body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

نشستی با معمار مالزی نوین ( بخش پایانی)
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٥
 


بخش پرسش ها و پاسخ ها

از شما متشکریم جناب آقای نخست وزیر، دراین بخش ازبرنامه سوالاتی ازطرف جمع مطرح می شود که خواهش می کنم درصورت امکان به آن ها پاسخ فرمایید. اجازه می خواهیم آقای دکتر نوری، مشاور سازمان مدیریت صنعتی را که مدت نسبتا طولانی نیز در مالزی بودند، خدمت جناب عالی و جمع معرفی نمایم. همان گونه که مستحضرید آقای منصوری نیز در سال 1990 در مسابقات حفظ و قرائت قرآن در مالزی نفر دوم شدند و در مسابقات قرآنی سال 1997 در تهران نفر اول شدند و حافظ کل قرآن می باشند و به این ترتیب افرادی که امروز در برنامه از طرف ایران حضور دارند به نحوی با مالزی در ارتباط  بوده اند. اولین سوال ازجانب آقای نعمت زاده ارائه شده است: 

  • علل مسایل اقتصادی اخیر آسیای جنوب شرقی چه بوده است؟
  • چه زمانی و چگونه اوضاع ترمیم خواهد شد؟
  • و نرخ رشد سالانه برای سال های 1998 – 1997 درمالزی چه خواهد بود ؟ 

مابقی مطلب را در ادامه بخوانید ...


 ماهاتیر محمد...

دلیل بروز بحران اخیر در آسیای جنوب شرقی همان گونه که می دانید به شمال این منطقه نیز سرایت کرده، به طور خیلی ساده درکاهش ارزش پول خلاصه می شود. همان طور که اشاره کردم وقتی که ارزش پول شما کاهش می یابد، شما درعمل فقیرترمی شوید. اگر به واسطه کاهش ارزش پول 40 درصد فقیرتر شده اید، چون قدرت خرید شما 40 درصد کاهش یافته است و بدین ترتیب کسب و کارها وشرکت ها ناچار می شوند از سرعت انجام کار و تولید بکاهند چون دیگر نمی توانند از بازار داخلی که قبلا برخوردار بودند، بهره ببرند.

دومین مورد این است که باکاهش ارزش پول، ظرفیت خرید کالاهای خارجی کاهش پیدا می کند. به عبارت دیگر باید حجم بالاتری از پول خود را خرج کنید تا کالاهای مورد نیازتان را خریداری نمایید. در برخی موارد ناچار به واردات موارد خوراکی هستید مثل شکر، آرد، گندم و گوشت و دیگر کالاهایی ازاین قبیل ... درموارد دیگر مجبور هستید کالاهای سرمایه ای برای صنعت خود خریداری کنید و چون با کاهش ارزش پول، قیمت این کالاها در محل بالا می رود دیگر توانایی خرید آن ها را نخواهید داشت.

می خواهم اندکی درمورد تجارت ارز توضیح دهم و بسیاری از افراد اشتباها فکر می کنند که تجارت ارز مشتمل به خرید و فروش پول است، امادرعمل اصلا اینطور نیست. ممکن است شما این موضوع را بدانید، اما در تجارت ارز، خود ارز به صورت فیزیکی جابجا نمی شود. تجارت برروی کامپیوترهای بانکی صورت می گیرد و هربار که ارز فروخته می شود، ارزش آن درصدی کاهش پیدا می کند. تداوم فروش به این نحو باعث می شود که ارزش پول کاهش پیدا کند و تنها زمانی افزایش می یابد که خریداری پیدا شود که از فروشنده ارزی را بخرد.

در مالزی دلالان ارز آن چه که OFFSHORE  MALAYSIAN نامیده می شود را قرض می گیرند و سپس به تجارت ما بین خود می پرداختند و هر بار که ارز را می فروختند ارزش رینگیت کاهش پیدا می کرد. برای افزایش ارزش پول ناچار بودیم با خرج دلار آمریکا مجددا رینگیت را خریداری کنم ولی از آنجا که سرمایه مامحدود به 20 میلیارد دلار است که اصطلاحا آن را بودجه رزروreserves  می نامیم، فقط تا سقف 20 میلیارد دلار می توانستیم رینگیت خریداری کنیم.

از جانب دیگر تجار ارز می توانند تا 20 برابر سرمایه اصلی خود در بانک هایشان، وام بگیرند و بدین طریق به قرض رینگیت و فروش مداوم آن ادامه دهند . مثلا اگر 1 میلیارد دلار سرمایه داشته باشند می تواند معادل 20 میلیارد دلار وام گرفته و رینگیت قرض کنند و آنرا بفروش برسانند و بدین ترتیب ارزش آن را کاهش دهند.

