body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

با يك سوال‌، زندگي خود را تغيير دهيد
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳۸٥
 

با يك سوال‌، زندگي خود را تغيير دهيد

 
    وقتي كه به دنيا مي‌آييم مغز ما تقريبا خالي از هر گونه اطلاعات و برنامه است‌. هيچ نوزادي قادر به خواندن و نوشتن و يا حل مسايل رياضي نيست‌. اين قابليت‌ها را ما در طول زندگي و به دنبال برنامه‌هاي آموزشي و تمرين آن ها مي‌آموزيم‌. ياد گرفتن براي نوزاد از همان لحظه تولد شروع مي‌شود و انسان كوچك با آموختن پشت سر هم چيزهاي ساده، رفته رفته موضوعات پيچيده و پيچيده‌تر را مي‌آموزد. چيزهايي را مي‌آموزد كه هر نوزادي خودش كشف مي‌كند. به جز چيزهايي كه خودش كشف مي‌كند چيزهايي را نيز مي‌آموزد كه پدر و مادر و محيط زندگي وي آن ها را براي كشف كردن و فهميدن در جلوي راه او قرار مي‌دهند، بنابراين برنامه ريز مغز كودك محيط زندگي اوست با همة امكاناتي كه در آن محيط، برايش وجود دارد.

نوزاد از زمان تولد تا چند ماهگي تنها دو احساس را مي‌شناسد و اين دو احساس را به لحاظ بيولوژيكي با خود دارد:

 ارضا شدن و ارض نشدن. يعني وقتي گرسنه است احساس ارضا شدن دارد و وقتي به او غذا داده مي‌شود احساس ارضا شدن مي‌كند. وقتي نيازهاي طبيعي‌اش برآورده نمي‌شود، احساس ارضا نشدن مي‌كند و اين را به شكل گريه نشان مي‌دهد و وقتي اين نيازها برآورده شدند احساس ارضا شدن مي‌كند و آرام است و بازي مي‌كند. احساسات ديگر، چيزهايي مانند نااميدي‌، خشم‌، حسادت‌، احساس گناه‌، احساس درماندگي و... احساساتي هستند كه كودك در طول زندگي خود و بنا بر تجربه هايي كه مي‌كند با آن ها آشنا مي‌شود. اين احساسات چيزهايي هستند كه ما در طول زندگي مانند خواندن و نوشتن ياد مي‌گيريم‌. آن ها را به شكل افكار افسرده كننده در مغزمان ذخيره مي‌كنيم و به صورت يك كليشه در روابط خود با ديگران و با خودمان از آن ها استفاده مي‌كنيم‌.

اگر كسي بياموزد كه آدم دوست داشتني نيست،  اين موضع‌ِ او در روابطش با ديگران تاثير منفي مي گذارد. همه ما انسان ها در طول شبانه روز با خود گفتگوهاي دروني مي‌كنيم‌. مضمون اين گفتگوها روشن كننده مواضع ما نسبت به خودمان است‌. با هشيار بودن به مضمون اين گفتگوها مي‌توان فهميد كه افكار اتوماتيكي كه ياد گرفته‌ايم چه چيزهايي هستند. با آگاه بودن بر اين افكار و اقدام با برنامه براي تغيير مضمون اين گفتگوهاي دروني مي‌توان نوع اين احساسات را تغيير داد. يك راه بسيار ساده براي تغيير موضع‌مان در اين گفتگوها سوال كردن از خود است‌. به وسيله اين سوالات است كه مي‌توانيم ازخودمان بپرسيم آيا مي‌توانيم مسير افكاري را كه داريم و از آن ها در گفتگوهاي دروني استفاده مي‌كنيم را تغيير دهيم‌؟

مطمئنا قصد ما از تغييرات اين است كه افكار قبلي ديگر به صورت اتوماتيك عمل نكنند و اراده روح و روان خود را در دست بگيريم و راه پيشنهادي و بسيار موثر كه براي ثبت دايمي اين تغييرات اين است كه براي چند سوال مطرح شده در پايين حداقل سه جواب پيدا كنيد. با اين كار متوجه مي‌شويد كه احساسات ناخوشايندتان اگر چه از بين نرفته‌اند ولي به سرعت كم رنگ مي‌شوند و از فشار آن ها بر روح شما كاسته مي‌شود. بسيار ساده است و شما به راحتي مي‌توانيد به خودتان كمك كنيد.

 1-در اين لحظه چه چيزهاي خوشايندي برايم وجود دارند؟

2- اگر مي‌خواستم و امكانش برايم وجود داشت چه چيزهايي مي‌توانستند مرا در اين لحظه شاد سازند؟

3- به چه چيز به خصوصي در خودم و در زندگي‌ام افتخار مي‌كنم‌؟

4- اگر مي‌خواستم و امكانش برايم وجود داشت به چه چيز به خصوصي مي‌توانستم افتخار كنم‌؟

5- در چه محيط هايي احساس آرامش و راحتي خاصي مي‌كنم‌؟

6- دوست داشتم در حال حاضر پيش چه كسي باشم‌؟

7- چه كساني را دوست دارم‌؟

8- دلم مي‌خواهد كه چه كسي مرا دوست داشته باشد؟

9- چه كارهايي را با اشتياق كامل انجام مي‌دهم‌!

 

 


 
comment نظرات ()