body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

توسعه ایران در گرو اصلا‌ح نگرش‌هاست ...
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

توسعه ایران در گرو اصلا‌ح نگرش‌هاست

اقتصاد ایران به قلم زنده یاد دکتر حسین عظمیی

 

طی 25 سال گذشته حدود 800 میلیارد دلا‌ر از محل ذخایر نفت و گاز به اقتصاد ایران تزریق شده است. طی همین مدت اقتصاد ما شاهد تلا‌ش‌های جانفرسا و شبانه‌روزی حجم بزرگی از مدیران و نیروی کار در بخش‌های دولتی و خصوصی بوده است. در همین زمان نظام آموزشی کشور گسترش فراوان یافته و شاهد تخصیص منابع عظیم سرمایه به حوزه‌های زیربنایی (فولا‌د، پتروشیمی و...) و موفقیت‌های واقعی در زمینه پایه‌گذاری و گسترش صنایع اساسی (سدسازی، راهسازی، ارتباطات و...) بوده است. ‌ علی‌رغم این همه، تولید سرانه جامعه به قیمت‌های ثابت طی این دوران طولا‌نی ثابت مانده و احتمالا‌ کاهش یافته است، چرا؟

اولا‌ جامعه ما دولت‌سالا‌ر است. نکته مورد بحث این نیست که حکومت کوچک یا بزرگ است. نکته در این جاست که حکومت ما به مردم اجازه مشارکت خلا‌ق نمی‌دهد. این موضوع قطعا اقتصاد را دچار مشکل می‌کند.

از سوی دیگر نظام انگیزشی ایران در حوزه اقتصادی بسیار ناکارا است. مجموعه تشویق‌ها و تنبیهات است که نظام انگیزشی را می‌سازد. مجموعه انگیزشی حاضر، انسان‌ها را به سمت تولید سوق نمی‌دهد و به همین دلیل باید دچار دگرگونی شود. ‌ 
 
در کنار ایجاد چنین مجموعه‌ای باید کوشید تا نظام ایجاد سرمایه انسانی از طریق تکمیل آموزش‌های عالی، در زمینه‌های کیفی رشد کند و جایگاه ایران در اقتصاد جهانی روشن شود.

احتراز از دیوان‌سالا‌ری، توجه به نظام بازده، ایجاد نظام انگیزشی سالم، ایجاد کیفیت در نظام آموزش عالی، یافتن جایگاه معقول در اقتصاد جهانی و... راه‌هایی هستند که بر اساس آن ها به استراتژی توسعه منطقی می‌رسیم و در کنار اینها، سازمان‌هایی را باید ساخت که بتوانند این استراتژی‌ها را بدون دخالت مستقیم دولت اداره کنند. ‌ اگر بخواهیم شاخص‌های تفصیلی توسعه در ایران را بررسی کنیم باید به این سوالا‌ت پاسخ دهیم که:

  •  آیا فرهنگ، متکی به اصالت علم و اصالت انسان است؟
  • آیا از حکومتی مردم‌سالا‌ر بهره‌مندیم و آیا سیستم آموزشی مدرنی را مورد استفاده قرار می‌دهیم؟
  • میزان بهره‌مندی ما از انرژی‌های جدید چه مقدار است؟
  • باید پرسید که در زمینه راه و ارتباطات چه مقدار کار انجام داده‌ایم؟
  • در زمینه آب آشامیدنی سالم‌سازی‌شده و سایر حوزه‌های مشابه تا چه اندازه‌ای به زندگی مدرن نزدیک شده‌ایم؟

نتیجه بررسی تطبیقی شاخص‌های یکپارچه و شاخص‌های تفصیلی توسعه ایران، حاکی از آن است که مشکلا‌ت نهادینه شده و ساختاری فراوانی در اقتصاد ایران وجود دارد. ‌ 

 برای پیشرفت اقتصادی ایران به سه فاکتور اساسی نیازمندیم:
 

1- نظام انگیزشی مناسب ‌
2- جایگاه مناسب در نظم بین‌المللی
3- نهادهای کارا برای سیاستگذاری و اجرا
 
این سه فاکتور باعث شکوفا شدن اقتصاد خواهد شد. ‌ 


سرکوب نظام انگیزشی نوآوران جامعه و سهولت نسبی نقل و انتقالا‌ت بین‌المللی نظرهای خلا‌ق باعث شده است تا اولا‌ ناهنجاری‌های روانی در اقشار نوآور و در کل جامعه به وجود آید و ثانیا خلا‌قیت و نوآوری جامعه به زمینه‌های ناسالم معطوف گردد و ثالثا نیروهای خلا‌ق و نوآور از جامعه خارج شوند، که همه اینها ضعف شدید خلا‌قیت سالم در جامعه را منتهی شده است. به تعبیر من اقتصاد کشور ضربه‌مغزی شده است. اولویت اول پژوهشی ما درک و فهم علت و علل این ضربه‌مغزی شدن اقتصاد ایران و یافتن راه‌حل‌هایی است که بتوان آن را از این وضعیت خارج کرد. ‌ 
 
اقتصاد ایران به هر دلیلی از اقتصاد مولد به سوی اقتصاد دلا‌لی حرکت کرده و بخش‌های تولیدی در حال رکود است. اینکه چگونه می‌توان این روند را متوقف کرد، زمینه کار پژوهشی است. سوال دیگر این که:

  • چگونه می‌توان اندیشه‌ها و نتایج پژوهش‌ها را به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی منتقل کرد؟
  • یعنی چه کار می‌توان کرد تا سطح دانش و پذیرش علمی کارشناسان را بالا‌ برد؟

در ایران متاسفانه یک اشتباه صورت گرفته که ما تصور کردیم با آموزش تنها می‌توان سرمایه انسانی به وجود آورد؛ این غلط است. البته آموزش، امری بسیار اساسی است و همانند چاقویی است که بسیار تیز و برا می‌باشد ولی مساله مهم‌تر این است که این چاقو در دست چه کسی است و این شخص با چه انگیزه‌ای کار می‌کند. ‌

بنابراین سرمایه انسانی، یک نظام آموزشی و یک نظام انگیزشی دارد و اگر این دو با هم تلفیق شود سرمایه انسانی حاصل می‌شود. من مشکلا‌ت سرمایه انسانی ایران را به خصوص در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی عمدتا مربوط به نظام آموزشی نمی‌دانم بلکه آن را مربوط به نظام انگیزشی می‌دانم. ‌ 
 
بنابراین در پاسخ به این سوال که ما چه باید بکنیم می‌بایست بگویم که اولا‌ باید قدم به قدم جلو رفت، اولین قدم این است که این بخش نظام انگیزشی را بیشتر بپرورانیم و آن را طرح کنیم و مسوولا‌ن و تصمیم‌گیران هم مساله را به روشنی ببینند و بپذیرند. چون برای حل هر مشکلی در ابتدا این پذیرش و درک لا‌زم است. همه اینها به اصلا‌ح و بازسازی مجموعه سیاست‌های حکومت بازمی‌گردد. ‌ توسعه ایران در گرو اصلا‌ح نگرش‌هاست. مهم‌ترین عامل در این زمینه هم، دولت و حکومت است. یعنی نه تنها بخش عمده‌ای از افتخار توسعه‌نیافتگی جامعه نصیب دولت‌ها است، بلکه بخش قابل‌توجه‌ای از علل عقب‌ماندگی را هم باید در ساختار دولت‌ها جست‌وجو کرد. 
روحشان شاد...


 
comment نظرات ()