جمع سرمایه اصلی تجار بین المللی که درگیر این کار هستند 180 میلیارد  دلار است و اگر این رقم را به 20 برابر برسانید، کل توان مالی بالقوه اینان 6/3 تریلیون دلار می باشد. هیچ کشوری در دنیا و به ویژه یک  کشور درحال توسعه این حجم از پول را در اختیار ندارد که بتواند از ارز خود دفاع کند و به همین دلیل است که کشور ثروتمندی مثل کره که یازدهمین کشور از لحاظ توان تجارت جهانی است، توانست باتجار ارز مقابله کند.

کشورهایی که خواستند ازکاهش ارزش پول خود جلوگیری کنند، عملا نتوانستند و وقتی این تجار پول را درسطح بالاتری می فروشند، آن ها پول را فورا تحویل نمی دهند تا این که ارزش آن را به سطح پایین تری برسانند و دوباره آنرا بخرند و تحویل دهند، ما به التفاوت این دو سطح، سود این افراد را تشکیل می دهد که به میلیاردها دلار بالغ می شود بنابر این، این شرح اتفاقی است که برای ما، تایلند، کره و قبل از آن برای مکزیک، آرژانتین و آفریقای جنوبی، کرواسی، لهستان و جمهوری چک رخ داد. آن ها می توانند به هرکشوری که می خواهند رفته وارزش پول آن ها را به همین ترتیب کاهش دهند.

این ها با پوند انگلستان هم همین کار را کردند، اما در انگلستان سرمایه خزانه بالا بود و توانستند سریعا از کاهش ارزش پول جلوگیری کرده و این فرایند را متوقف سازند. اما اینان هنوز هم درمالزی به کار خود ادامه می دهند و ارزش رینگیت هنوز هم درحال سقوط است. وقتی ارزش پول می افتد، مردم کشور فقیر می شوند. 15 سال طول کشید که توانستیم درآمد سرانه درمالزی را از 3000 دلار به 5000 دلار افزایش دهیم. ما مجددا به مرز 3000 دلار افول کرده ایم و شاید 15 سال دیگر باید کار کنیم  امیدوارم که این طور نباشد ولی راه آسانی را درپیش نداریم، تنها راه بهبود اوضاع برای ما این است که این تجار بین المللی فشار بر کاهش ارزش رینگیت را متوقف کنند.

اگر این اتفاق بیفتد ممکن است که بتوانیم سطح درآمد سرانه را مجددا به 5000 دلار بازگردانم، اما این به لطف تجارت بستگی دارد و اینان اصولا انسان های مهربانی نیستند. درپاسخ به این سوال که چه اقداماتی به عمل آوردیم باید به اقدام دولت جهت برنامه ریزی مجدد بودجه و کاهش هزینه های دولت تا 18 درصد  اشاره نمایم. ما درآمد وزرا، مقامات دولتی را تا 10 درصد کاهش دادیم و این نرخ درمورد کارکنان ارشد دولت 3 درصد می باشد و به طورکلی به مردممان سخت گیری کرده ایم و دوران بسیار مشکلی را قبل از بهبود مجدد در پیش خواهیم داشت.

فکر نمی کنیم که مشکل درکوتاه مدت حل شود، اگر چه درمورد چشم انداز بلند مدت خوش بین هستیم. نرخ رشد سالانه ما امسال7 درصد خواهد بود. البته همه چیز به نیمه دوم سال بستگی پیدا می کند ولی درنیمه اول سال، نرخ رشد بالاتر از 8 درصد بوده است. بنابراین میانگین رشد سال 97، 7 درصد خواهد بود. درسال 97 میانگین رشد حدود 4 تا 5 درصد خواهد بود.

 آقای مرعشی : باتشکر از توضیحاتی که ارائه فرمودید. سوالی که هم اکنون ازجانب همکار ما طرح شده است نظر مشورتی جناب عالی را در خواست کرده و عنوان می دارد که :

ظرف 20 سال اخیر کلیه فعالیت های اقتصادی، منجمله واردات و صادرات کنترل شده بوده، سرمایه گذاری مطرح بوده است و تنها به زمینه های پولی ومالی تمرکز شده است. آیا به نظرشما این سیاست های کنترلی برای ایران ضرر داشته  است ؟

ماهاتیر محمد : زمانی بود که کشورها می توانستند خود را از سایر کشورهای جهان جدا کنند و اصطلاحا منزوی باشند و مثل یک جزیره با سایر دنیا کاری نداشته باشند. این نحوه تفکر به 1500 سال بیش یا 2000 سال پیش باز می گردد. اما با مرور زمان جهان کوچک ترشده است. حال چه بخواهیم چه نخواهیم باید در وهله اول در ارتباط با همسایگان خود باشیم و سپس این حیطه تماس مداوما رشد پیدا می کند. در واقع کل جهان به تعبیری همسایه ماست و وقتی فواصل تا این حد کم باشد، انزوا کار مشکلی است. ما باید با کشورها سروکار داشته باشیم و وقتی که سروکار پیدا می کنیم باید بتوانیم بپذیریم که بالاخره آن ها تا حدی بر ما تاثیر خواهند گذاشت. ما نمی توانیم همه چیز را خود تولید کنیم و ناچاریم اقلامی را از دیگران خریداری کنیم و همین طور بتوانیم به آن ها تولیدات خود را بفروشیم وتنها زمانی می توانیم کالاهایمان را بفروشیم که درست قیمت گذاری کنیم و بدین تـرتیب تعادل بین ما و سایرین افزایش پیدا می کند.

