body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

شادی تنها راه مبارزه با افسردگى و ناهنجارى‌هاى اجتماعى
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٧
 

شادی تنها راه مبارزه با افسردگى و ناهنجارى‌هاى اجتماعى

به اعتقاد روان شناسان حذف افسردگى از جامعه بشرى که نتیجه بارز صنعتى شدن و توسعه تکنولوژى است ناممکن است ولى آن ها توصیه می‌کنند براى مقابله با این بیمارى که هر لحظه رو به افزایش است، باید مهارت در رویارویى کسب کرد. بر اساس پیش‌بینى‌هاىکارشناسان سازمان بهداشت جهانى، افسردگى تا سال ۲۰۲۰ میلادى دومین بیمارى جهان خواهد بود. در آمریکا دهه پایانى قرن بیستم دهه افسردگى نام گذارى شد و تحقیقات گسترده‌اى پیرامون علل این بیمارى صورت گرفت.

افسردگى یک حالت روانى احساسى است که همگان در لحظاتى به آن دچار می‌شوند اما این عارضه تنها تا زمانى طبیعى تلقى می‌شود که کوتاه مدت باشد و علایمى هم چون بی‌خوابى، بى‌اشتهایى شدید، ناتوانى در لذت بردن از تفریح یا احساس گناه و میل به گریه نداشته باشد. متخصصان چهارده الگو در تشخیص افسردگى دارند که علاوه بر موارد یاد شده، از جمله احساس پوچى یا یک سرى دردهاى بدنى است. ما در زبان روزمره از افسردگى براى توصیف ترکیبى از احساسات غمگینى، ناکامى، ناامیدى یا رخوت و بی‌حالى و بى‌انگیزگى استفاده می‌کنیم حال آن که پزشکان و روان شناسان بالینى این کلمه رابه شیوه‌ای متفاوت به کار می‌برند چون از نظر آن ها این یک بیمارى است که به درمان ویژه نیاز دارد.

به گفته معاون سابق دانشجویى وزارت علوم، جوانان و دانشجویان بیش از دیگر اقشار جامعه در معرض تهدید‌ها و آسیب‌هاى اجتماعـى قرار دارند و هم اکنون افسردگى جمعیت دانشجویى را به شدت تهدید می‌کند.

ناهنجارى‌هاى اجتماعى زمینه‌ای مناسب براى بروز بسیارى بیماری هاى روانى از جمله افسردگى است. استرس و اضطراب در جامعه ناشى از ضعف نظام تامین اجتماعى و امنیت شهروندان است. 

آیا نبود فضاى ” شادى“ در اجتماع زمینه‌ساز افسردگى نیست؟

 در حالی که جامعه ما جوان است و جوان نیروى فعالى است که به شادى، تحرک، شغل، آموزش ، تفریح یا امنیت روحى نیاز دارد. در حال حاضر سطح امید جوانان به آینده به شدت کاهش یافته و این ناامیدى باعث بروز مشکلات فراوان در جامعه است. وجود فاصله طبقاتى و فقدان عدالت اجتماعی عامل تشدید کننده افسردگى است.

دکتر علیرضا جزایرى روان شناس بالینى واستادیار دانشکده بهزیستى و توانبخشى در همین زمینه می‌گوید:

طبیعی ا‌ست که آن چه یک جوان از زندگی‌اش می‌خواهد با آن چه یک آدم میان سال می‌خواهد یا یک آدمی که زندگی‌اش یک ‌مقداری پایه‌ریزی‌شده‌تر هست می‌تواند متفاوت باشد. جوان‌ها بنابه دوره‌ سنی‌شان می‌توانند حساس‌تر باشند و توقعاتشان بیشتر باشد، و درست هم هست. وظیفه‌ همه‌ ماست که آینده‌ مطمئنی برای جوان هایمان فراهم کنیم. مسایلی که می‌تواند یک نوجوان را افسرده کند با مسایلی که یک فرد بزرگ سال را افسرده می کند متفاوت است.

