به نام خدای مهربون

بي تو دلتنگي به چشمانم سماجت مي کند

واي ، دل چون کود کي بي تو لجاجت مي کند

اشتياق ديدن تو ميل خاموشي نکرد 

هيچوقت عشقت به دل فکر فراموشي نکرد

عشق من با تو به ميزان تقدس مي رسد

بي حضورت دل به سر حد تعرض مي رسد

''دوستت دارم" براي من کلام تازه نيست

حدعشقت را برايم هيچ چيزاندازهنيست

در غياب توغريبانه فراغت ميکشم

بر گذشت لحظه ها طرحي ز طاقت ميکشم

چشمهايم را نگاه تو ضمانت ميکند

گرمي دست مرا دستت حمايت ميکند

با تنفس درهواي توهنوزمقانعم

ابتلاي سينه را اين گونه از غممانعم

چشم هاي مهربان تو فراموشمنشد

هيچ کس جز ياد تو بي تو هم آغوشمنشد

من تو را با التهاب سينه ام فهميده ام

ساده گويم خويش را با بودنت سنجيدهام

/ 0 نظر / 4 بازدید