body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

حكايت دلنشين
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳۸٥
 

حكايت آورده اندكه شبي هارون الرشيد خواب ديد كه همه دندان هاي او ريخته و از دهان او بيرون افتاده است. از خواب گزاري تعبير خواب خود پرسيد. معبر گفت: زندگاني امير دراز باد، تعبير اين خواب آن است كه همه خويشان تو پيش از تو بميرند. هارون الرشيد بي نهايت رنجيده خاطر شد و دستور داد كه آن خوابگزار را صد چوب بزنند.

 پس خواب گزاري ديگر حاضر كردند و تعبير خواب از او پرسيد. خواب گزار گفت: اين خواب دليل بر آن است كه عمر خليفه از همه خويشانش درازتر باشد. هارون الرشيد خوش دل شد و گفت: اين همان تعبير و سخن است كه خواب گزار اول گفت، اما با عبارتي بهتر. دستور داد تا به اين خوابگزار صد دينار بدادند.

      

 مردي از دوست خود پرسيد: آيا تا كنون كه شصت سال از عمرت مي گذرد، به يكي از آرزوهاي خودت رسيده اي؟

گفت: آري فقط به يكي از آرزوهايم رسيده ام.

يك روز وقتي پدرم موهاي سرم را مي كشيد تا مرا تنبيه كند، آرزو كردم كه كاش مو در سر نداشتم، و امروز خدا را شكر مي كنم كه به اين آرزويم رسيده ام.

 حكايت هاي دلنشين(جوامع الحكايات)


 
comment نظرات ()