عشق مثل نفس کشيدن

در عشق،ابهامي وجود ندارد، ابهام، در ماست.
نه تشريفاتي در عشق هست و نهفرضياتي فلسفي.
عشق، رهيافتي ساده و مستقيم به زندگي ست.
كلمه سادهو بي پيرايه عشق، معجزه اي را در خود نهفته دارد.
مهم نيست كه بهچه كسي عشق مي ورزي، متعلاقات عشق موضوعيت ندارد.
آن چه مهم است اين استكه بيست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپري كني، همان طور كه در بيستو چهار ساعت روزهايت، بي استثنا نفس مي كشي.
نفس كشيدن هدفي را دنبالنمي كند، عشق نيز خواهان چيزي جز خود نيست.
اگر با دوست هستي، نفسمي كشي.
اگر در كنار درختي نشسته اي، نفس مي كشي.
اگر در اب شنا ميكني، نفس مي كشي.
يعني هر كاري كه مي كني، با نفس كشيدن همراهاست.
عشق نيز بايد همين ويژگي را داشته باشد، يعني بايد هسته مركزيهمه كارهاي تو باشد.
عشق بايد طبيعي باشد، مثل نفس كشيدن.
در واقع،عشق همان نسبتي را با روح دارد كه
نفس كشيدن باجسم.

/ 0 نظر / 3 بازدید