body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

نتایج یک تحقیق - قسمت پایانی
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٦
 

اما همان اصلی  که سازماندهی خیره کننده ای را در بین آنان برای کار جمعی فراهم می آورد، یعنی تبعیت کورکورانه، باعث مرگ  آنان در دایره آسیاب می شود.یک مورچه هیچ استقلال رأیی ندارد و به همین دلیل هم زمانی که در دایره مرگ گرفتار می آید راه خلاصی به بیرون نمی یابد. 

اما  انسان ها به خلاف مورچگان می توانند مستقل فکر کرده و مستقل عمل کنند. استقلال معنایش ایزوله بودن از جمع نیست بلکه مفهوم آن این است که به طور نسبی و به میزانی فرد قادر است مستقل از جمع عمل نماید. ما در دایره آسیاب تا زمان فرا رسیدن مرگمان گام نمی زنیم آن هم تنها به این دلیل که فرد جلوترازما چنین می کند. این تفاوت مهم و چشمگیری است که جمع ما را از مورچگان متمایز می کند. 

استقلال به دو دلیل از اهمیت بسیاری در ارتقای هوش جمعی برخوردار است...

اول این که از تکرار یک نوع خطا دوباره و سه باره و چند باره جلوگیری می کند. خطای یک فرد بر قضاوت یک جمع یک تاثیرخرد کننده ندارد اما اگر همان خطا به طور سیستماتیک در تعداد زیادی از افراد جمع گسترش یابد آن وقت است که رای جمع را به طور منفی تحت تاثیر قرار می دهد.

دوم آن که افکار مستقل اطلاعات تازه و متنوع را وارد جمع می کند در حالی که اگر افکار مستقل نباشند همان نوع اطلاعات در جمع تکرار می شود و چیز تازه ای به خرد جمع اضافه نمی شود. 

بنابراین هوشمندترین گروه ها آن هایی هستند که افراد آن از تنوع بال او استقلال رای هرچه بیشتربرخوردار باشند. مفهوم مخالف آن این است که جمعی که افرادش به لحاظ فکری به هم نزدیک و نزدیک تر شوند از درجه هوش چندان بالایی برخوردار نیست. 

( به انتخابات آمریکا بنگرید. تبلیغات سرسام آور با صرف هزینه های نجومی که درسال ٢٠٠٠ بالغ بر۵ میلیارد دلارگردید مردم را تنها به سمت دو حزب که در نهایت هم تفاوت چندانی با یک دیگر ندارند سوق می دهد. طبیعی است که چنین جمعی به دلیل عدم برخورداری ازاصل تنوع  واستقلل رای، از هوش مورد نیاز برای انتخاب رهبرقوی ترین دولت تاریخ بشربرخوردار نخواهد بود.)

توجه داشته باشید که معنی استقلال فکرافراد یک جمع، الزاما این نیست که آنان دیدگاه های متین ومنطقی داشته باشند. 

آن چه که ما می خواهیم به عنوان یک اصل مهم از آن یاد کنیم این است که هرچقدرافراد یک جمع به یک دیگر نزدیک تر باشند و بتوانند با یک دیگر روابط فردی برقرار کنند تصمیم جمع ازعقلانیت بیشتر به دور خواهد بود. هر چقدر ما به یک دیگرنزدیک ترباشیم باورهایمان به یک دیگر نزدیک شده و امکان تصحیح خطاهایمان کاهش می یابد. ممکن است به لحاظ فردی در اثر این هم نشینی، خود به هوش و دانش بالاتری دست یابیم اما قطعا جمع را به بی خردی و بلاهت نزدیک می کنیم. 

شهیر شهیدثالث

بخش های عمده این مقاله از کتاب تحقیقی " خردجمع " (The Wisdom of Crowds ) نوشته " جیمز سوروویکی" (James Surowiecki ) اقتباس گردیده.


 
comment نظرات ()