يک حکايت

در حمام های عمومی گذشته رسم بر این بود که دلاکانپشت مشتریان خود را کیسه می کشیدند و چرک های آنان را روی بازویشان جمع می کردند تامشتری چرک های خودش را ببیند و به دلاک پول بدهد.

روزی حکیمی به حمام رفت و دلاک بهرسم دلاکان او را کیسه کشید و چرک بر بازوی او جمع کرد و چون می دانست این مشتریحکیمی فرزانه است از او پرسید :

 یا شیخ به من بگو که رسم جوان مردی چیست؟

شیخگفت: آن است که چرک {بدیها} مرد را به چشم او نیاوری

/ 0 نظر / 3 بازدید