body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

نقش پارادایم ها در پذیرش ایده های جدید
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ اسفند ۱۳۸٥
 

گرچه ایده های جدید با تغییر وضع موجود کارها را آسانتر می کنند، اما به طور قطع با خطرات بیشتری همراهند. معمولا همه افراد از سطوح پایین تا سطوح بالا با ایده های جدید مخالفت می کنند. دسته ای از مردم که آینده را استمرار گذشته می دانند، با ایده های نو و خوب مخالفند و می گویند ایده هایی که ما را تا این جا رسانده اند، برای ادامه راه نیز کافی هستند.

در قرن شانزدهم گالیله نیز با همین مشگل روبرو بود او معتقد بود خورشید مرکز منظومه شمسی است. برای اثبات این نظریه، گالیله رهبران وقت را به بالای  بـــــــرج ” سن مارکو “ برد و با دوربین مخصوص خود، به آن ها نشان داد که زمین به دور خورشید می چرد و نه برعکس. این نظریه برخلاف همه باورهای رایج آن زمان بود و با آن به شدت مخالفت می گردید، بالاخره هم  در آن زمان  نظریه او کنار گذاشته شد.

اما سوال این است ” چرا مقاومت در مقابل تغییر؟ “ فرقی نمی کند که مقاومت در قرن شانزدهم باشد یا بیست و یکم، سوال اساسی این است که “ چه چیزی باعث می شود که ما ایده های جدید را نبینیم؛ نفهمیم و نپذیریم ؟ 

هر یک از  تغییرات دهه های اخیر در مراحل تکوین خود با مقاومت های جدی مواجه بودند. یک بار دیگر این سوال مطرح  می شود : چه چیزی باعث می شود که ما ایده های جدید را نفهمیم , نپذیریم و یا با آنها مخالفت کنیم ؟ اگر پاسخ آن را بدانیم از پذیرش بیشتری در برابر نوآوری ها برخودار می شویم و آینده بهتری خواهیم داشت.

 پاسخ تمام این سوالات به  پارادایم  مربوط می شود.

 پارادایم

برای پارادایم معنایی مانند الگو یا مدل مطرح  شده است، اما این کلمه معانی دیگری دارد. ” توماس کن“  یکی از کسانی است که در کتاب خود از کلمه پارادایم برای توضیح ساختار انقلاب علمی استفاده کرده است. او بررسی نمود که دانشمندان چگونه پارادایم های خود را تغییر داده اند و این تغییر چه نتایجی در برداشته است. آن چه که وی بدان دست یافت، ما را در چگونگی برخورد با تغییرات یاری میکند.

 بنابر کشف " توماس کن " پارادایم ها به مثابه فیلترهایی هستند که داده ها را تصفیه می کنند و افراد فقط آن دسته از داده ها را دریافت می کنند ومطلوب می پندارند که موافق پارادایم های آن ها باشد. او هم چنین تاثیر منفی پارادایم ها رانیز کشف کرد. برخی افراد اساسا اطلاعاتی را که موافق پارادایم هایشان نباشد درک نمی کنند. بعضی اوقات نیز به جای پذیرش استثنائات سعی دارند اطلاعات را طوری دست کاری کنند تا با پارادایم هایشان سازگار باشد. ما در زندگی خود  فقط آن دسته از داده ها را که موافق با پارادایم های خود بیابیم می پذیریم و بقیه را رد می کنیم، در نتیجه ممکن است موضوعی از نظر فردی کاملا واضح باشد و آن را بپذیرد و همان موضوع از نظر فردی با پارادایم دیگر غیرقابل قبول باشد. این پدیده را تاثیر پارادایم می نامیم.

سازمان های زیادی را دیده ایم که از درک شرایط جدید ناتوان بوده و به بیراهه رفته اند به هر حال تاثیر پارادایم می تواند ما را در یافتن راه حل مشکلات ناتوان سازد. پارادایم ها همیشه با ما هستند و مانع پیش بینی موفقیت آمیز آینده خواهند شد، چون ما آینده را با عینک پارادایم های قدیمی می بینیم.

