من مدرك ندارم اما خدا را شكر! دكتراي اراده دارم‌

من مدرك ندارم اما خدا را شكر! دكتراي اراده دارم‌.

امروز دست به كار خواهم شد

بارها و بارها برايم پيش آمده است هنگامي كه در مورد افكارمثبت و دگرگون كننده روح و روان صحبت كرده‌ام غير از پوزخند و مسخره شدن چيزي گيرم نيامده است‌. بيشتر افراد در مقابل تغيير، آن هم يك تحول سازنده جبهه‌گيري مي‌كنندو معتقدند كه:

 امكان ندارد بشود كسي را عوض كرد. هر كس سيستم فكري خودش را دارد. امااين يك واقعيت است كه هر كس در هر سني مي‌تواند خود را تغيير دهد. تنها تفاوت بينمردم در زماني است كه به آن نياز دارند تا بتوانند خودشان را تغيير دهند برايعده‌اي اين مدت بسيار طولاني است و سال هاي زيادي از عمرشان مي‌گذرد تا دريابند بايد باورشان را تغيير دهند اما عده‌اي هم در يك لحظه به اين نقطه مهم زندگي شان مي‌رسند.

در بيشتر افراد مسن اين تغيير بسيار دشوار است‌. زيرا ديگر آن ها انعطافپذيري كمي دارند. ولي گروهي از كهنسالان نيز بوده اند كه به مراتب بيشتر از جوانان در اتخاذ مواضع از خودشان انعطاف‌پذيري نشان ‌داده اند.

مي بايست ياد بگيريم كه تغيير كنيم و تغيير دهيم. از نگاه درست، اين كار شايد به راحتي نشستن پشت كامپيوتر و شروع يك بازي مهيج باشد‌.

 آن ها كه موفق شده اند مي گويند كه: باور كنيد بههمين سادگي‌.

به شرطي كه روش تغيير كردن را پيدا كنيد و گرنه مجبوريد كه سال هاي سال باباورهاي اشتباه زندگي كنيد كه مانع رشد شما هستند.

بسياري از مردم از تغييرمي‌ترسند، آن ها مي‌گويند:

من سال هاست به همين روش زندگي كرده‌ام‌. 

اين جمله طلاييرا روي يك كاغذ بنويسيد و در جلوي چشمتان قرار دهيد:

معادلات زندگي در گذشته با حال برابر نيست چه برسد به آينده‌.

مي گويند، شكست مبناي پيروزي است. قبول.

مي گويند از گذشته بايد پند آموخت. قبول.

مي گويند تجربيات ارزشمند است. قبول.

مي گويند و مي گويند و مي گويند و ... همه همه قبول.

اما من بايد چه كنم؟

بايد از كجا شروع كنم؟

چه شكلي بايد شروع كنم؟

و خيلي سوالات اين شكلي و بدون جواب براي نسل امروز.

قدر مسلم، هرگز نبايد آن چهرا در گذشته انجام داده‌ايم و از آن نتيجه‌اي نگرفته‌ايم را به فراموشي بسپاريم. اگر منبع حركت ما از گذشته تا امروز از سرچشمه اي غني سيراب مي گردد، فقط كافي است قدري تعمق، قدري صبوري، قدري بازنگري، قدري جستجو، قدري مطالعه و قدري حضور در فضايي كه تا اين لحظه از آن بهره اي در خور و شايسته آن نبرده ايم را تجربه كنيم.

گذشته ما دوست ماست. اگر بد بود، تجربه اي ارزشمند از يك دوست بود. و اگر هم خوب، باز هم يك تجربه از يك دوست بود.

نقطه آغاز من:

 محبت كردن و محبت ديدن در فضايي ارزشمند است كه بدون چشم داشتي، توقع نابجايي، هدف ناميموني، هم افزايي ايجاد كند. مثل محبتي كه در محيط خانواده صرف مي شود. و اين اولين اقدام من براي انتخاب مسيري بود كه به وضوح كامل موفقيت را در آن مي ديدم و اين شروعي بود براي:

من بايد چه كنم، از كجا شروع كنم، چه شكلي شروع كنم بود.

 شك نكنيد، بايد عقايد راتغيير داد و باورهاي جديدي در ذهن كاشت‌. از بهترين باورها اين است كه هميشه راهيبراي حل مشكلات وجود دارد.

يك مثال :

زماني كه قرار بود انسان به كره ماه فرستاده شود، همه چيز تقريبا مهيا شده ولي در آخرين آزمايش ها امريكايي ها متوجه شدند كه در خلع نمي توان از خودكار استفاده كرد. چرا چون جوهر در شرايط خلع كار نمي كرد. اتفاقي كه افتاد اين بود كه بلافاصله از كارشناسان و دانشمندان كمك گرفته و هزينه هاي بسياري را نيز صرف اين تحقيق نمودند و در نهايت پس از گذشت زماني، توانستن جوهري را بسازند كه در شرايط بسيار متفاوت از هم قابل استفاده است. ولي در همان لحظات اوليه بروز اين مشكل روس ها با يك نگرش متفاوت موضوع را در لحظه حل نمودند و از مداد استفاده كردند.

هميشه و در هر موقعيتي مي‌توان به نتيجه رسيد. اصلا مهمنيست تا به حال چه بر سرمان آمده است. اگر باور داريم كه هر مشكلي راه حل خاص خود را دارد. پس حتما راه حل آن را پيدا مي‌كنيم. فكر انسان مي بايست بر همان موضوعاتي متمركز شود كهدرباره‌اش سوال دارد.

اين مطالب بخشي از اينترنت و بخشي از تجربيات خودم بود

با آرزوي يافتن مسير رشد بر همه جوانان اين مرز و بوم

داود اميراحمدي

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
شادی

سلام وبلاگ خيلی مفيد و با ارزشی داريد.خوشحال شدم که به ياد من بوديد. موفق باشيد.