body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

کسب و کار به شیوه ابر رهبران
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ دی ۱۳۸٥
 

جک ولش“ رهبرافسانه ای شرکت  جنرال الکتریک می باشد. این شرکت با 270,000 پرسنل از نظر ارزش در بازار طی دهه 1990 همواره در صدر شرکت های بزرگ جهانی قرار داشته است. جک ولش در نتیجه تصمیمات متهورانه خود، جنرال الکتریک را در سال 1998 به شرکتی با ارزش 250میلیارد دلار تبدیل کرد. او در نقش اداره کننده و پیش برنده این شرکت بزرگ با دوازده کسب و کار اصلی را نمی توان یک مدیر معمولی به حساب آورد. او بیشتر به یک ابر رهبر شبیه است.

 

وظیفه عمده این ابر رهبر که چنان شرکتی را هدایت می کند چیست ؟

او می گوید...

کار من قراردادن بهترین آدم ها در فرصت های بزرگ و تخصیص دلار در جاهای درست است. اندیشه ها را به آن ها منتقل می کنم، منابع را تامین می کنم و از سر راهشان کنار می روم.

درادامه به برخی از  ایده های این  ابر رهبر در کسب و کار  اشاره  می شود :

بیاموزید، بیاموزید، بازهم بیاموزید...

جک ولش می گوید...

امروزه باید بپذیریم که همواره کسی در جایی دیگرمی تواند اندیشه بهتری داشته باشد. آن انگاشت که می گوید راه جنرال الکتریک تنها راه یا بهترین راه است، از میان برداشته شده است. انگاشت کاربردی امروزاین است که، کسی در جایی دیگر، دارای اندیشه بهتری است. اجبار کاربردی ما نیز این است که آن کس را بیابیم، ازاو بیاموزیم و با شتاب، یافته تازه خود را به عمل در آوریم. کیفیت یک اندیشه در گرو جایگاه آن در سازمان نیست. اندیشه ناب می تواند ازهرمنبعی یافت شود. پس باید جهان را درپی اندیشه های ناب بگردیم. ما پیوسته خواهان برداشتن دیوارها هستیم. این کاررا با گفتگوی مداوم با دیگران می توان انجام داد. 

او دراین خصوص توصیه می کند که، پیوسته به آموختن ادامه دهید. خودبینی را کناربگذارید، مپندارید که همه چیز را می دانید. رمزنهایی مدیریت این است که دارندگان اندیشه های برتر را کشف کند و اندیشه هایشان را به کار ببندد. اومی گوید که همواره می توان از دیگران چیزی آموخت، حتی از رقیبان. او اعتقاد دارد هر اندیشه خوبی ارزش پیگیری و برگرفتن را دارد، مهم نیست از کجا آمده است ازخود شرکت یا از بیرون از شرکت.

به پیشواز دگرگونی بروید، از آن نهراسید  

جک، ترس ازدگرگونی را بی معنی می داند. او یاد آوری می کند که دگرگونی بخش بزرگی از طبیعت کسب و کار است. جنرال الکتریک پیوسته در تحول می باشد، پیوسته باز آفرینی می شود. شاید هدف شرکت، رشد بی پایان، پیوسته یکسان باقی بماند، ولی ابزارو روش ها همواره بهترمی شوند.

به مدیران توصیه می کرد، هر روز را همانند یک  تازه کارآغاز کنید. به هرتغییری که دربهسازی امور موثر است، تن در دهید. دستورکارخود را پیوسته بازنگری کنید. بدین گونه ازدام عادت های دیرین رها خواهید شد. به کارکنان خط مقدم کارخانه هم می گوید که خود تصمیم بگیرند. اگر مطلبی را درست می انگارند، ساکت ننشینند، دگرگونی را عملی نمایند، رییس را مجبور به پذیرش آن بنمایند.

