب، هوشمـندي هاي راستـين آنان ر ا ناديده و ناشناخته رها مي سازند. دست آخر، انگشت سرزنش را هم به سوي آنان دراز مي كنند.

با توجه به اين همه دليل، مديران بزرگ و برجسته، به داستان هاي سنتي بها نمي دهند. آنان منكر كوشش و پايداري نيستند. كوشش در حوزه بيرون از هوشمندي فرد را بي ثمر مي دانند. اين گونه مديران،  كاستي هاي فرد را هم ناديده نمي گيـرند. هر كارمـند  داراي نقاطي است كه نيـاز به توجـه به كوشـش بيشتر دارد.

نكته بنيادين اين است كه، مدير خوب بيشترين كوشش و تلاش خود را در فعال نمودن و بهره برداري از هوشمندي هاي كارمند، صرف مي كند.

آنان چنين هستند : به باور آنان، سياست جداسـازي همه چيز است.

مــديران بزرگ” مـديريت برپايه استثـنا “را به كار مي بندند. بيـشـترين وقـت خود را بر روي بهترين افراد سرمايه گذاري مي نمايند.

 صعود كور و بي نفس

مسير پيشرفت سنتي چه عيب هايي دارد ؟

هر يك از كاركنان، به ناچار روزي از مدير خواهند پرسيد، ” گام بعدي در ترفيـع من به كجـاست ؟ “ كارمندان خواهان رشد هستند. مي خواهند كه درآمد و شأن بالاتر به دست آورند. يكنواختي فعاليت ها، وقت هاي آزاد، و استحقاق پذيرش مسووليت بيشتر هم در كارند. به هر دليلي كه باشد، كاركـنان خواهـان ترقي هستند و شما بايد به آنان ياري برسانيد.

پاسخ شما به اين گونه درخواست ها چيسـت ؟

 آيا بايد به ترفيـع درخواست كننـده كمك كنـيد؟

 آيا بايد او را به واحد ” منابع انـساني “رهنمون نماييد ؟

يا خواهيد گفت :

يك درخواست قشنگ به خودتان تقديم كند ؟

پاسخ درست چيست ؟

هيچ پاسخ درست يگانه اي نداريم. با رعايت شرايط، هر كــدام از اين پاسـخ ها مي تواند درسـت باشد. ولي در هر صورت،  راه درسـتي براي پرداختن به اين پرسش وجود دارد،  ياري كردن هر فرد در يافتن جايگـاه مناسب. به هر فرد كمك كنيد تا نقشي را شناسايي كند كه براي انـجام آن، هر چه بـهتر آماده است. به او كمك كنيد تا نقشي را بيابد كه، آميزه توانمندي هاي وي، مهارت ها، آگاهي ها و هوشمندي ها، با نياز ويژه و مشخص آن نقش هم خواني داشته باشد.

ممكن است براي يك فرد، اين به معناي ترفيع به نقش سرپرستي باشد. براي ديگري، اخراج از نقش كنوني پاسخ شايسته باشد. شايد براي نفر ديـگري، تشويق به گسترش و رشد در نقش كنوني را بتوان توضيح كرد. شايد براي نفر چهارم، برگشت به نقش پيشين، چاره سازتر است. مسووليت مدير اين اسـت كه وي را به نقشي آينده ساز و پيروزي آور بگمارد.

آوردن اين گونه مطالب بر روي كاغذ، آسان و روشن است، ولي همان گونه كه ممكن است بپنداريد، پياده كردن آن ها در دنياي واقعي، با چالش هاي سخـتي روبرو مي باشد. نخستين دشواري از آن جا سربرمي دارد كه خرد سنتي، پاسخ درست به ” گام بعدي در ترفيع من به كجاست ؟ “ را ” بالاتر “ مي داند .

خرد سنتي مي گويد، در هر حرفه اي بايد مسيري از پيش نهاده را پيمود :

با نقش فردي كوچكي آغاز مي كنيد. در آن انـدكي خبرگي به دست مي آوريد. و به نقش فردي كمي  گسترده تر و كمي برتر از نظر چگونگي انجام كار، ترفيع مي يابيد. گام بعدي رسيدن به سرپرستي دسـته اي اســت كه كار مي كـنند . سپس در سايه خوب كاركردن ، خوش شانسي ، و ارتباط هاي خوب ، به بالا و بالاتر مي رويد تا جـايي كه عملكرد فردي خود در گام نخــست را به سختـي به خاطر مي آوريد .

مديران برجسته مي دانند كه داستان سراپا نادرست است. از ديد آنان، علاقه مندي به كسب مهارت ها و تجربه هاي بازارپسند، نبايستي زير فشار نردبان پيشرفت در فرد به وجود آيد. آنان به انگيزه هاي ديگري بها مي دهند. مسير پيشرفت حرفه اي تازه اي در انديشه خود دارند.   

 منبع : گام نخست ،رهيدن از قانون هاي كهنه

نويسندگان : ماركوس باكينگهام ،كورت كافمن

مترجم : دكتر عبدالرضا رضايي نژاد

 ناشر : فرا

 

 

 


 
comment نظرات ()