سه صافی

شخصى نزد همسایه منآمد و گفت:

گوش کن! مى خواهم چیزى برایت تعریف کنم.

دوستى به تازگى در مورد تومى گفت:

همسایه ام حرف او را قطع کرد: قبل از این که تعریف کنى، بگو آیا حرفترا از میان آن سه صافى گذرانده اى یا نه؟

کدام سه صافى؟

همسایه ام گفت: اول از میان صافى واقعیت. آیا اطمینان داری چیزى که تعریف مى کنى واقعیت دارد؟

نه. من فقط آن را شنیدم. شخصى آن را برایم تعریف کرده است.

همسایه ام سرى تکانداد و گفت:

پس حتما آن را از میان صافى دوم یعنى صافى شادى گذرانده اى. مسلماچیزى که مى خواهى تعریف کنى، حتى اگر واقعیت نداشته باشد، باعث خوشحالى اممى شود.

دوست عزیز، فکر نکنم تو را خوشحال کند.

بسیار خوب، پس اگرمرا خوشحال هم نمى کند، حتما از صافى سوم، یعنى صافى فایده، رد شده است. آیا چیزىکه مى خواهى تعریف کنى، برایم مفید است و به دردم مى خورد؟

نه،به هیچ وجه!

همسایه ام گفت: پس اگر این حرف، نه واقعیت دارد، نه خوشحال کنندهاست و نه مفید، آن را پیش خود نگه دار و سعى کن خودت هم زود فراموشش کنى.

/ 0 نظر / 4 بازدید