دوره‌ بلوغ نوجوانی دوره حساسی ا‌ست. در این دوره فرد اگر دچار مشکل بشود، برایش مسایل هویتی پیش می‌آید. تردید پیش می‌آید، من کی هستم و اصلا در زندگی‌ام می‌خواهم چه کار بکنم. در دوره بزرگ سالی وقتی که افسردگی ایجاد می‌شود شاید کمتر مسایل هویتی و بیشتر مسایل محیطی یا مسایل ارتباطی، روابط فردی یا مسایل اقتصادی بیشتر بتواند افراد را دچار تنش و در نهایت وادار به واکنش‌های افسرده‌گونه بکند.

در اروپا آمار افسردگى و به دنبال آن آمار خودکشى رو به فزونى است. مطبوعات چین حتى در واپسین روزهای سال ۲۰۰۳ از وجود ۲۰ میلیون چینى افسرده در کشورشان خبر دادند. آیا مسوولین ما براى حل این معظل جوانان کشورمان، کاری، برنامه ای و یا ... در دست اقدام دارند؟

دکتر جزایری اضافه می کند:

به اعتقاد من  به یک آموزش عمومی نیاز داریم. همه افراد نمی‌دانند که باید با مشکلات شان چه جوری روبرو بشوند. جزو وظایف سازمان های بهداشتی و بهداشت روانی هست که مردم را آموزش بدهند.

هم اکنون در سایت‌هایی کشورهای غربی که مربوط به افسردگی هستند برای مردم عادی به زبان ساده آگاهی می‌دهند، علائم‌اش را می‌گویند، زنگ‌های خطر و هشدار دهنده‌اش را می‌گویند و می‌گویند که اگر دچار این مشکل شدید، کجا بروید، چه جوری می‌توانید خودتان به خودتان کمک کنید و این که چه کسانی هستند در جامعه که می‌توانند به شما کمک بکنند. همه این ها کمک‌هایی‌ است که باید در قالب کمک‌های بهداشت روانی یک جامعه، برای همه و نه فقط برای جوان ها، در دسترس باشد

 افسردگی می‌تواند باعث خیلی از اختلافات درون خانواده بشود، می‌تواند باعث خشونت بشود، می‌تواند باعث کودک‌آزاری بشود، همسر آزاری بشود.

به هرحال وقتی شخص از تعادل روانی خارج شد، می‌تواند عوارض وخیمی داشته باشد. باید ما مردم را تجهیز کنیم که از لحاظ روانی بتوانند با استرس‌ها روبرو بشوند. جامعه بدون استرس یک رویاست و اصلا چنین چیزی وجود ندارد، ولی ما باید مردم را توانمند بکنیم و در جهت توانمندسازی‌شان قدم برداریم.

از سوى دیگر دکتر محمد حسین فرجاد آسیب‌شناس نیز در گفتگویى با خبرگزارى مهر با اشاره به عوامل موثر در ایجاد افسردگى میان جوانان می‌گوید:

نیازهاى عاطفى، فشارهاى تحصیلى مانند کنکور، نقایص جسمى و فیزیکى و مشکلات هویتى و مالى از مهم ترین عوامل موثر در شکل‌گیرى افسردگى به ویژه میان جوانان است. به گفته دکتر فرجاد سن افسردگى در ایران از ۲۸ سال به ۱۷ سال کاهش یافته و این بسیار نگران کننده است.

 چنان چه برنامه‌ریزى دقیق و مناسبی براى کاهش تنش‌هاى اجتماعى صورت نگیرد، باید منتظر افزایش روزافزون افسردگى و به دنبال آن خودکشى میان جوانان بود

دکتر فرجاد در  مورد  بروز افسردگى حاد بین شهروندان میان سال مى‌افزاید درست است که این گروه تعدادى از مشکلات جوانان را ندارند اما درعوض مشکلات خانوادگى و اقتصادى، چنان آن ها را تحت فشار قرار داده که راهى ندارند جز درون‌گرایى که در آخر بازهم به افسردگى ختم می‌شود.

به گفته دکتر جزایرى :

مراجعه به مطب‌های روان شناسی یا روان پزشکی در زمان افسردگی‌های اقتصادی در کشورها یا بحران‌های اقتصادی بیشتر است.

