body <__div style="background-image:url(http://www.sipiem.com/images/kenar.png); position:fixed; top:0;left:0; width:282px;height:282px; z-index:9999;"> 

* خانه مدیران جوان * Edutainment *

d.amirahmadi@gmail.com

سوال ...
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٢
 

 

آیا گوهری ارزشمندتر و والاتر چون " اختیار " را برای انسان می شناسیم ؟

اگر پاسخ خیر است، سوال دیگر این است که با آن چه می کنیم ؟


 
comment نظرات ()
 
ثروتمند کیست ...
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢
 

از بیل گیتس پرسیدند، « از تو ثروتمندتر هم هست؟»

در جواب گفت، بله، فقط یک نفر.

پرسیدند، او کیست؟

در جواب گفت:

من سال ها پیش از آن که مایکروسافت به وجود آمده باشد در فرودگاهی در نیویورک قبل از پرواز چشمم به نشریه‌ها و روزنامه‌ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه را بخرم اما متوجه شدم پول خرد ندارم. در حال منصرف شدن بودم که پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی متوجه عمل من شد گفت:

«این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت. بردار برای خودت.»

گفتم: من پول خرد ندارم.

گفت: برای خودت، بخشیدمش برای خودت.

سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز بودم. دوباره چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت: «این مجله رو بردار برای خودت.»

گفتم: پسرجان چند وقت پیش که این جا بودم یک روزنامه بهم بخشیدی. تو هر کسی می آید این جا دچار این مسئله می شود بهش می‌بخشی؟!»

پسر گفت:

« آره من دلم می خواد ببخشم. از سود خودمه که می‌بخشم»

به قدری این جمله پسر و این نگاه او در ذهنم ماند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی ایناها را می گوید.

بعد از ۱۹ سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد را پیدا کنم تا جبران گذشته را بنمایم. اکیپی را تشکیل دادم و گفتم بروید و ببینید در فلان فرودگاه چه کسی روزنامه می‌فروخته. بعد از یک ماه و نیم تحقیق او را در سمت دربان یک سالن تئاتر یافتند و ضمن احترام به محل کارم دعوتش نمودند.

وقتی او را دیدم، پرسیدم که آیا من را می‌شناسی؟

او گفت بله، جناب عالی آقای بیل گیتس معروفید و دنیا شما را می‌شناسد.

به او گفتم سال ها قبل، زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار رو کردی؟

گفت، طبیعی است چون این حس و حال خودم بود.

گفتم، حالا می‌دانی چه کارت دارم، می خواهم آن محبتی را که به من کردی جبران کنم.

جوون پرسید، به چه صورت؟

گفتم هر چیزی که بخوای بهت می دهم.

پسره سیاه پوست در حالی که می‌خندید، گفت، هر چی بخوام بهم می‌دهی؟

گفتم هرچی که بخوای.

گفت، واقعاً هر چی بخواهم؟

گفتم، بله هر چی که بخواهی بهت می‌دهم، من به ۵۰ کشور آفریقایی وام داده‌ام. به اندازه تمام اونا به تو می‌بخشم.»

جوون گفت، آقای بیل گیتس، نمی‌توانی جبران کنی.

گفتم: «یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟

گفت، تواناییش رو داری اما نمی‌توانی جبران کنی.

پرسیدم، چرا نمی‌توانم جبران کنم؟

جوان سیاه پوست گفت:

« فرق من با تو در این است که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی‌کنه. اصلا جبران نمی‌کنه. با این کار نمی‌تونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست! »

بیل گیتس می‌گوید:

همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان ۳۲ ساله مسلمان سیاه پوست.


 
comment نظرات ()
 
آرامش درون ...
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٢
 

 

 

یکی از رُموز آرامش درون در تمرین اراده است،

حتی اگر ذهنت به شدت با آن مخالف باشد.



 
comment نظرات ()
 
تجربه ...
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱
 

هیچ نامحرم را در حریم خاص خود راه مده ...


 
comment نظرات ()
 
فلسفه شدن، رمز تکامل تفکر سیستمی ...
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۱
 

بخشی از آن چه استادم، سید جعفر مرعشی می گفت ...


 
comment نظرات ()
 
توجه کردن ...
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۱
 

 

شرکت کُلگِیت اخیرا فعالیت های خلاقانه ای برای معرفی محصولات خود از جمله نخ دندان انجام داده،

قبل از این که به شرح منظور پشت تصاویر بپردازم، شما آن را مطالعه کنید.

