body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

من هم می توانم...
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦
 

سرکار خانم  کمالی زنوز( مدرسه شهدای منطقه 5، ٣١/۶/١٣٨٣)  مطلب شما را، من هم خواندم و جسارت نموده تغییراتی را در آن لحاظ نموده و به شما باز می گردانم،

 

این نوشته را شایسته تر و با زبان دل بخوان .

من هم می توانم

موفق ترین افراد دنیا کسانی هستند که بیش از همه جواب رد شنیده اند. شما که وقت خود را برای خواندن این متن صرف می کنی، به یادت بسپار، شنیدن پاسخ رد دیگران به معنای نزدیک شدن به موفقیت است.

 می دانی چرا؟

احساس کن هیچ چیز در دنیا قادر به متوقف کردن تو نیست، احساس نشاط حاصل از موفقیت را کاملا احساس کن، بدین ترتیب هر بار که از کسی جواب رد می شنوی می بایست به جای احساس ضعف و ناراحتی، احساس قدرت کنی.

انسان هایی که فکر می کنند و باور دارند که موفقند، می توانند موفق باشند.

پس با تغییر رویاهایمان، خود و اعضای خانواده خود را تغییر دهیم. چرا که این ما هستیم که می توانیم تصمیم بگیریم که چطور بیندیشیم، چون انسان اندیشه دارد، باید خوب اندیشیدن، مثبت اندیشیدن و عمیق اندیشیدن شدن را بیاموزیم، این خود ما هستیم که با افکار خود، محیط اطرافمان را می سازیم، چه خوب و چه بد.

این روایت را شنیده ای که می گفت، آن هنگام که جوان بودم در سر آرزوی تغییر دنیا را می پروراندم، بزرگ تر و خردمند تر که شدم دریافتم که جهان تغییر ناپذیر است، پس افق اندیشه ام را محدودتر کردم و برآن شدم که تنها کشورم را تغییر دهم، اما این هم عملی نبود. پس از سال ها زندگی و تجربه، تلاش نومیدانه خود را صرف تغییر خانواده ام کردم، اما افسوس آن ها نیز که نزدیک ترین کسان من بودند، تغییر نکردند. اکنون که در بستر مرگ آرمیده ام به ناگاه حقیقتی را یافتم که اگر تنها خودم را تغییر داده بودم آن گاه نمونه ای می شدم برای اعضای خانواده تا آنان نیز خود را تغییر دهند. با انگیزه و تشویق آن ها چه بسا کشورم نیز اندکی اصلاح می شد و شاید می شد دنیا را هم تغییر بدهم.

پس اگر تصمیم می گیرییم داستان زندگی را با موفقیت طی کنیم، نگوییم دیگران چه کرده اند و یا چه باید می کرده اند. بگوییم :

من چه کردم و من چه می توانم بکنم.

و نه :

چرا این طور شد، چرا آن طور نشد، و چرا و چرا ؟

این چراها، افسرده و غمگینمان می کند و سد راه ترقی ما می شود.

بگوییم :

چه می توانم بکنم؟

چه می توانم انجام دهم؟

چه قدر می توانم تغییر دهم؟

می توانم، ....( فضای تفکرات مثبت )

  نمی توانم، ......( فضای تفکرات منفی )

 

تو تغییر را از خودت شروع کن، آن وقت می بینی که درهای موفقیت و ثروث به رویت باز خواهد شد.

پس بیاییم و تغییراتی در شیوه تفکرمان به وجود آوریم. وقتی انسان عقاید خود را تغییر می دهد و مثبت می اندیشد، اعمالش نیز دگرگون می شود. معمولا انسان ها در مقابل تغییر مقاومت می کنند، چون از آن می ترسند. ترس، آدمیان را به اسارت می کشد و ویرانگر سلامت و موفقیت است.

تغییر از دست دادن نیست بلکه به دست آوردن است.