و در همین راستا می باید با طرف های تجاری خود مدارا کنیم و آن ها با ما مدارا کنند و در این میان انزوا مقدور نخواهد بود. ایران یک تولید کننده نفت است و تولیدات نفتی خود را به فروش می رساند و زمانی بود که ایران هر بشکه نفت خود را فقط 20 سنت به فروش می رساند و چیزی درمورد شرکت های نفتی، 7 خواهر و غیره نمی دانست. بعدها کشورهای نفتی به خود آمدند، دور هم جمع شدند و قیمت نفت را افزایش دادند.

اما در داخل کشور شما مسلما نمی خواهید به مردم خود نفت را با قیمت بالا بفروشید، بنابراین درداخل کشور قیمت نفت را پایین می آورید. دراین جا یک بحثی مطرح می شود چون دولت می تواند یارانه بدهد، اما با کاهش قیمت در بازار داخلی دیگران وارد صحنه می شوند و می خواهند کالای ارزان شما را به دست بیاورند و یا حتی آنرا قاچاق کنند. در مالزی قیمت نفت ازدیگر کشورهای همسایه ارزان تر است چون مالیات کمتری برای کالا بسته می شود و در نتیجه عده ای وارد بازار ما می شوند تا صرفا نفت قاچاق کنند.

و این برخی از مسایلی است که به دنبال کنترل بازار داخلی با آن مواجه می شویم. وقتی می خواهیم اقتصاد را به حرکت  اندازیم ناچار می شویم از دیگران دعوت کنیم وارد کشور ما بشوند و در چنین صورتی ناچار از تامین نظرات اینان هستیم تامین نظرات هم بدین معنی است که کنترل داخلی را ازدست می دهیم .

 در مالزی هم ما اقدامات کنترلی به عمل می آوریم و ادعا نمی کنیم که دولت هیچ دخالتی نمی کند. به طور مثال ما صنعت خودروسازی داریم اما بر تولیدات خود مالیات می بندیم البته باید اشاره کنم که وقتی درسال 1965 به ایران آمدم دیدم که قیمت اتومبیل بسیار بالاتر از قیمت ها درمالزی است چون در آن زمان میزان مالیات بندی در ایران بسیار بالا بود، بدین ترتیب ما از شما یاد گرفتیم و بر تولیداتمان مالیات بستیم. اما بعدها صرفا برکالاهای وارداتی مالیات بسته شد و خودروهای داخلی جهت عرضه به بازار خارجی صادر شد. اما کنترل دولت همان گونه که ذکر شد می تواند تبعاتی درپی داشته باشد.

ازجانب دیگر نباید همه چیز را به بازار آزاد واگذار کرد. چون بازار فقط بر سوددهی و درآمد متمرکز است. بدین ترتیب اعمال کنترل تاحدی کمک می کند اما اینکه تاچه حد باید اعمال کنترل کرد، این مسئله به خود کشورها باز می گردد و تصمیم گیری خاص ایشان. من فکر می کنم اعمال بیش از حد کنترل بد است، اما ازآن طرف عدم اعمال کنترل و آزاد گذاشتن بازار به طور تمام  و کمال هم مناسب نیست.

آقای مرعشی : متشکرم. سوال بعد از جانب معاون وزیر آموزش و پرورش مطرح شده است. حضرتعالی خود 2 بار به سمت وزیر آموزش وپرورش منصوب شده اید خواهشمند است نظرات خود را درمورد خصوصی سازی آموزش ابراز فرمایید .

ماهاتیر محمد : همانند بسیاری ازکشورها، مالزی آموزش وپرورش را در واقع در قلمرو مسوولیت دولت می بیند. کلیه دانشگاه ها تعلق به دولت دارد اما اجازه داده ایم مدارس ابتدایی و متوسطه به مالکیت بخش خصوصی درآید. در کشور ما نژادهای مختلف مالائی، هندی و چینی وجود دارد آموزش در مدارس دولتی فقط به زبان مالائی ارائه می شود و نه چینی یا تمیل، بنابراین آن عده که می خواهند به این زبان ها آموزش ببینند باید پول آن را به بخش خصوصی بپردازند .

