body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

تجارب مشترك، انتقال اطلاعات ومستندسازي در مديريت قسمت اول
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ دی ۱۳۸٥
 

تجارب مشترك، انتقال اطلاعات ومستندسازي در مديريت



اشاره 

مديريت و رهبري از مقوله هايي است كه انديشمندان درمورد نقش كليدي و محوري آن در تحول بنگاه، سازمان و جامعه، با تاكيد فراوان سخن گفته اند. حساسيت و اهميت اين مساله، هنگامي بيشتر رخ مي نمايد كه ويژگي ها وشرايط تاريخي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه درحال گذار خودمان و درعين حال تحولات شتابان جهان امروز را نيز مد نظر داشته باشيم. اما مديريت در چنين شرايطي نيازمند شيوه ها، روش ها و ابزارهايي است كه مديران را در رسيدن به اهدافشان ياري كند. يكي از شيوه ها، بهره گيري از تجارب، اطلاعات و بينش هاي مشترك موجود ميان مديران بنگاه ها و سازمان هاست. اگر بپذيريم كه بخش اعظم دانش مديريت حاصل تجربه ها و اطلاعات مديران است، بي شك اثربخشي و كارايي اين مساله، بيشتر آشكار مي شود. اصولا مزيت سازمان ها و بنگاه هاي جديد دراين است كه براي ايجاد برهم افزايي "سينرژي "، بقا و ادامه حيات خود، تجارب و اطلاعات را مبادله كنند. از سوي ديگر در جهاني كه قرن بيست ويكم بدان گام نهاده است تفكر شبكه اي و در نتيجه تصميم گيري و تصميم سازي شبكه اي، جاي عملكردهاي فردي را گرفته است. چرا كه در شبكه روابط به هم پيچيده ميان بنگاه ها در سطح ملي و نيز بين شركت ها وكشورها در مقياس بين المللي، جز با تفكر و تصميم گيري شبكه اي كه همان استفاده از دانش، بينش و تجارب مشترك است، نمي توان راه به جايي برد.

علي رغم اهميت اين مساله و شرايط خاص جامعه در حال تحول ايران، متاسفانه انحصارگرايي، حبس اطلاعات، ضعف مستندسازي، نگاه سطحي به مديريت، نبود نهاد قدرتمند مديريتي، كم توجهي به مديريت حرفه اي و موارد بسيار ديگر هرگز به مديران اجازه نداده است كه با بهره گيري از شيوه هاي مزبور سريعتر به اهداف موردنظر درچارچوب توسعه ملي دسترسي يابند. درواقع وضعيت تجربه مديران و ارتقاي سطح علمي آن ها در طول سال هاي پس از انقلاب، نشانه آن است كه تعامل، اطلاع رساني و انتقال تجارب ميان مديران بنگاه ها و سازمان ها و رفتار مديريتي آن  ها از سطح قابل قبولي برخوردار نيست و اين مساله نيازمند بررسي و ريشه يابي عميقي است.

به همين منظور اين بار تدبير( ماهنامه سازمان مديريت صنعتي ) با دعوت از صاحب نظران و مديران به تحليل، علت يابي و كالبد شكافي موضوع پرداخته و اميدوار است نظرات ارائه شده در شناخت عميق تر بخشي از ادبيات مديريت كشور، مفيد و موثر واقع شود.


آنچه درپي مي آيد حاصل اين گفت و
گوي مديريتي است.

محمدي : اجازه مي خواهم بامقدمه اي فضاي اجتماعي سووالات مورد بحث در ميزگرد را حول محور انتقال اطلاعات و تجارب مشترك، ترسيم كنم. بخش اعظم دانش مديريت حاصل تجربه هاي  مديران است. بي شك كارآيي واثربخشي انتقال اطلاعات و تجربه هاي ويژه در يك نهاد يا بنگاه به مراتب بيشتر از دانش عام مديريت است. اما براي انجام اين مهم الزامات و سازوكارهايي بايد فراهم شوند كه دردوبعد محيط اجتماعي - سياسي و محيط بنگاه خلاصه مي شوند. به عبارت ديگر اين شرايط غالب اجتماعي و محيط سياسي مديريت است كه رفتارها را شكل مي دهد و دراين رابطه دو مقوله تغييرات شديد ارزش ها "در انقلاب " و دوره ثبات اجتماعي - سياسي را بايد در نظر داشت. آن چه را كه در متن ثبات "نسبي " شكل مي گيرد، اساسا در شرايط بحران نمي توان انتظار داشت ودر فضاي مديريتي اين يك عنصر اساسي است. اگر انقلاب را نقطه اوج تغييرات ساختاري در نظام مديريت يك جامعه تعريف كنيم كه خود ريشه در تغييرات بي پاسخ مانده گذشته دارد، بايد انتظار داشته باشيم كه تغييرات پس از انقلاب، به مراتب شديدتر وشتابان تر است. تجربه جامعه ما نيز از اين قانون مستثني نبوده است. 

در واقع سال هاي پس از انقلاب و جنگ تحميلي را سال هاي مديريت در شرايط بحران مي توان نامگذاري كرد كه خود يك تخصص مديريتي است، اما بيش از يك دهه از پايان جنگ مي گذرد و شرايط جديد، ضرورت دانش - تخصصي فراتر را كه همان مديريت حرفه اي است به تدريج مطرح كرده و بحث انتقال تجربيات و اطلاعات در اين متن معنا ومفهوم پيدا مي كند; تغيير در نگرش هايي چون صرف اعتماد در مقايسه با مديريت حرفه اي، مالكيت و مديريت خانوادگي در مقايسه با تخصص، انحصار در مقايسه با بازار رقابتي، محافظه كاري در مقايسه با تغييرات، محدوده بازارهاي داخلي در مقايسه با گستره جهاني، مديريت آمرانه در مقايسه با مشاركت ذينفعان و غيره ...

بااين مقدمه ضمن سپاسگزاري مجدد از حضور اساتيد و مديران عزيز در اين ميزگرد بايد عرض كنم كه موضوع افزايش تجربه مديران، ارتقاي سطح علمي و دانش مديريت ومديران در طول سال هاي پس از انقلاب نشانگر آن است كه تعامل، اطلاع رساني و انتقال تجارب ميان مديران بنگاه ها و سازمان ها در سطح قابل قبولي نيست. به عبارت ديگر رفتارمديران به گونه اي است كه امكان استفاده از تجارب مشترك و بينش هاي مشترك را دراختيار بقيه قرار نمي دهد و اين مساله تاثيرمنفي خود را در توان مديران بعدي و بهره وري و پويايي دانش مديريت بومي به جاي مي گذارد.

سوال نخست اين است كه علت و منشاء اين وضعيت و اين رفتارها را چگونه تحليل مي فرماييد؟

فرهنگي : فكر مي كنم بي مناسبت نباشد كه بحث را از يك منظر جامعه شناختي و تاريخي شروع كنيم كه بررسي شود نظام مديريت ما چه راهي را طي كرد و چه نكاتي نيز بر آن حاكم بوده است. در تداوم اين گستره تاريخي درنهايت به انقلاب اسلامي مي رسيم و پس از انقلاب، مديريت بيش از 20ساله را تجربه مي كنيم كه البته بيشتر بحث دراين مقطع صورت مي گيرد.

پایان قسمت اول


 
comment نظرات ()