  از مدیریت دست بردارید و به رهبری بپردازید

  • راه درست مدیریت یک شرکت بزرگ با صدها هزار نیروی کار مثل جنرال الکتریک کدام است ؟ 
  • چگونه می توان بهره وری نیروی کار را به بالاترین سطح رساند؟

جک ولش به این گونه پرسش ها بسیاراندیشید. دست آخربه این دیدگاه رسید : 

هرچه کمتر مدیریت کنی، شرکت بهتر کار خواهد کرد.“

 

هدف مدیریت نکردن نیست بلکه به معنای این است بیش اندازه در ریزه کاری ها غرق نشوید. او تصمیم گرفت از ابتدای ورود به شرکت، روش و الگوی کار مدیران را دگرگون سازد. تنها راه چاره رقابتی کردن شرکت در محیط  پیچیده و پررقابت کسب و کاررا تغییر روش مدیران می دید. اگر به اختیاراو بود هیچ کس را مدیر خطاب نمی کرد. به جای آن عنوان رهبررا بیشترمی پسندید. رهبران کسانی هستند که با الهام بخشی، راه بهتر انجام کارها را نشان می دهند. به اعتقاد او مدیران سر درگمی می آورند و رهبران الهام بخش می باشند.

 

واقعیت را بپذیرید و قاطعانه عمل کنید

جک ولش روبه رو شدن با واقعیت را ازمهمترین قانون های کسب و کار خود می داند. آنانی که توان پذیرش حقیقت را، چه در کار و چه در زندگی دارند معمولا پیروز هستند. حقیقت تلخ است و انکارآن اغلب آسان ترمی نماید. حقیقت می تواند باد غرور را از سربه در کند. ولی از دید جک ولش، واقعیت با همه ویژگی هایی که دارد، انجام کار را آسان می کند.

هنررهبری خلاصه می شود در : پذیرش واقعیتف تصمیم گیری و اقدام قاطع و پرشتاب برپایه واقعیت.

ولش می گوید :

 بسیاری از اشتباهات در کسب و کار ناشی از این است که نمی خواهیم واقعیت را بپذیریم و بر پایه آن عمل کنیم.

بخش بزرگی از فلسفه ولش در کسب و کار این است که می گوید، بهتر است تا واقعیت را از آن خود کنید، نه این که سررا به زیر برف نموده و آن را کتمان نمایید.

او در این خصوص توصیه می کند :

  • این واقعیت را بپذیرید که جهان هر چه بیشتر رو به رقابتی شدن دارد.
  • این واقعیت را بپذیرید که هیچ شغلی تضمین تمام عمر به همراه ندارد.
  • این واقعیت را بپذیرید که دیوان سالاری های گسترده در کسب و کار، کارایی ندارند.
  • این واقعیت را بپذیرید که کسب و کار به راستی ساده است.

 

به عددها چشم ندوزید

ولش می گوید: عددها نتیجه کارند نه دیدگاه ما و لذا من هیچ وقت از آمارها سخن نمی گویم  بلکه ازارزش ها سخن می گویم و برسه معیارپافشاری می کنم، خشنودی مشتریان، خشنودی کارکنان و نقدینگی. اگرجریان نقدینگی را درانتها قراردهیم، عامل های دیگربه خوبی کارخواهند کرد. از خشنودی مشتریان بهره ای خواهیم داشت وازخشنودی کارکنان بهره ای و لذا بهره وری افزایش می یابد. درآن صورت با رسیدن به درآمد و نقدینگی، اطمینان پیدا می کنیم که دیگرعامل ها نیز حاصل شده اند.

ولش در میان عددها و رقم ها زندگی نمی کند. در باتلاق آن ها غرق نمی شود. این کار رهبران نیست. آنان باید رهبری کنند.

 

گذشته ؟ ازآن هیچ نگوئید !

ولش به ندرت از گذشته سخن می گوید. کفت و گوی اوازحال وآینده است. گذشته را دیگر نمی توان دگرگون کرد، پس چرا در آن زندگی کنیم؟ این مرد فرداگرا بیشتر خوش دارد که از آینده بگوید.

 

  منبع : کتاب ” جک ولش، راه جنرال الکتریک “

نویسنده : رابرت اسلاتر

مترجم : عبدالرضا رضائی نژاد

ناشر: نشر فرا 


 
comment نظرات ()