عاشقاني که از عشق تهي اند

عاشقاني که از عشق تهياند

يكي از اساسي ترين توهمات آدمي، ايناست كه گمان مي كند عشق را مي شناسد، به همين سبب از تجربه عشق عاجزاست.

هر كسي مي پندارد كه مي داند عشق چيست،بنابراين، نيازي بهتجربه آن احساس نمي كند. به همين دليل عشق با دنياي ما قهر كردهاست.

ما با عاشقاني روبروييم كه از عشق تهي اند. والدين تظاهر ميكنند كه فرزندانشان را دوست دارند،
شوهران تظاهر ميكنند، همسران تظاهر مي كنند، تظاهر و تظاهر.

البته هيچ كس بهعمد اين كار را نمي كند. بسياري از آن ها نمي دانند كه چنين ميكنند. اي كاش از همان ابتدا آدم ها مي آموختند كه عشق برترين هنرزندگي ست، به جادو  مي ماند و معجزه مي كند!

اي كاش مي آموختند كه عشقرا بايد كشف كرد، بايد براي كشف آن زحمت كشيد،بايد به ژرفاي آن  رفتو شيوه هاي آن را آموخت!

عشق، هنر است.

عشق ورزيدن، مهارتنيست،بلكه امكاني بالقوه در همگان است، به همين سبب اميد آن هستكه
روزي همگان به بلنداي بلند عشق صعود كنند. در واقع تنها در چنانروزي ست كهانسانيت حقيقي زاده مي شود.

ما هنوز پيش از آن واقعهعظيم زندگي مي كنيم. آن واقعه بزرگ و باشكوه هنوز روي ندادهاست.

 

/ 0 نظر / 3 بازدید