در سال ۱۹۲۹ در آمریکا که بحران اقتصادی ایجاد شد، یک باره نرخ خودکشی به شدت بالا رفت. حالا شما یک منبع اقتصادی‌اش را می‌فرمایید که افراد دچار سرخوردگی‌های اقتصادی می‌شوند، ممکن است درصدی هم دچار سرخوردگی‌های هدفی در زندگی‌شان بشوند، مثلا به یک چیزی اعتقاد داشتند، بعد در اعتقادات‌شان یا در سیستم‌های ارزشی‌شان یا در سیستم‌های فکری‌شان یا ذهنی‌شان می‌تواند تغییراتی ایجاد بشود. خود تغییر فی‌نفسه افسرده‌کننده نیست، چون آن وقت اصلا جوامع پیشرفت نمی‌کردند. یک فردی هم می‌تواند دچار یاس فلسفی بشود یا دچار مثلا یک‌جور واکنش‌های منفی بشود در ارزش‌هایش یا یک کسی به یک سیستمی اعتقاد داشته، بعد حالا دیگر به آن سیستم اعتقاد ندارد و سیستم جایگزینی هم برای آن ندارد. و این به معنای تنش و اضطراب است. همیشه هم فقط واکنش افسردگی نیست. بعضی‌ها می‌توانند پرخاشگر، بعضی‌ها مضطرب، بعضی‌ها گوشه‌گیر و بعضی‌ها می‌توانند معتاد به هر نوع مواد مخدر شوند.

طبق تحقیقات صورت گرفته حدود ۲۰ درصد دانش آموزان ایرانی افسرده هستند. طبق پژوهش‌هاى صورت گرفته توسط کارشناسان آسیب‌هاى اجتماعى در مدارس و به نقل از خبرگزارى مهر، افسردگى در دانش آموزان مورد مطالعه با وضعیت مالى خانواده، چگونگى رابطه پدر و مادر با هم، مطرح کردن مشکلات با دیگران، میزان نگرانى در مورد آینده تحصیلى، برخورد معلمان و هم چنین میزان تحصیلات پدر و مادر بستگى دارد. بیشترین درصد افسردگى مربوط به دانش آموزانى است که والدین آن ها مدام با هم جروبحث دارند.

معاون اجتماعى سازمان بهزیستى کشور، افسردگى و بی کارى را از مهم ترین مشکلاتى دانست که در میان مردان در نهایت منجر به خودکشى می‌شود. به گفته او جنسیت، سالمندى، از کارافتادگى، بیوه‌گى، تجرد، فقدان فرزند، فقر و بحران‌هاى اقتصادى و اعتیاد از علل عمومى افسردگى شدید منجر به خودکشى هستند. هم چنین بی کارى و مشاغل کاذب، سابقه اختلافات خانوادگى در دوران کودکى، اختلال‌ها و بیماری هاى عصبى،بیماری‌هاى مزمن و معلولیت‌هاى جسمى و اخیرا بیمارى ایدز، احساس گناه و انزواى اجتماعى، اصلى‌ترین زمینه‌هاى ابتلا به افسردگى یا اقدام به خودکشى‌اند.

در قبال این آسیب‌ها چه باید کرد؟

چه کسى مسوول مهار این پیامدها و به حرکت آوردن انرژى مثبت انسان‌هاى خموده در اثر فشارهاى فردى و اجتماعى است؟

دکتر جزایرى در این راستا چنین می گوید :

باید برنامه‌ها در سطح ملی بررسی بشود، بودجه‌های مفصل باید باشد. انستیتو بهداشت روانی در آمریکا شاید جزو ردیف اول بودجه‌گیرنده‌ از دولت فدرال آمریکا باشد. باید زیادتر خرج کنیم. باید شادی ایجاد بکنیم. باید مردم را از لحاظ روانی تحریک مثبت کنیم ومشکلاتشان را حل کنیم.

حالا بعضی‌هایش را ما می‌توانیم حل کنیم، بعضی‌هایش را هم سایر سازمان ها و ارگان ها. بهرحال باید در این قضیه کاری بشود. ما یک جامعه‌ای را ول بکنید به حال خودش، طبیعی‌ است که می‌تواند در درازمدت عوارض خیلی وخیمی داشته باشد.

باید افزود که بیمه‌هاى درمانى براى مشاوره‌هاى روان شناسى قسمتى از هزینه‌ها را تامین می‌کنند و اینک نیز فعالیت زیادى می‌شود تا در وزارت رفاه که وزارت تازه تاسیسى است خدمات مشاوره روان شناختى نیز زیر پوشش خدمات بیمه برود.

نویسنده مهیندخت مصباح


 
comment نظرات ()