 مدت ها سعی کردیم که ازخصوصی شدن دانشگاه ها جلوگیری کنیم. اما مسئله این که تعداد دانشگاه های دولتی محدود بود و از جانب دیگر به خاطر کم بودن درآمد، اساتید به بخش خصوصی رفتند، البته نه به عنوان استاد، بلکه به طور مثال به عنوان مدیر یا مشاور و غیره. بدین ترتیب ما اساتید را از دست می دادیم و به ناچار بسیاری از دانشجویان ما برای ادامه تحصیل به خارج ازکشور می رفتند. درحال حاضر شاید 50000 دانشجوی مالزیایی در سطح جهان مشغول به تحصیل باشند، حدود 20000 نفر در انگلستان و 10000 نفر در آمریکا، به همین خاطر پول زیادی ازکشور خارج می شود.

تصمیم گرفتیم این اوضاع را تغییر دهیم و برای نگه داشتن دانشجویان در داخل کشور با دانشگاه های خارجی وارد توافقاتی شدیم بدین ترتیب که آن ها وارد برنامه های همکاری با دانشگاه ها می شوند و دانشجویان تنها دو سال اول را داخل کشور بوده و سپس برای سال آخر به کشور متبوع آن دانشگاه مراجعه نمایند. اما این راه حل هم مشکل مارا حل نکرد. بدین ترتیب تصمیم گرفتیم دانشگاه ها را خصوصی کنیم. از آنجا که شهریه این دانشگاه ها گران است، طبعا دستمزد بهتری به اساتید می دهند وبه همین خاطر اساتید دانشگاه های دولتی به سمت دانشگاه های خصوصی سرازیر شدند و دانشگاه های دولتی قادر به رقابت با بخش خصوصی نبودند.

بنابراین ناچار شدیم که دانشگاه های دولتی را خصوصی کنیم که الان در مرحله اول این کار هستیم که شرکتی شدن نام دارد. اینان هنوز کاملا خصوصی نشده اند بلکه امور مالی خود را همانند بخش خصوصی هدایت می کنند، اما دولت هنوز حمایت های خود را به آنان قطع نکرده است. بدین ترتیب درحال حاضر ما تعدادی دانشگاه خصوصی داریم و تعدادی دانشگاه دولتی که «شرکتی شده اند» و نهایتا خصوصی می شوند .

 آقای مرعشی : سوالات بیشتری وجود دارد و آقای دکتر نوری آن ها را خلاصه خواهند کرد . آقای نوری، خواهش می کنم .

آقای دکترنوری: من مفتخرم که امروز در این جلسه حاضر باشم و از فرصت استفاده می کنم و به شما خوش آمد می گویم. می دانم که شما فرصت کمی دارید و از پیش، برنامه های دیگری برای شما ترتیب داده شده است بنابر این موارد را تاحد امکان خلاصه می کنم. سوال ها را به سه گروه تقسیم می کنم.

 - اولین سوال به سیاست صنعتی شما باز می گردد، به ویژه صنعت اتومبیل سازی که درحال حاضر جزو اولویت های دولت ایران می باشد.

 - دومین سوال در مورد نقش شرکت های چند ملیتی و تاثیر اینان بررفاه اجتماعی - اقتصادی کشورهاست. تجربه شما بااین شرکت ها چه بوده است؟

- سومین سوال درمورد چشم انداز همکاری بین ایران ومالزی می باشد .

 ماهاتیر محمد : درمورد سیاست صنعتی باید بگویم که فرایند صنعتی شدن ازآن جا آغاز شد که نیاز به ایجاد شغل را حس کردیم. البته یک سری از صنایع بر نیروی انسانی متمرکز می باشد و قاعدتا سطح تکنولوژی دراین صنایع بسیار پایین است. البته این صنایع برای تعداد زیادی از مردم شغل ایجاد می کند، اما بعد از این مرحله می باید به سطح تکنولوژی و افزایش آن پرداخت. به طور مثال ما می خواهیم درحال حاضر وارد تکنولوژی اطلاعات شویم که مستلزم آموزش مجدد نیروهایمان خواهد بود. البته نمی توان همه نیروی انسانی را برای این سطح پیچیده ازکار، آموزش مجدد داد، اما به هرحال برای این بخش لااقل آموزش های تخصصی درسطوح کمتر پیچیده تر را نیز می توان متصور شد.

به هر حال، ما در حال حرکت از صنایع تولید انبوه با استفاده از کارگر به سمت خطوط تولید روباتی هستیم، بطوری که هر نفر چندین روبات را بر روی خط تولید سرپرستی کند و تخصص اینان نباید در سطح صرفا فشار دکمه باشد، بلکه باید بتوانند درصورت بروز اشکال، منشا آنرا مشخص کنند و نهایتا آن ها را رفع کنند. این کار مستلزم مهارت است و طی سال ها به این سطح از مهارت دست پیدا کرده ایم. ازدیدگاه ژاپنی ها، مالزیایی ها بعد از ژاپنی ها از لحاظ فراگیری مهارت های جدید کاری از دیگران سریعترند. البته این قضاوت ممکن است تقریبی باشد ولی آن چیزی است که ژاپنی ها و برخی از اروپایی ها عنوان داشته اند.