 

خوب شما وقت کافی برای تشخیص، داشتین:

در تصویر اول تعداد انگشت های دست خانم

در تصویر دوم دست روی شانه مرد

در تصویر سوم گوش چپ مرد

هدف از این فعالیت توجه دادن به موضوعات بوده چرا که به سادگی با نمایش یک تکه از غذا بر روی دندان، نگاه بیننده از سایر موضوعات به دور می ماند.

و این حالت در زندگی روزمره مان بسیار اتفاق می افتد.


 
comment نظرات ()
 
عنصر آگاهی در مدیریت ...
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠
 

مدیریت آینده و آینده مدیریت بیش از هر زمان نیازمند وجود و توسعه عنصر آگاهی است.

از نگاه عملی هنر آگاهی در رفتار و هستی مدیران و سازمان، زمانی جلوه گر می گردد که ضمن امکان بهره گیری از دانش و مجموعه مهارت های موجود در سازمان، مدیران و سازمان تمام پیش فرض ها و ذهنیات قبلی خود را کنار گذاشته و با شناختی باز به موضوعات و پدیده ها بنگرند و تصمیم های لازم را اتخاذ نمایند.

توجه به مسایل سازمانی از نگاه کل نگر، بدون قضاوت، از جایگاه تجربه درونی با موضوع، بدون وابستگی به زمان و گذشته و برخوردار از دریافت شهودی و بصیرت درونی، حرکت بر مبنای عنصر آگاهی می باشد. معمولا این فرآیند در سازمان با موانع جدی روبرو است.

مدیران و سازمان ها در برخورد با پدیده ها با پیش فرض ها  قضاوت ها، نگرش جزئی و بدون امکان و بصیرت درونی عمل نموده و برای مراقبت خود صرفا به ماهیت و اصالت دانشی موضوعات بسنده می نمایند که اگر چه لازم می باشد اما همیشه کافی نیست.

باید اذعان کرد سازمان های امروز علی رغم برخورداری از دانش عقلانی مدیریتی و فناوری نوین، از عنصر آگاهی چندان بهره مند نیستند. تلاش های بسیاری برای توسعه سطح عنصر آگاهی در سازمان ها و خصوصا مدیران در سطح متون مدیریتی و روان شناسی صنعتی و نیز برخی از برنامه های اجرایی به وقوع پیوسته است اما فرآیند توسعه آگاهی، به روش های مرسوم توسعه دانش در سازمان ها امکان پذیر نمی باشند.

روان شناسان معتقدند توسعه آگاهی در انسان ها خصوصا مدیران محصول روند و جریانات کل زندگی آن ها از کودکی بوده و محدود به عمر سازمانی افراد نمی گردد. پایه های فرهنگی جوامع نیز تاثیر ویژه در این موضوع دارد.

مهم ترین نکته در بحث عنصر آگاهی در مدیریت، ابتدا توجه به اهمیت و جایگاه این موضوع در مدیریت و سپس تلاش برای رسیدن به زمینه ها و روش هایی برای توسعه آن خواهد بود.

این نکته بسیار مهم است که علی رغم این که توسعه آگاهی در مدیران و سازمان الزاما یک فرآیند آموختنی نیست اما امکان " تمرین " و ممارست برای این امر وجود داشته و می توان از این تمرین ها بهره برد.

نکته مهم دیگر این است که آینده ای که برای مدیران سازمان ها نزدیک به یک دهه است آغاز گردیده و روز به روز تجلی بیشتری پیدا می نماید حکایت از تغییرات پیچیده، غیر خطی و گسسته ای دارد که به شکل فزاینده ای آینده را از گذشته متمایز و متفاوت می نماید. این چالش ضرورت توسعه آگاهی و توجه به آن را تشدید می نماید.

دکتر حمیدررضا رضایی


 
comment نظرات ()