body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

موج
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٥
 

موج 

مردی تصمیم گرفت به دیدار زاهدی برود که می گفتند نه چندان دور از صومعه اسکتا میزید.پس از مدتی سرگردانی بی هدف در صحرا، سر انجام راهب را یافت و گفت:

می خواهم نخستین گامم را در طریق روح بدانم.

 زاهد مرد را به کنار چاه کوچکی برد و از او خواست بازتاب چهره خودش را در آب بنگرد.

مرد کوشید چنین کند، اما در همان هنگام، زاهد ریگ هایی به درون آب پرتاب می کرد و به آب موج می انداخت.

 مرد گفت: اگر شما همین طور ریگ در آب بیندازید که نمی توانم چهره ام را در آب ببینم.

 زاهد گفت: درست همان طور که آدم نمی تواند جهره خودش را در آب های مواج ببیند، جست و جوی خداوند با ذهنی نگران، جست و جويي ناممکن است.

پائلو کوئلیو


 
comment نظرات ()