البته باید دقت داشت که کاملا می توان افرادی را که مهارت های فنی کمی دارند آموزش و ارتقا داد. این دیدگاه که تنها ژاپنی ها، آمریکای ها یا اروپایی ها قادر به انجام یکسری از کارها هستند، غلط است و همه افراد قادر به انجام بهینه امور هستند. ما در مالزی شعاری داریم که : « مالزی می تواند »، تا مردم را نسبت به توانایی هایشان قانع کنیم. چون مردم ما قاعدتا خودشان رادست کم می گیرند وفکر می کنند که کار را باید به ژاپنی ها یا اروپایی ها سپرد.

اما اینان اعتماد به نفس خود را باز یافته اند و می دانند که نه تنها می توانند همان کاری را که سایرین می کنند، انجام دهند بلکه در برخی موارد از ایشان بهتر نیز عمل می کنند. بدین ترتیب سیاست صنعتی ما حرکت به سمت تکنولوژی بسیار پیشرفته را مد نظر دارد و به طور مثال راه اندازی « سوپرکریدور چندرسانه ای» ایجاب می کند که کارکنان ما به تکنولوژی اطلاعاتی فوق پیشرفته اشراف پیدا کنند. ما آموزش را آغاز کرده ایم، مدارس به کامپیوتر ها مجهز شده اند ودانشگاه های ویژه ای احداث شده اند که صرفا کارکنان اطلاعات بادانش و اشراف به تکنولوژی های پیشرفته تربیت می کنند .

 فکر می کنیم که توانایی حرکت به این سمت را داریم. نمی دانم فیلم پارک ژوراسیک را دیده اید یا خیر ولی بسیاری از تروکاژهای کامپیوتری دراین فیلم توسط یک فرد مالزیایی انجام شده است. البته او در کشور نماند چون در هالیود دستمزد بیشتری می گرفت، ما هم شاید کار مناسب برای او را نداشتیم. در واقع اگر به آمریکا بروید، آسیایی ها و ایرانیانی را می بینید که از سطح تخصصی بسیار بالا برخوردارند، بدین ترتیب این جهت گیری کلی سیاست صنعتی ماست.

اما تا آن جا که به آغاز فرایند صنعتی شدن مربوط می شود، ما در بدو امر می دانستیم که هیچ گونه تجربه صنعتی و یا مهارت تولیدی پیشرفته نداریم و دانش مدیریت صنعتی نیز نداشتیم. به همین منظور ناچار شدیم از شرکت های خارجی بخواهیم وارد شوند. بدین طریق شرکت های چند ملیتی وارد مالزی شدند. البته آن ها به دنبال نیروی کار ارزان می گشتند، اما طی فرایند کار، کارکنان ما آموزش دیدند. شرکت های خارجی در مرحله اول در زمینه انتقال مهارت و ایجاد مشاغل به ما کمک کردند. نگرانی ما این بود که سرمایه گذاری ها خارج شود.

اما در مورد شرکت های چند ملیتی از آنجا که اینان ماشین آلات بسیار پیشرفته وارد کرده بودند، جابجایی این دستگاه ها برایشان مقرون به صرفه و مقدور نبود و بنابراین نگرانی این وجود نداشت که سریعا سرمایه های خود را خارج نمایند. اما باید بگویم که سرمایه گذاری های خارجی هم خوب است و هم بد است. اگر در افزایش ظرفیت تولید، سرمایه گذاری کنند، خوب است. تولید کالا و خدمات به ایجاد مشاغل، ثروت و افزایش مهارت کمک می کند.

سرمایه گذاری های کوتاه مدت در بازار بورس از انواع نامطلوب سرمایه گذاری است. این یکی از مواردی بود که بر اقتصاد مالزی تاثیر نامطلوب داشت. کاری که می کنند این است که یک سری سهام را مکررا می خرند تا ارزش آن ها دربازار بورس افزایش پیدا کند. ارزش سهام آن قدر افزایش می باید که دیگر هیچ ارتباطی باعملکرد شرکت مورد نظر پیدا نمی کند. خود شرکت ممکن است کمی سود دهی داشته باشد اما ارزش سهام آن چند برابر ارزش واقعی خود شرکت است. بعد از این مرحله آن ها سهام با قیمت های متورم را می فروشند و سود سرمایه خود را خارج می کنند. قاعدتا به هنگام سرمایه گذاری هایی ازاین قبیل، خریداران سهام خواهان حضور درهیات های مدیره نیستند و فقط می خواهند وضع مالی شرکت را بدانند که سود سهام آنرا به طور مصنوعی بالا برند.