یکی از مخترعان در سال 1930 تلاش کرد تا ایده خود را به شرکت ها بقبولاند ولی موفق نشد و سرانجام ابتکار خود را به یک شرکت عکاسی ارائه کرد، او در این ایده،  صفحه فلزی مخصوصی را روی صفحه شفافی گذاشت و آن ها را در معرض نور قرار داد سپس پودر سیاهی را برروی صفحه ریخت، آن چه که بر صفحه باقی ماند، تصویر کم رنگ عکسی بود که روی صفحه قرار گرفت. او در حقیقت تصویری از آن عکس ایجاد کرده بود که امروزه آن را زیراکس می نامیم. آن ایده مورد قبول آن شرکت قرارنگرفت و مخترع آن یعنی ”چشتر کارستون“ بی نتیجه از آن جا خارج شد، اما آیا امروز  می توان شرکتی را یافت که بی نیاز از دستگاه تکثیر باشد.

آن جه باعث شد آن شرکت، ایده زیراکس را نپذیرد، این بود که با پارادایم قبلی اش سازگار نبود، آن شرکت نمی توانست ماورای پارادایم های خود را ببیند. در نتیجه این شرکت یکی از سودآورترین صنایع قرن بیستم یعنی زیراکس را از دست داد.

تغییر پارادایم

دریک جلسه سخنرانی از مدیران خواسته شد تا برداشت های خود را در خصوص کیفیت محصولات دهه 60 کشور ژاپن اعلام نمایند پاسخ ها این بود:

  نامرغوب، ارزان، کیفیت پائین، تقلید ضعیف و تکنولوژی پائین.

 حال اگر سوال را برای محصولات دهه 80 ژاپن تکرار شود  این پاسخ ها شنیده می شود :

 کیفیت عالی، تکنولوژی پیشرفته، گران قیمت، نوآور و با ارزش.

همان طور که ملاحظه می شود جواب کاملا برعکس می باشد. این تغییرات، تغییر در پارادایم ها را نشان می دهد.

یک حقیقت مهم و عمیق در پشت پرده تمام مثال هایی که در مورد پارادایم مطرح شده وجود دارد که آن را قانون برگشت به صفر“ گویند، با تغییر پارادایم همه به وضعیت صفر باز خواهند گشت. اصلا مهم نیست که سهم سازمان شما از بازار چه میزان می باشد یا شهرت شما چقدر است یا در ارتباط با پارادایم پیشین تا چه میزان کار آزموده باشید. با ظهور پارادایم جدید شما به وضعیت صفر باز خواهید گشت. موفقیت شما در گذشته هیچ چیز را برای شما تضمین نمی کند. ممکن است تصور کنید که این کلمه اغراق آمیز است. بنابراین مثالی مطرح می شود:

کدام کشور در سال 1968 بر دنیای ساعت سازی تسلط داشت ؟

البته کشور سوئیس که برای بیش از 100سال سرآمد کشورها در ساعت سازی و مسلط بر بازار بود و 80 درصد سود این صنعت و 65درصد سهم بازار را در اختیار داشت. 10 سال بعد، سهم آن از بازار به کمتر از 10در صد تنزل یافت و سه سال بعد از آن 50 هزار از 65 هزار کارگر شاغل در صنعت ساعت سازی اخراج شدند.

امروز کدام کشور بر صنعت ساعت سازی جهان تسلط دارد ؟

البته کشور ژاپن. در سال 1968 آن ها هیچ بخش از بازار را در اختیار نداشتند. اما چه شد که سوئیس با آن سابقه درخشان با این سرعت نابود شد؟ پاسخ ساده و آسان است. آن ها با تغییر پارادایم، در وضعیت صفر قرار گرفتند. آیا می دانید که ساعت های الکترونیکی توسط خود سوئیسی ها اختراع شدند ؟ اما آن ها در سال 1967 ایده ساخت ساعت به شکل جدید را به این دلیل که با طرز کار ساعت های قدیمی و مکانیکی فرق می کرد نپذیرفتند. در همان سال محققان سوئیسی این نوع ساعت ها را در کنگره سالانه ساعت به جهانیان عرضه کردند و کارشناسان شرکت های ژاپن ساعت جدید را به دقت دیدند و آن را تولید کردند و سپس واقعه حذف سوئیس از بازار ساعت رخ داد.

واقعا چرا سوئیسی ها از اختراع اعجاب انگیز مردم خود قدر دانی نکردند ؟

علت را باید در قدرت تاثیر پارادایم ها در پذیرش ایده های جدید جستجو کرد.

 منبع : کتاب  هنر کشف آینده؛  تالیف : ژول بارکر


 
comment نظرات ()