شادی تنها راه مبارزه با افسردگى و ناهنجارى‌هاى اجتماعى

شادی تنها راه مبارزه با افسردگى و ناهنجارى‌هاى اجتماعى

به اعتقاد روان شناسان حذف افسردگى ازجامعه بشرى که نتیجه بارز صنعتى شدن و توسعهتکنولوژى است ناممکن است ولى آن ها توصیهمی‌کنند براى مقابله با این بیمارى که هر لحظه رو به افزایش است، باید مهارت در رویارویى کسب کرد. بر اساس پیش‌بینى‌هاىکارشناسان سازمان بهداشت جهانى، افسردگىتا سال ۲۰۲۰ میلادى دومین بیمارى جهانخواهد بود. در آمریکا دهه پایانى قرن بیستم دهه افسردگى نام گذارى شد و تحقیقاتگسترده‌اى پیرامون علل این بیمارى صورت گرفت.

افسردگى یک حالت روانى احساسى است کههمگان در لحظاتى به آن دچار می‌شوند اما اینعارضه تنها تا زمانى طبیعى تلقى می‌شودکه کوتاه مدت باشد و علایمى هم چونبی‌خوابى، بى‌اشتهایى شدید، ناتوانى در لذتبردن از تفریح یا احساس گناه و میل به گریهنداشته باشد. متخصصان چهارده الگو درتشخیص افسردگى دارند که علاوه بر موارد یادشده، از جمله احساس پوچى یا یک سرى دردهاىبدنى است. ما در زبان روزمره از افسردگىبراى توصیف ترکیبى از احساسات غمگینى، ناکامى، ناامیدى یا رخوت و بی‌حالى وبى‌انگیزگى استفاده می‌کنیم حال آن که پزشکانو روان شناسان بالینى این کلمه رابه شیوه‌ای متفاوت به کار می‌برند چون ازنظر آن ها این یک بیمارى است که به درمانویژه نیاز دارد.

به گفته معاون سابق دانشجویى وزارتعلوم، جوانان و دانشجویان بیش از دیگر اقشارجامعه در معرض تهدید‌ها و آسیب‌هاىاجتماعـى قرار دارند و هم اکنون افسردگىجمعیت دانشجویى را به شدت تهدید می‌کند.

ناهنجارى‌هاى اجتماعى زمینه‌ای مناسب براىبروز بسیارى بیماری هاى روانى از جملهافسردگى است. استرس و اضطراب در جامعه ناشىاز ضعف نظام تامین اجتماعى و امنیتشهروندان است. 

آیا نبود فضاى ” شادى“ در اجتماعزمینه‌ساز افسردگى نیست؟

 در حالی کهجامعه ما جوان است و جوان نیروى فعالى است کهبه شادى، تحرک، شغل، آموزش ، تفریح یاامنیت روحى نیاز دارد.در حال حاضر سطح امید جوانان به آینده به شدت کاهش یافته واین ناامیدى باعث بروز مشکلات فراوان درجامعه است. وجود فاصله طبقاتى و فقدانعدالت اجتماعی عامل تشدید کننده افسردگىاست.

دکتر علیرضا جزایرى روان شناس بالینى واستادیار دانشکده بهزیستى و توانبخشى درهمین زمینه می‌گوید:

طبیعی ا‌ست که آن چه یک جوان اززندگی‌اش می‌خواهد با آن چه یک آدم میان سالمی‌خواهد یا یک آدمی که زندگی‌اش یک ‌مقداریپایه‌ریزی‌شده‌تر هست می‌تواندمتفاوت باشد. جوان‌ها بنابه دوره‌ سنی‌شانمی‌توانند حساس‌تر باشند و توقعاتشانبیشتر باشد، و درست هم هست. وظیفه‌ همه‌ ماست کهآینده‌ مطمئنی برای جوان هایمان فراهم کنیم.مسایلی که می‌تواند یک نوجوان را افسردهکند با مسایلی که یک فردبزرگ سال را افسرده می کند متفاوت است.

دوره‌ بلوغ نوجوانی دوره حساسی ا‌ست. در این دوره فرد اگر دچار مشکلبشود، برایش مسایل هویتی پیش می‌آید. تردید پیش می‌آید، من کی هستم و اصلا در زندگی‌ام می‌خواهم چه کار بکنم. در دورهبزرگ سالی وقتی که افسردگی ایجاد می‌شودشاید کمتر مسایل هویتی و بیشتر مسایلمحیطی یا مسایل ارتباطی، روابط فردی یامسایل اقتصادی بیشتر بتواند افراد را دچارتنش و در نهایت وادار به واکنش‌هایافسرده‌گونه بکند.

در اروپا آمار افسردگى و به دنبال آنآمار خودکشى رو به فزونى است. مطبوعاتچین حتى در واپسین روزهای سال ۲۰۰۳ از وجود۲۰میلیون چینى افسرده در کشورشان خبردادند. آیا مسوولین ما براى حل این معظل جوانان کشورمان، کاری، برنامه ای و یا ... در دست اقدام دارند؟

دکتر جزایری اضافه می کند:

به اعتقاد من  به یک آموزش عمومی نیاز داریم. همه افراد نمی‌دانند که باید بامشکلات شان چه جوریروبرو بشوند. جزو وظایف سازمان های بهداشتی وبهداشت روانی هست که مردم را آموزش بدهند.