باید بدانیم که ترس، نیروی محرکه ما را از بین می برد و مانند ترمز موفقیت رفتار می کند. در مقابل ترس سکوتی عمیق کن و به چرایی های آن فکر کن. سکوت موهبت الهی است. با ایمانی عملی به او و از برای او و اعتماد به این که " من هم می توانم "، کارآیی ماشین و نیروی درونیت را به کار انداز.

 

رهایی از ترس یک راه بیشتر ندارد : " کشف چرایی های او ".

بگو هستم، خواهی شد.

قدرت مطلق هستی خدواند است و بس، اگر وصلی، دل سردی معنا ندارد. برای تغییر، ضد ارزش ها را به ارزش تبدیل کن. مثلا ضد ارزش های اضطراب، عصبانیت، بیهودگی، سردرگمی، افسردگی، ناراحتی، نفرت،... را به ارزش های کمک به دیگران، رشد معنوی، همکاری، با نشاط بودن، سالم بودن، قدرت عشق و ... تغییر بده. 

ایجاد کن تا سرنوشتت تغییر کنه.

تخیل، پیش درآمد دارایی های آینده است.

لازمه ماجراجویی  برای کسب موفقیت، تحمل عواقب یک برنامه ریزی اشتباه، انتخاب یک راه نادرست یا همان شکسته.

عجیب نیست!؟

اگر کاملا احساس موفقیت کنیم، موفقیت به سویمان خواهد آمد.

باور کنید، زیرا احساس ما چیزی جز تشعشعات مغزمان نیست. تنها راه به دست آوردن احساس های مناسب اینه که جسم را در موقعیت مناسبی قرار دهیم و فکرمان را بر مسائلی که از آن ها تصویر دلپذیری داریم متمرکز کنیم. کسانی که عکس این عمل می کنند، در ذهن خود قوانینی تنظیم می کنند که پیروزی در بازی زندگی را بسیار سخت و طاقت فرسا می سازند. آن ها متوجه نیستند، آن چه زندگی را دشوار و عذاب آور ساخته است، خودشان هستند. بنابر این همواره ناراحت و عصبانی اند.

اما این قوانین از کجا آمده اند؟

خودمون، محیطمون، خانواده مون و دوستانمون آن ها را خلق می کنند. آن چه باید سعی بر انجام آن داشته باشیم، کسب و انتقال تکنولوژی سرنوشته، که افراد در اون ارزش ها و عقاید جدیدی را در ذهن خود طراحی کنند. عقایدی که بتوانند به طور خودکار و صرف نظر از آن چه اتفاق می افتد، به آن ها احساس نشاط و موفقیت ببخشند. وقتی چنین عمل کردیم، شادی ها و موفقیت ها شروع به باریدن می کنند و بر سر راهمان قرار می گیرند. پس آن چه دوست دارید انجام دهید. بنگرید و آن چه را که باعث خوشنودیتان می شود بیابید. چیزی را که موجب آرامش شما می شود پیدا کنید. هر کاری که می خواهید، همین حالا انجام دهید، فرداهای زیادی در کار نیست.

پس به آفتاب و آسمان سلام کنیم، عمیقا نفس بکشیم، برای نعمت های خدادادی شکر گزار باشیم، کسی را شاد کنیم، به فردی محبت کنیم، به روح اطرافیانتان توجه کنیم، انسانی خیراندیش باشیم، چون انسان نیک خواه، پیرامونش هاله ای عظیم از حمایت می آفریند. بدانیم اگر قلبمان را برای انسان ها نگشاییم، خداوند به سختی در دلمان نفوذ می کند. اگر انسا ن ها از جمله خودمان را دوست نداشته باشیم نمی توانیم خدا را دوست بداریم. مسیر معنوی ما، با انسان بودن ما آغاز می شود. خلوتی برای خود پیدا کنیم تا صدای درونمان به گوشمان برسد.

با خود گفت و گو کن تا  روحت آزاد شود در آن صورت دیگر زود رنج، عصبانی، کسل، عیب جو، گیج و خسته نمی شوی.

زندگی را برای مهیا نمودن اسباب آن، هزینه نکنیم،

زندگی را برای آرامش آن جست و جو کنیم.

 داوود امیراحمدی


 
comment نظرات ()