باید برای این نوع سرمایه گذاری ها محدودیت قایل شد، مثلا محدودیت زمانی، بدین مفهوم که تامدت زمان خاص اجازه فروش داده شود. در مالزی حداکثر سهام قابل فروش به شرکت های خارجی 30درصد بود، اما اینان تحت پوشش شرکت های اسمی وارد صحنه شدند و بعدها متوجه شدیم حتی تا 50 درصد کل شرکت های مالزیایی را مالک هستند و به فروش سهام اینان می پردازند و ارزش آن ها را کاهش می دهند. البته این نوع عمکلرد تنها منحصر به کشور مالزی نیست. در آمریکا نیز همین عملکرد در قالب

 PENSION   FUNDS ( شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی ) انجام می شود و ارزش سهام شرکت ها از طریق خرید و فروش مکرر کاهش می یابد و به سرنوشت شرکت ها اهمیت داده نمی شود. بدین ترتیب باید از این گروه ازشرکت های چند ملیتی اجتناب کرد. اما آن دسته ازشرکت های بین المللی که برتوان تولیدی کشور می افزایند، ضرری نخواهند زد و درمالزی، با توجه به مشکلات اخیر هیچ یک ازاین شرکت ها نه تنها سرمایه های خود را خارج نکرده اند، بلکه سرمایه گذاری بیشتر نیز انجام داده اند چون از لحاظ ارزی به پولشان افزوده شده است.

 در مورد همکاری ایران و مالزی، ما ملاقات های مکرری با مقامات بلند پایه ایرانی داشته ایم. به طور مثال آقای رفسنجانی عقیده داشتند که باید دو کشور، همکاری نزدیک داشته باشند، اما قوانین و سیاست های کشورهای ما کاملا متفاوت است. بنابراین قبل ازآغاز حجم بالای همکاری باید درمورد هماهنگی قوانین و سیاست های دو کشور کار کنیم. چون در غیر این صورت حتی زمانی که در رده های بالای بازرگانی و کسب و کار تمایل به همکاری وجود داشته باشد، بوروکراسی ها واکنش مطلوب ازخود نشان نمی دهند چون عملا محدودیت های قانونی و سیاست گذاری دارند. و بدین لحاظ همکاری شکل ملموس نمی گیرد.

این بار مجددا با آقای خاتمی و آقای رفسنجانی مذاکراتی داشتیم و مجددا بر ضرورت همکاری بین ایران و مالزی تاکید شد و به همین لحاظ کمیسیون ویژه ای جهت بررسی زمینه های همکاری ایجاد شده تا مسایل و موانع موجود را نیز شناسایی و تا حدامکان برطرف کند. مسلما ما نمی خواهیم برخلاف سیاست های ملی شما عمل کنیم و مطمئن هستم که شما نیز نمی خواهید برخلاف سیاست های ما عمل کنید. اما بررسی دو جانبه قوانین طرفین حائز اهمیت است و اگر دراین مسیر حرکت کنیم، مسلما همکاری بین ایران و مالزی افزایش می یابد. من فکر می کنم سرمایه ها و استعدادهای زیادی درایران است که در فرایند صنعتی شدن مالزی مفید خواهد بود و امیدوارم زمینه هایی درمالزی وجود داشته باشد که از دیدگاه ایران مفید باشد.

 آقای دکترنوری : سوال بعدی از جانب خانم ها مطرح شده است و می خواهند در مورد وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان مالزیایی اظهار نظر فرمایید.

 ماهاتیر محمد : نیمی از جعمیت مالزی را زنان تشکیل می دهند و ما برخورد بسیار ساده ای درقبال مسئله زن در مالزی اتخاذ کرده ایم. اگر بخواهیم زنان را ازچرخه کار در مالزی خارج کنیم، نیروی کار مسلمان ما به 5 میلیون نفر تقلیل خواهد یافت. ما به قابلیت ها، توانایی ها، انرژی و مهارت آنان نیاز داریم تا درکنار دیگران به توسعه کشور کمک کنند. توسعه کشور ازلحاظ ما اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر قرار باشد کشورمان را در مقابل نیروهای خارجی حفظ کنیم، اگر قرار باشد به دنیا ثابت کنیم که مسلمان بودن نیرویی بازدارنده درامر توسعه نمی باشد و مسلمانان ازتوانایی های مشابه دیگران برخوردارند، پس باید نقش زیادی را به زنان در رشته های سیاست، اقتصاد و تجارت تفویض کنیم.

در مالزی تعداد زیادی از زنان وکیل هستند، در عرصه سیاست هم زنان فعالند. فعالیت اینان به زن بودنشان مربوط نیست، بلکه به خاطر قابلیت و توانایی هایشان است. در کابینه مالزی، وزیر صنایع و تجارت یک خانم بسیار پرتحرک و فعال است و ما همیشه می گوییم که ایشان «تنها مرد» درکابینه است. او از انتقاد به دیگران در مواقع ضروری فروگزار نمی کند و البته چون خانم هستند دیگران رعایت ایشان را می کنند و البته نقش زنان در توسعه مالزی چشمگیر بوده است. اما درعین حال ما وظایف و آداب مذهبی خود را نیز نادیده نمی گیریم. ما در جهان کاملا متفاوتی زندگی می کنیم و هیچ کشوری همان گونه که قبلا اشاره کردم، نمی تواند منزوی بماند. در جوامع سنتی لزومی نداشت زنان از آشپزخانه خارج شوند.

