body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

يک داستان
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳۸٥
 

چنین آورده اند که مردی به نزد راما نوجا آمد. ( راما نوجا یک عارف بود، شخصی کاملا استثنایی،یک فیلسوف و در عین حال یک عاشق، یک سرسپرده، با یک ذهن مو شکاف و ذهنی نافذ (

مردی به نزد او آمد و پرسید : راه رسیدن به خدا را نشانم بده.

رامانوجا پرسید: هیچ تابه حال عاشق کسی بوده ای؟

سوال کننده پرسید: راجع به چی صحبت می کنی،عشق؟

من تجرد اختیار کرده ام. من از زن چنان می گریزم که آدمی از مرض می گریزد. نگاهشان نمی کنم. چشمم را به رویشان می بندم.

راما نوجا گفت: با این همه کمی فکر کن. به گذشته رجوع کن بگرد جایی در قلبت آیا هرگز تلنگری از عشق بوده، هرقدر کوچک هم بوده باشد.

مرد گفت: من به این جا آمده ام که عبادت یاد بگیرم نه عشق. یادم بده چگونه دعا کنم.

شما راجع به امور دنیوی صحبت می کنی و من شنیده ام که شما عارف بزرگی هستی.

به این جا آمده ام که به سمت خدا هدایت شوم نه به سمت امور دنیوی.

گویند راما نوجا به او جواب داده : چه قدر غمگین هم شد و به مرد گفت:"پس من نمی توانم به تو کمک کنم.

 اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی، آن وقت هیچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت.

بنابر این اول به زندگی برگرد و عاشق شو، وقتی عشق را تجربه کردی و از آن غنی شدی آن وقت نزد من بیا. چون که یک عاشق، قادر به درک عبادت است.

 اگر نتوانی از راه تجربه به یک مقوله غیر منطقی برسی آن را درک نخواهی کرد. و عشق عبادتی است که توسط طبیعت سهل و ساده در اختیار آدمی گذاشته شده، تو حتی به این چیز سهل و ساده نمی توانی دست پیدا کنی.

 عبادت، عشقی است که به سادگی داده نمی شود، فقط موقعی قابل حصول است که به اوج تمامیت رسیده باشی.

 تلاش فراوانی برای رسیدن به این مقام باید صورت گیرد. برای عشق نیاز به تلاش نیست، عشق مهیاست، عشق در جوشش و جریان است و تو آن را پس می زنی.

  

"خدا عشق است"

خود را بباز تا خود را بیابی

 

مجموعه ای از سخنان و تعالیم آچاریا فیلسوف معاصر هندی


 


 
comment نظرات ()