هم اکنون در سایت‌هایی کشورهای غربی که مربوطبه افسردگی هستند برای مردم عادی به زبان ساده آگاهیمی‌دهند، علائم‌اش را می‌گویند، زنگ‌هایخطر و هشدار دهنده‌اش را می‌گویند ومی‌گویند که اگر دچار این مشکل شدید، کجابروید، چه جوری می‌توانید خودتان به خودتانکمک کنید و این که چه کسانی هستند درجامعه که می‌توانند به شما کمک بکنند. همه این ها کمک‌هایی‌ است که باید در قالبکمک‌های بهداشت روانی یک جامعه، برایهمه و نه فقط برای جوان ها، در دسترس باشد

 افسردگی می‌تواند باعثخیلی از اختلافات درون خانواده بشود،می‌تواند باعث خشونت بشود، می‌تواند باعثکودک‌آزاری بشود، همسر آزاری بشود.

به هرحال وقتی شخص از تعادل روانی خارج شد، می‌تواند عوارض وخیمیداشته باشد. باید ما مردم را تجهیز کنیمکه از لحاظ روانی بتوانند با استرس‌هاروبرو بشوند. جامعه بدون استرس یک رویاستو اصلا چنین چیزی وجود ندارد، ولی ماباید مردم را توانمند بکنیم و در جهت توانمندسازی‌شان قدم برداریم.

از سوى دیگر دکتر محمد حسین فرجادآسیب‌شناس نیز در گفتگویى با خبرگزارى مهر بااشاره به عوامل موثر در ایجاد افسردگىمیان جوانان می‌گوید:

نیازهاى عاطفى،فشارهاى تحصیلى مانند کنکور، نقایص جسمى وفیزیکى و مشکلات هویتى و مالى از مهم ترینعوامل موثر در شکل‌گیرى افسردگى به ویژهمیان جوانان است. به گفته دکتر فرجاد سنافسردگى در ایران از ۲۸ سال به ۱۷ سال کاهشیافته و این بسیار نگران کننده است.

 چنان چه برنامه‌ریزى دقیق و مناسبی براى کاهشتنش‌هاى اجتماعى صورت نگیرد، باید منتظرافزایش روزافزون افسردگى و به دنبال آنخودکشى میان جوانان بود

دکتر فرجاد در  مورد  بروز افسردگى حاد بین شهروندانمیان سال مى‌افزاید درست است که این گروه تعدادى از مشکلات جوانان را ندارند اما درعوض مشکلات خانوادگى و اقتصادى، چنان آن هارا تحت فشار قرار داده که راهى ندارند جزدرون‌گرایى که در آخر بازهم به افسردگىختم می‌شود.

به گفته دکتر جزایرى :

مراجعه به مطب‌های روان شناسی یاروان پزشکی در زمان افسردگی‌های اقتصادی درکشورها یا بحران‌های اقتصادی بیشتر است.

در سال ۱۹۲۹ در آمریکا که بحران اقتصادی ایجاد شد، یک باره نرخ خودکشی به شدت بالارفت. حالا شما یک منبع اقتصادی‌اشرا می‌فرمایید که افراد دچارسرخوردگی‌های اقتصادی می‌شوند، ممکن است درصدی همدچار سرخوردگی‌های هدفی در زندگی‌شانبشوند، مثلا به یک چیزی اعتقاد داشتند، بعد در اعتقادات‌شان یا در سیستم‌هایارزشی‌شان یا در سیستم‌های فکری‌شان یاذهنی‌شان می‌تواند تغییراتی ایجاد بشود. خود تغییر فی‌نفسه افسرده‌کننده نیست،چون آن وقت اصلا جوامع پیشرفتنمی‌کردند. یک فردی هم می‌تواند دچار یاس فلسفیبشود یا دچار مثلا یک‌جور واکنش‌های منفیبشود در ارزش‌هایش یا یک کسی به یکسیستمی اعتقاد داشته، بعد حالا دیگر به آنسیستم اعتقاد ندارد و سیستم جایگزینی هم برای آن ندارد. و این به معنایتنش و اضطراب است. همیشه هم فقط واکنشافسردگی نیست. بعضی‌ها می‌توانندپرخاشگر، بعضی‌ها مضطرب، بعضی‌ها گوشه‌گیر و بعضی‌ها می‌توانند معتاد به هر نوع مواد مخدر شوند.

طبق تحقیقات صورت گرفته حدود ۲۰ درصددانش آموزان ایرانی افسرده هستند. طبقپژوهش‌هاى صورت گرفته توسط کارشناسانآسیب‌هاى اجتماعى در مدارس و به نقل ازخبرگزارى مهر، افسردگى در دانش آموزان مورد مطالعه با وضعیت مالى خانواده، چگونگى

/ 1 نظر / 4 بازدید