اما امروزه ما به تمام توان خود برای مقابله با نیروهای محیطی نیاز داریم. جمعیت مسلمانان را در نظر بگیرید، 600 میلیون نفر زن هستند و تنها 600 میلیون نفر باقی می مانند که این تعداد حتی درمقابله باچینی ها که یک میلیارد نفر جمعیت دارد، نمی تواند موفق شود. امروز جمعیت جهان تقریبا به 6 میلیارد نفر می رسد، اگر توان خود را تنها 600  میلیون نفر کاهش بدهیم، بسیار ضعیف خواهیم شد.

از این 600 میلیون نفر، درصدی را افراد سالمند تشکیل می دهند که کار زیادی نمی توانند انجام دهند، و درصدی نیز متشکل ازکودکان است که نمی توانند سهم زیادی در اقتصاد داشته باشند و بنابر این در واقع 400 میلیون نفر نیروی بالغ و موثر باقی می ماند واین رقم برای مقابل بامشکلاتی که با آن ها مواجه هستیم کافی نیست. ما در مالزی نسبت به وضعیت زنان مسلمان حساس تر هستیم چون به طور مثال درجمعیت هندی و چینی درمالزی که 40% را تشکیل می دهند، زنان و مردان به طور برابر فعال هستند.

جمعیت مسلمان مالزی 12میلیون نفر است و از این رقم 8 میلیون نفر بالغ هستند و 6 میلیون نفر را زنان تشکیل می دهند. و در یک کلام نمی توانیم نقش این 6 میلیون نفر را در اقتصاد و آینده مالزی نادیده بگیریم و زنان در واقع سهم بسزایی در عرصه های اقتصادی و سیاسی درمالزی داشته اند که غیر قابل انکار است.

 آقای مرعشی : یکی ازخانم ها ی حاضر درجلسه هم می خواهند خود شخصا سوالشان را مطرح کنند .

 خانم دکتر مکنون : علت این که خواستم سوالم را شفاهی مطرح کنم این بود که سوال من صرفا به بحث مدیریت صنعتی محدود نمی شود، من صحبت های شما را درمراسم افتتاحیه هشتمین کنفرانس سران اسلامی شنیدم که حاکی از این بود که با نکات مطروحه توسط رهبر انقلاب اسلامی آقای خامنه ای موافق هستید. به طور مثال نظر شما در مورد اعطای حق وتو به اعضای کنفرانس اسلامی  چیست؟ یا به طور مثال اشاره کردید که ایران و مالزی ازلحاظ سیاست با یک دیگر متفاوتند. آیا به نظرشما ایران باید به سمت سیاست های مالزی حرکت کند یا مالزی به سمت سیاست های ماسوق یابد؟

 ماهاتیر محمد: سخنرانی آقای خامنه ای حاوی پیشنهادهای مختلفی بود که می باید مورد بررسی قرارگیرد. پیشنهاد در مور ایجاد یک بازار مشترک اسلامی، پیشنهاد بسیار خوبی است اما ایجاد آن کار راحتی نیست چون بیشتر کشورها به منافع ملی خود می اندیشند. اما اگر بخواهیم طور دیگر به مسئله نگاه کنیم درمی یابیم که می توان بدون فداکردن منافع ملی به منافع جمعی نیز پرداخت. باید مطالعاتی را در زمینه ترویج تجارب اقتصادی ما بین کشورهای اسلامی آغاز کرد.

این یکی از پیشنهادات بود. پیشنهادات دیگری نیز مطرح بود که ما آن را به دقت در مالزی بررسی خواهیم کرد تا موارد ملموس را تعقیب کنیم. درمورد حق وتوی سازمان ملل، مالزی موافق این نیست که تنها 5 کشور حق وتو داشته باشند. وتو اساسا غیر دموکراتیک است. این افرد راجع به دموکراسی داد سخن می دهند، اما وقتی شما تنها به یک کشور حق وتو بدهید، این بدان معنی است که تنها یک کشور می تواند نظر دیگر کشورها را که رقمشان می تواند به 19 کشور برسد، نادیده بگیرد. این غیر دموکراتیک است. ما پیشنهاد حذف وتو را داشته ایم، اما اگر نمی توانیم حق وتو را حذف کنیم شاید بتوان آنرا تغییر داد.

اما اگر بخواهیم وتو را به گروهی ازکشورها بدهیم این موضوع بامشکل مواجه خواهد شد چون اینان باهم اختلافات زیادی دارند. و5 کشور دارای وتو نیز به را حتی از حق وتو صرف نظر نمی کنند. پس باید بادقت اندیشید وحق وتو را به نحو مطلوب تغییر داد. در این راستا می باید نظام شورای امنیت اصلاح شود این خط فکری است که ما دنبال می کنیم .

