body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

چگونه بايد يك خبر ناگوار را اطلاع داد !
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٦
 

چگونه بايد يك خبر ناگوار را اطلاع داد !

داستان زير را آرت بو خوالد طنز نويس پر آوازه آمريكايي در تاييد اين كه نبايد اخبار ناگوار را به يك باره به شنونده گفت تعريف مي كند: 

مرد ثروتمندي مباشر خود را براي سركشي اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسيد :


- جرج از خانه چه خبر؟

- خبر خوشي ندارم قربان سگ شما مرد. 

- سگ بي چاره پس او مرد. چه چيز باعث مرگ او شد؟

- پرخوري قربان!

- پرخوري؟ مگه چه غذايي به او داديد كه تا اين اندازه دوست داشت؟

- گوشت اسب قربان و همين باعث مرگش شد. 

- اين همه گوشت اسب از كجا آورديد؟

- همه اسب هاي پدرتان مردند قربان!

- چه گفتي؟ همه آن ها مردند؟

 -بله قربان. همه آن ها از كار زيادي  مردند.

- براي چه اين قدر كار كردند؟ 

- براي اين كه آب بياورند قربان!

- گفتي آب  ،آب براي چه؟

- براي اين كه آتش را خاموش كنند قربان! 

- كدام آتش را؟

- آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاكستر شد. 

- پس خانه پدرم سوخت! علت آتش سوزي چه بود؟

- فكر مي كنم كه شعله شمع باعث اين كار شد. قربان! 

- گفتي شمع؟ كدام شمع؟

- شمع هايي كه براي تشيع جنازه مادرتان استفاده شد قربان! 

- مادرم هم مرد؟

- بله قربان. زن بي چاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمين گذاشت و ديگر بلند نشد قربان .!

- كدام حادثه؟

- حادثه مرگ پدرتان قربان!

- پدرم هم مرد؟

- بله قربان. مرد بي چاره همين كه آن خبر را شنيد زندگي را بدرود گفت. 

- كدام خبر را؟

- خبر هاي بدي قربان. بانك شما ورشكست شد. اعتبار شما از بين رفت و حالا بيش از يك سنت تو اين دنيا ارزش نداريد. من جسارت كردم قربان خواستم خبر ها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان !

 


 
comment نظرات ()