body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

گله از خودمان و نیاز امروزمان ...
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٦
 

"اقبال" سراغ کسانی می‌رود که به کار اعتقاد دارند و نه به " اقبال"

 

گله از خودمان...

هفته گذشته طبق برنامه در نشستی حضور داشتم که موضوعاتش حول محور توسعه بود. در این نشست گزارش خوبی از یک کار مطالعاتی توسط یکی از مجموعه های مهم و کلیدی در کشور تهیه و ارائه شد.

سند ارائه شده حاصل اندیشه و تجربه بود که به احتمال بالایی هم این پتانسیل را دارد که برای توسعه کشور راه گشا باشد اما این سند نیز هم چون سندهایی از این دست اگر " دغدغه " نشود از دست کارشناسانش کاری بر نخواهد آمد.

ما در بسیاری از موارد طرح داریم ولی برنامه برایش نداریم.

برنامه داریم، مجری توانمند نداریم.

مجری داریم، ناظر ثابت قدم و مسوول نداریم.

اگر ناظر هم داشته باشیم؛ نظر دارد.

قصدم دلسرد کردن نیست که این خود کاری است هم چون خیانت و خیانت، نوعش دگر فرقی ندارد.

هدف آن است که بگوییم اگر تصمیم گیران مدعی هستند که بخش خصوصی توان حضور در عرصه‌های کلان را ندارد یا آن که غایب است و مصلحت اندیش شده یا این که به دنبال منافع خودش است، بی راه نگفته اند.

اگر بگوییم بخش خصوصی توان حضور دارد اما ظاهرسازان خصوصی با ایجاد رابطه، اجازه حضور بخش خصوصی واقعی را نمی‌دهند یا آن که قوانین مانع توسعه هستند، یا مدعی شوم که حمایت دولت از این بخش به بی راه رفته، یا از فساد بالا در دستگاه‌های متولی امر بگوییم، توهم نزده‌ایم.

  • اگر موتور توسعه، انسان است،
  • اگر انسان، جایگاهش مهم است،
  • اگر اهمیت، از محیط خانواده تعریف می‌شود،
  • اگر خانواده، کوچک‌ترین نهاد جامعه است،
  • اگر جامعه محیط موثر بر روند رشد انسان است،
  • اگر روند رشد توسط مسوولین امر خوب رصد ‌شود،
  • اگر خوب رصد کردن یک عادت خوب شود،
  • اگر عادت‌های خوب فرهنگ شوند،
  • اگر فرهنگ نقش اصلی را در ساخت و ساز توسعه ایفا می‌کند،
  • اگر ساخت و ساز توسط انسان انجام می‌شود،
  • پس انسان موتور توسعه است.

به نظر من بخش خصوصی از طریق اجماع باید خودش را بیابد. بخش خصوصی برای موفقیت در کارهایش باید خودش را سازماندهی کند و به طور حتم با تجاربش قادر خواهد بود بدنه تصمیم‌گیر را برای برون رفت از مشکلات یاری نماید. به شرط محور بود ایران نه استان خاص، صنایع نه صنعت خاص، دستگاه‌های حاکم نه وزارتخانه خاص، مسوولین و نه صندلی خاص و نه دغدغه ای در حد سهم من.

اجماع سازی کار بسیار دشواری است چون بی نهایت عادات، منافع و رانت‌ها حول دولتی شدن، منسجم شده است و شکستن آن کاری بس دشوار. ترک عادت موجب گرفتاریست. به خصوص اگر منافعی هم بخواهد در پی باشد. طبیعی است که فرهنگ دولتی، کار را برای همه دشوار نموده است اما با تدبیر و صبر می توان از این سدها عبور کرد.

موفقیت بخش خصوصی هر سرزمینی برابر است با موفقیت آن سرزمین. همه به دنبال سرمایه گذاری اندک و سود بالا هستند و در این میان، آن دولتی موفق است که فهم درستی از این عبارت داشته باشد.

یادم است سال 1385 در نشستی که ماهاتیرمحمد در خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی حضور داشت این گونه بیان نمود که ...

" من برای مدیران احترام زیادی قایل هستم و فکر می‌کنم یکی از دلایلی که ما مردم شرق نسبت به مردم غرب عقب افتاده‌ایم این است که ما هیچ‌گاه واقعا مدیریت را نهادینه نکردیم. بسیاری از ما در همان اول شاید فکر می‌کردیم که مدیریت یک موضوع موروثی است و ما مدیر به دنیا می‌آییم و نیازی به فراگیری مدیریت نداریم. اما در غرب آن‌ها روش‌های مدیریت را مستندسازی کردند سپس آن‌ها سیستم‌های مدیریت را توسعه دادند و به بحث گذاشتند و تکمیل کردند بدین طریق مدیران کارآمد و موثر تربیت نمودند. "

به طور حتم مشکلات امروز ما حاصل نادانی نیست چرا که در گذشته نشان داده‌ایم که زمان وقوع بحران قادریم با آن مواجه شویم و با اراده جمع با آن مبارزه نمایم. مشکلات امروز ما حاصل زیاده خواهی، تنوع طلبی، کوته نظری، غرور کاذب، منیت‌های بی پایه، شخصی‌سازی امور، خودخواهی‌های نامعقول و هر آن چیزی است که در مقابل دانایی قد علم کرده که نامش توهم دانایست.

به زبان ساده امروز نیاز داریم دور هم جمع شویم و اجماع کنیم. اجماع در اندیشه، اجماع در نظر و دیدگاه، اجماع در بیان مشکلات و ارایه راه حل و در نهایت اجماع در عمل، تا سفره ای به وسعت کشورمان پهن نماییم و هر یک نگران آن باشیم که چگونه می‌توانیم به برکت این سفره بیافزاییم، تا اقبال به ما رو نشان دهد. اقبالی که فرزندانمان نتیجه اش را خواهند دید و قضاوت خواهند نمود، همانند ما. 

 

سُفره "من"، "ما" را به جایی نمی‌رساند.


 
comment نظرات ()