در مورد تفاوت های خط مشی بین ایران و مالزی باید بگویم که مبناهای اقتصادی دوکشور کاملا متفاوت است. ما از شرکت های خارجی دعوت به سرمایه گذاری کرده ایم، و شما یک صادرکننده نفت هستید. قبلا شما برای تولید نفت از توان شرکت های خارجی استفاده می کردید، اما الان از مهارت لازم در این زمینه برخوردار هستید و به نیروهای خارجی نیاز ندارید. اما مسئله در حال حاضر افزایش سرمایه است و شاید به این لحاظ ناچار شوید شرکت های خارجی را جهت سرمایه گذاری دعوت کنید. میزان این مشارکت و سرمایه گذاری می باید با دقت تعیین شود.

من فکر نمی کنم ایران باید به سمت مالزی حرکت کند یا مالزی به سمت ایران، ما هر دو باید به سمت یک دیگر درحرکت باشیم. سیاست های خوبی در مالزی وجود دارد که توسط ایران قابل استفاده است و برخی از سیاست های ایران نیز ازجانب مالزی قابل استفاده است .

 آقای دکترنوری : خواهش می کنم در مورد جهت گیری آینده سیاست صنعتی مالزی توضیحاتی ارائه فرمائید.

 ماهاتیر محمد : همان طورکه می دانید آینده تاحد زیادی به تکنولوژی اطلاعاتی بستگی پیدا خواهد کرد. در مالزی به سمت عصر اطلاعات در حرکت هستیم. این عصر تاثیرات بسزایی در عملکرد تجاری، سیاسی و جهانی ما داشته است. بنابر این باید تکنولوژی های اطلاعاتی را تحت سلطه در آوریم و افرادی داشته باشیم که به دو بعد سخت افزار و نرم افزار مسلط باشند. اگر افراد متخصص درداخل کشور نداشته باشیم، به سراغ دیگر کشورها خواهیم رفت و توان تخصصی ایشان را مورد بهره برداری قرارخواهیم داد.

 همان طور که می دانید ما پروژه سوپرکریدور چند رسانه ای را آغاز کرده ایم. که محوطه   15Ï 15 کیلومتر را در بر می گیرد. این محوطه مشتمل بر دو شهر است. یکی پایتخت جدید اداری است و دیگری را شهر مجازی CYBER  CITY نامیده ایم.

 این پروژه کاملا جدید محسوب می شود چون در دیگر موارد توسعه تکنولوژی اطلاعاتی برمبنای امکانات موجود صورت می گیرد و این امر استفاده از آخرین دستاوردهای تجهیزاتی را امکانپذیر نمی سازد. در این سیاست، کلیه اتصالات ازطریق فیبرهای نوری برقرارمی شود یعنی جابجایی اطلاعات با سرعت نور صورت می پذیرد. این منطقه از لحاظ زیرساختار فیزیکی تکنولوژی اطلاعات به روز و بدون نقص خواهد بود. قوانین و سیاست های این منطقه کاملا جداگانه تبیین خواهد شد. نیروهای متخصص به راحتی می توانند در این منطقه فعالیت کنند و فرصت خواهند داشت که تکنولوژی های کاملا بدیع را در این منطقه امتحان کنند.

مثلا ما سعی کرده ایم کلیه اطلاعات مورد نیاز فرد، از اطلاعات فردی گرفته، تا پولی یا اعتباری یا مالیاتی را بر روی یک کارت کامپیوتری قرار دهیم که فرد نیاز به حمل کارت های متعدد نداشته باشد. کلیه اطلاعات بر روی یک پردازشگر بسیار کوچک قرار می گیرد. همچنین بر ایده کیوسک نیز کار می کنیم، به نحوی که با مراجعه به یک کیوسک، فرد بتواند تصدیق رانندگی یا پاسپورت بگیرد یاصورت حساب های خود را پرداخت کند. بدین طریق بوروکراسی کاهش می یابد و همه چیز از مبدا کیوسک آغاز می شود. اما برای پیاده کردن این تکنولوژی ها باید مردممان را درمعرض دیگران قرار دهیم تا بتوانند تکنولوژی های جدیدی را فرا گیرند و انتقال تکنولوژی صورت گیرد.

در وهله اول از دیگران یاد می گیریم اما بعدها خودکفا می شویم. در مالزی افراد زیادی وجود دارند که درزمینه تولید نرم افزار و سخت افزارهای پیچیده ازمهارت های سطح بالابر خوردارند و بدین طریق است که تکنولوژی ها را محلی می کنیم .

آقای مرعشی : سوالات متعدد است، اما از آنجا که شما فرصت محدودی دارید بحث را در همین جا به اتمام می رسانیم و اجازه می خواهم که از نخست وزیر محترم مالزی، جناب آقای دکتر ماهاتیر محمد به خاطر حضور در این جلسه، ارائه سخنرانی و مشارکت در پرسش و پاسخ، از جانب حضار محترم و سازمان مدیریت صنعتی تشکر کنم .

( دی ماه 76 )


 
comment نظرات ()